کد خبر: ۱۱۳۹۱۱
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۲

روایت نیمه‌روشن از تاریکیِ پول‌های کثیف

شوشان ـ محسن تقیانی :

فیلم #کارواش ساخته جدید احمد مرادپور، سودای آن را دارد که در قامت یک تریلر پلیسی ـ اجتماعی، به قلب یکی از عمیق‌ترین زخم‌های اقتصاد ایران بزند: فساد سیستماتیک و پولشویی سازمان‌یافته. سوژه‌ای ملتهب، به‌روز و به‌شدت دراماتیک؛ آن‌قدر جذاب که می‌توانست بدل به یکی از مهم‌ترین آثار این ژانر در سال‌های اخیر شود. اما آنچه روی پرده می‌آید، بیش از آنکه افشاگر باشد، محافظه‌کار است؛ بیش از آنکه تیز باشد، کند است؛ و بیش از آنکه سینما باشد، به یک گزارش تصویری بی‌خطر شبیه است.

داستان درباره یک مأمور مالیاتی از مرکز مبارزه با پولشویی است که به همراه یک همکار خانم روی پرونده‌های کلان فرار مالیاتی کار می‌کنند. با قتل همکار زن، ماجرا برای قهرمان شخصی می‌شود و او در پی کشف شبکه‌ای پیچیده از پول‌های کثیف، به سرشاخه‌ها نزدیک می‌شود. این طرح روایی، پتانسیل یک تریلر معمایی نفس‌گیر را دارد؛ روایتی که می‌توانست همزمان هم ساختارهای پنهان قدرت اقتصادی را به چالش بکشد و هم تعلیقی پرتنش خلق کند. اما فیلمنامه متوسط و کارگردانی کم‌جان، این ظرفیت را در حد یک ملودرام تلویزیونی و سفارشی فروکاسته‌اند.

فیلم در پرده نخست، با گره‌افکنی مناسب و فضاسازی قابل قبول، نوید یک اثر جدی را می‌دهد. اما هرچه پیش می‌رویم، ریتم شتاب‌زده، شخصیت‌پردازی‌های سطحی و دیالوگ‌های شعاری، مخاطب را از جهان روایت بیرون می‌اندازند. قهرمان نه عمق پیدا می‌کند و نه از حد تیپ بالاتر می‌رود؛ ضدقهرمان‌ها نیز در هاله‌ای از کلیشه باقی می‌مانند. گویی فیلم از نزدیک شدن واقعی به سازوکار فساد واهمه دارد؛ از نام بردن، از نشان دادن، از دقیق شدن.

از منظر اقتصاد سیاسی، «کارواش» می‌توانست به کالبدشکافی نسبت قدرت و سرمایه در ساختارهای رانتی بپردازد و به این پرسش که چگونه شبکه‌های پولشویی در پیوند با بوروکراسی ناکارآمد و مناسبات غیرشفاف، بازتولید می‌شوند، پاسخ دهد. اما فیلم ترجیح می‌دهد فساد را به چند چهره مبهم تقلیل دهد، نه به یک سازوکار ساختاری. در نتیجه، به‌جای آنکه نقدی ریشه‌ای بر اقتصاد غیرشفاف و چرخه انباشت نامولد سرمایه باشد، به روایتی شخصی و محدود فرو می‌کاهد؛ گویی مسأله، چند فرد خطاکار است نه یک منطق اقتصادی مسلط.

از احمد مرادپور، به‌عنوان فیلمسازی با تجربه، انتظار می‌رفت جسورانه‌تر به دل تاریکی بزند؛ تاریکی‌ای که سال‌هاست بر سپهر اقتصادی سایه انداخته و پیامدهای اجتماعی آن، از شکاف طبقاتی تا بی‌اعتمادی عمومی، قابل انکار نیست. اما «کارواش» به‌جای آنکه چراغ قوه‌ای بر این تاریکی بتاباند، در نیم‌سایه‌ها حرکت می‌کند و در نهایت، بی‌آنکه چیزی را تکان دهد، به پایان می‌رسد.

در نهایت، «کارواش» بیش از آنکه به‌مثابه یک اثر افشاگر عمل کند، شبیه گزارشی کنترل‌شده از دل همان ساختاری است که قرار بوده به چالش بکشد. وقتی سازمان امور مالیاتی به‌عنوان سرمایه‌گذار در کنار پروژه قرار می‌گیرد، طبیعی است که فیلم در ترسیم مرزهای نقد، محتاطانه قدم بردارد و از ورود به لایه‌های عمیق‌تر و رادیکال‌تر فساد پرهیز کند. این نسبت سرمایه و روایت، همان نقطه‌ای است که اقتصاد سیاسی سینما را عیان می‌کند: جایی که منبع تأمین سرمایه می‌تواند دامنه جسارت هنری را محدود کند. «کارواش» در چنین مختصاتی، به‌جای آنکه ساختار را زیر سؤال ببرد، به بازنمایی قابل‌قبول و بی‌خطر آن بسنده می‌کند؛ و همین، بزرگ‌ترین پارادوکس فیلمی است که می‌خواست علیه فساد اقتصادی فریاد بزند اما صدایش را پیشاپیش تعدیل کرده است.

 

نظرات بینندگان