امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ جعفر دیناروند :
معنای لغوی:دهخدا: با حروف عربی برابر با عتق، حریت، اختیار، خلاف بندگی و رقیت و عبودیت و اسارت و اجبار، قدرت عمل و ترک عمل،قدرت انتخاب.
معین: آزادگی، آزاده بودن، رهایی، خلاص، شادی، خرمی، استراحت، آرامش، جدایی، دوری،شکر، سپاس.
عمید: آزادگی، رهایی، وارستگی، بی قید و بند،نقیض بنده، ضد بندگی.
تعریف:آزادی(librety) شامل آزادی شخص از قیدهایی که با اراده ی خود انتخاب نکرده است و خودداری از دخالت در شئون دیگران یا مخل آزادی دیگران شدن می گردد.در معنای دیگر آزادی در انتخاب فعالیت های خود و اظهار عقاید شخصی است.
توضیح:آزادی واژه ای زیبا و جذاب در زندگی انسانی است.بسیاری از تلاش های انقلابی، برای به دست آوردن آن انجام گرفته اند.در هر روندی، دارای طرفداران پر و پا قرصی است.ذات انسانی با آن هماهنگ است و خواستاری او برای کسب نمودنش حد و اندازه ای ندارد.
از طرف دیگر،هر واژه ای که دارای طرفداران زیادی است را باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد.آزادی، کلمه ای زیبا اما فریبنده ای است.مانند رفاه که ممکن است منجر به تنبلی شود.مانند احترام که ممکن است منجر به سو استفاده گردد.مانند اصرار که حاصلش، بدبینی است.
آزادی یک واژه و مانند سایر کلمه ها، دارای معنا و مفهوم است.زیبایی و جذابیت آن به حدی است که مانند سایر واژه ها، موجب فراموشی آن می گردد.بعضی آن را از دیگر کلمه ها جدا می دانند.برایش جایگاه خاصی ایجاد می نمایند.یعنی، آزادی هم، مانند سایر کلمه ها، دارای معناست.
آزادی در هر مکانی، دارای مفهوم خاص آن مکان است.ما آن را در روند تربیت مورد بررسی قرار می دهیم و معتقدیم که معنا و مفهوم آن در این کوشش، واضح تر و حقیقی تر از سایر موارد است.تربیت، آزادی را به دید یار و یاور می نگرد و به دنبال آن است تا از آن، برای رسیدن به اوج هدف خود، استفاده نماید.
بر این اساس، آزادی برای تربیت دان آن فضایی است که رشد بیشتری را ایجاد نماید.رسیدن سریع تر به آدمیت و جوهره انسانی است.غوطه ور نشدن در حصارهای عقب ماندگی است.هرچه رشد و تعالی افرادبیشتر شود،این آزادی، حقیقی تر است.از نظر ما، آزادی باید منجر به تعالی و پیشرفت افراد شود.
آزادی بی بند و باری نیست.محدود کردن خویشتن در بندهای شهوات و خود خواهی نیست.آزار دیگران و استثمار همنوع نیست.در زندان سانسور شخصی ماندن نیست.ماندن و به انتظار دیگران نشستن نیست بلکه، آزادی، رها شدن از خویشتن و رسیدن به قله تعالی انسانی است.
در این روند،هر آنچه باعث توقف فرد شود، ضد آزادی است.غوطه ور شدن در هرزگی و همجنس بازی،رها کردن اصول انسانی به بهانه دستیابی به آزادی و قتل و کشتار به نام آزادی،مورد تایید تربیت نیست.
بهترین آزادی، رها شدن از قید و بندهای فکری است.فرار از حصرهای عقلانی است.وارد شدن در تفکر و تعقل است.باهوش بودن و دقیق اندیشیدن است.تصمیم بر اساس ظرافت و تفکر است.تربیت، چنین فضایی را که منجر به رشد قوا و استعدادها می شود، آزادی می نامد.