امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ صالح محمدیان :
در بازه زمانی کمتر از یک هفته، دو شهر کلیدی استان خوزستان (آبادان و اهواز) میزبان سفیر ژاپن بودند. بررسی تطبیقی این دو رویداد، الگوهای رفتاری متمایزی را در برخورد با مقامات بینالمللی آشکار میسازد. در آبادان، مراسم به گونهای اجرا شد که محتوای آن به سرعت در پلتفرمهای دیجیتال و رسانههای جهانی منتشر گردید، در حالی که مراسم مشابه در اهواز با حداقل بازتاب رسانهای همراه بود. این تمایز در سطح انتشار رسانهای، خود شاخصی قابل تأمل برای ارزیابی کارایی دیپلماتیک این دو رویداد محسوب میشود.
در مراسم آبادان، شهردار شخصاً اقدام به سرو قهوه برای سفیر یکی از کشورهای عضو G7 نمود. در این چیدمان عملیاتی، اجرای هوسه (یکی از آیینهای سنتی استان) در برنامه گنجانده شده بود و فضای کلی مراسم بیش از آنکه منطبق بر استانداردهای ملاقاتهای دیپلماتیک باشد، به یک رویداد محلی با کارکرد گردشگری شباهت داشت.
در مقابل، شهردار اهواز با رعایت کامل پروتکلهای مصوب وزارت امور خارجه، مدل استانداردی از یک استقبال رسمی را به اجرا گذاشت: انتخاب سالن رسمی، ارائه سخنرانی ساختاریافته، اهدای هدایای نمادین شهری بدون تمرکز بر عناصر محلی، و مهمتر از همه، کنترل دقیق محتوای تولیدی جهت پیشگیری از انتشار تصاویر غیرحرفهای.
این تقابل رفتاری را میتوان نشاندهنده وجود دو الگوی فکری متفاوت در مدیریت روابط بینالملل در سطح محلی دانست.
رویکرد شهردار آبادان که بر ارائه تصویری "سنتی و صمیمی" متمرکز بود، از درک نادرستی از الزامات دیپلماتیک در سطح جهانی ناشی میشد. بر اساس استانداردهای پذیرفتهشده بینالمللی، اقدام شهردار به سرو مستقیم قهوه، نه به عنوان نشانه صمیمیت، بلکه به عنوان عدول از سلسله مراتب اداری و کاهش جایگاه میزبان تفسیر میگردد.
در مقایسه، الگوی اجرایی شهردار اهواز کاملاً با موقعیت راهبردی استان خوزستان همخوانی داشت. این مدل مدیریتی بر حفظ اعتبار ملی، پرهیز از تولید محتوای رسانهای غیرحرفهای و ارائه تصویری نظامیافته از حکمرانی شهری استوار بود.
کمرنگ بودن بازتاب رسانهای این مراتب را میتوان نشانه موفقیت عملیات دیپلماتیک آن ارزیابی نمود، چرا که در مدیریت روابط بینالملل، مطلوبترین خروجی، اجرای بدون حاشیه و حفظ حیثیت ملی است.
با توجه به اهمیت اینگونه مراسم در نمایش ظرفیتهای استان، به نظر میرسد ترکیبی از رویکردهای دو شهر میتوانست نتیجه مطلوبتری به همراه داشته باشد.
بهترین شیوه اجرایی میتوانست تلفیقی از رعایت پروتکلهای دیپلماتیک با نمایش اصالتهای فرهنگی باشد؛ به گونهای که در چارچوبی مشخص و برنامهریزی شده، عناصر فرهنگی اصیل در جایگاه مناسب خود ارائه شوند.
برای نمونه، اجرای برنامههای فرهنگی مانند هوسه میتوانست در بخش جداگانهای از برنامه و با حضور هنرمندان محلی صورت پذیرد، در حالی که بخش رسمی ملاقات با رعایت کامل استانداردهای دیپلماتیک انجام شود.
چنین رویکردی همزمان میتواند اصالت فرهنگی و ظرفیتهای مدیریتی استان را به شکلی متوازن به نمایش بگذارد.