امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
اشاره : انتشار یادداشت «وقتی که گمشده توسعه را یافتیم» نوشته امید حلالی در شوشان واکنش هایی از جمله دو یادداشت کاملن متفاوت زیر را در شبکه های اجتماعی از طرف آقایان دکتر لفته منصوری و محمد شریفی در پی داشت که نظر به اهمیت هر دوی آنها در یک نوشتار منتشر می شوند. شوشان ضمن استقبال از تضارب آرا و هم اندیشی قضاوت در این مهم را بر عهده عموم می گذارد :
استاد ارجمند و روزنامهنگار پرارج خوزستانی، جناب آقای امید حلالی
یادداشت شما از شبی شرجی و ماجرای بهظاهر سادهی پنچرگیری، در آیینه روایتتان به مدرسهای از فتوّت و خوزستانی بودن بدل شد؛ مدرسهای که در آن، لحظهای پیشپاافتاده، به درسی ماندگار از مرام و منش این دیار تبدیل میشود.
من در آن نشست، نه به عنوان جامعهشناس، که تنها به منزلهی دانشآموزی در وادی جامعهشناسی، از «غول چندسَر تعارض منافع ملی و استانی» سخن راندم؛ از زخمهای نفت و جنگ، از بلایای طبیعی و مصنوعی، و از مدیریتی که دهههاست به نگاه تبعی و تابعیتی مرکز خو کرده است؛ نگاهی که به نام منافع ملی، پیوسته بر شانههای خوزستان فشار آورده است: بر آب و خاکش، بر نخل و نیزار و تالابش، بر آسمان و زمینش، و از همه مهمتر، بر انسان خوزستانی ــ اصیلترین سرمایه این دیار.
اما شما، با نگاهی گرم و انسانی، یادآور شدید: ورای این سنگینیها و مصائب، هنوز «روح خوزستان» زنده است؛ روحی که در شانههای خالدی، در غیرت حسینی، در دستهای خاکی و پینهبستهی مردمان سادهدل و بزرگمنش رخ مینماید؛ مردمانی که بیهیچ حساب و کتاب، بیهیچ چشمداشتی، فتوت را زندگی میکنند.
و این، یعنی خوزستانی بودن:
فارس و عرب و بختیاری و شوشتری و دزفولی و قشقایی و آبادانی و بهبهانی؛ آنان که اگرچه در خوشبختی مشترک ننشسته باشند، در درد مشترک بیگمان به هم میرسند. و کافی است ــ آری کافی است ــ حتی در ماجرای پنچرگیری، در شرجی نیمهشب، کنار هم بایستند، تا دوباره رشتههای همدلی تنیده شود و خوزستان، همان خوزستانِ زنده و پیوندخورده، رخ بنماید.
این سرزمین، جویباری است رنگین و بیقرار، که از ژرفنای تاریخ میجوشد؛ گاه خروشان، گاه آرام، اما همیشه جاری. و روزی که تدبیر ملی، گوش جان به صدای این جویبار بسپارد، آن روز است که «توسعه انسانی» ــ همان شاهبیتی که شما بدان اشاره کردید ــ از دل رنجها و زخمها به حقیقت خواهد نشست.
سپاس از شما که با قلم خویش، نه تنها رویداد، که مرام و هویت خوزستان را پاس میدارید. امید آن دارم که ما ــ دانشآموزان این دیار ــ در مدرسهی بزرگ خوزستان، درس فتوت، رادمردی و همدلی را هرگز از یاد نبریم.
با احترام و مهر
لفته منصوری
پنجشنبه، ۶ شهریورماه ۱۴۰۴
جناب استاد حلالی عزیز
با سلام
یک تجربه که اتفاقی برای شما پیش آمد را نمی توان عمومیت داد۔
من نگاه مالتوزیانیستی (بدبینانه) ندارم ، اما خیلی هم خوش بین نیستم ، که آسیب های وارده به جامعه ، همینطوری و اتفاقی ترمیم بشود۔
محض اطلاع شما نسل وای به علت کهولت سن یا مرگ میر عملا از حیز انتفاع ساقط شده اند، نسل ایکس بخش زیادشان مراحل بازنشستگی را دارند طی می کنند و به عبارتی دارند غزل خداحافظی را سر می دهند۔ نسل زد و نسل آلفا که بزودی شیرازه ی امور را در دست خواهند گرفت، با دو نسل قبل اصلا مقایسه نیستند۔ نظام تعلیم و تربیت فرتوت ایران حتی شناخت حداقلی به نسل آلفا ندارد۔ جهان متمدن کارهای مطالعاتی شان را روی دو نسل اخیر متمرکز کرده اند، نظام آموزشی شان را مطابق ذائقه های این نسل عملیاتی کرده اند، شما کتاب های درسی دانش آموزان را ورق بزنید، دانش آموزگاران را مورد سنجش قرار بدهید، همه چیز در حد تجربیات قرن ۱۹ پیش می رود۔ سقوط میانگین نمرات دانش آموزان که میانگین آنها به ۸ می رسد ، فکر می کنید نتیجه چیست؟ نتیجه ی بروز نبودن شیوه های آموزشی در ایران است، جنگ ما در خوزستان روی این است که فلان مدیرکل عرب باشد یا بهبهانی یا شوشتری۔۔۔ ما از همه چیز غافل شده ایم ، سقف مطالبات ما قومی است و اصولا کاری به نسل های آینده نداشتیم و نداریم۔۔۔
با اجازه شما کشور کره جنوبی با ساخت انواع انیمه ها ، نسل آلفا را در سراسر جهان و بیستر کودکان ایرانی را تحت تاثیر قرار داده است، من کودکان زبادی دیدم که زبان ژاپنی و کره ای را بهتر از فارسی تکلم می کنند۔
دو نسل اخیر نه میلی به تعلیمات دینی دارند و نه علاقه ای به هویت ایرانی ، مرجع آنها گوگل است،
جناب حلالی من اصلا خوش بینی شما را ندارم۔
محمد شریفی