امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ عاشور حسن زاده عرب :
9 اسفند 1404، روزی است که در تاریخ معاصر ایران به عنوان نقطه عطفی ثبت خواهد شد. آنچه در این روز رخ داد، نه یک عملیات محدود نظامی، بلکه اعلان جنگی تمامعیار علیه ملتی بود که در ماه مبارک رمضان، در خانههای خود آرامش داشت. حملات هماهنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی، نه تأسیسات نظامی صرف، که قلب شهرهای مسکونی را هدف گرفت. بر اساس آمار ارائهشده توسط امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، تا ۱۰ مارس ۲۰۲۶، بیش از ۱۳۰۰ غیرنظامی جان باختهاند که نزدیک به ۳۰۰ نفر از آنان کودک هستند . ۹۶۶۹ مکان غیرنظامی ویران شده است؛ از خانههای مسکونی (۷۹۴۳ واحد) گرفته تا مراکز درمانی (۳۲ مرکز)، مدارس (۶۵ مدرسه) و تأسیسات تأمین آب و انرژی . این آمار، روایتگر جنگی است که مرزهای اخلاق و حقوق بینالملل را درنوردیده است.
خیانت پشت میز مذاکره
واکنش اولیه مقامات ایرانی به این حملات، آمیخته با شوک و احساس خیانت بود. چرا که این تجاوز گسترده در شرایطی رخ داد که مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو با «پیشرفتهای خوبی» همراه بود . رضا نجفی، سفیر ایران در وین، با صراحت اعلام کرد که تهران دلیلی برای بازگشت به مذاکره با کشوری نمیبیند که از دیپلماسی تنها به عنوان ابزاری برای خرید زمان و غافلگیری استفاده کرده است . تحلیلگران غربی نیز این اقدام را نوعی «شوک درمانی» دیپلماتیک توصیف کردهاند که پیام آن برای تمام جهان روشن است: اگر با قدرتهای بزرگ پای میز مذاکره بنشینید، باید منتظر بمباران باشید. این بدبینی عمیق، اعتماد به هرگونه فرآیند دیپلماتیک آینده را به شدت مخدوش کرده است . انجمن بینالمللی حقوقدانان دمکرات (IADL) این اقدام را مصداق بارز «جنگ تجاوزکارانه» و نقض آشکار ماده ۲(۴) منشور ملل متحد خوانده است که استفاده از زور علیه تمامیت ارضی کشورها را ممنوع میکند .
بمباران مدارس و بیمارستانها
در میان انبوه آمار دلخراش، یک حمله به ویژه روح آدمی را میآزارد: بمباران مدرسه ابتدایی دخترانه در شهر میناب. هلال احمر ایران تأیید کرده است که در این حمله هوایی که در زمان حضور دانشآموزان در کلاسها رخ داد، دستکم ۱۶۵ دانشآموز و کادر مدرسه، در رده سنی ۷ تا ۱۲ سال، جان باختهاند . این حمله را هیچ منطق نظامیای نمیتواند توجیه کند. این جنایت جنگی آشکار و نمونهای از «قتل عام عمدی» است که در کنوانسیونهای ژنو به وضوح منع شده است . هدفگیری بیمارستانها و مراکز درمانی نیز به همین اندازه هشداردهنده است. ۳۲ مرکز پزشکی و دارویی که پناهگاه مجروحان و بیماران بودند، به آتش کشیده شدهاند . این اقدامات نه تنها نقض قوانین بشردوستانه، که نشانهای از نابودی کامل هرگونه هنجار اخلاقی در این جنگ است.
ترور دیپلماتها؛ هنجارشکنی بیسابقه
حمله رژیم صهیونیستی به هتل رامادا در بیروت و کشتن چهار دیپلمات ایرانی، یک هنجارشکنی دیگر در این جنگ بود . دیپلماتها در سراسر جهان، نماد حاکمیت کشورها و تحت حمایت کامل کنوانسیونهای بینالمللی هستند. هدفگیری عمدی آنان، فارغ از هر گونه توجیه، یک «اقدام تروریستی» و «جنایت جنگی» آشکار است . این اقدام نشان داد که هیچ خط قرمزی برای عاملان این جنگ باقی نمانده است. از خانهها و مدارس کودکان گرفته تا نمایندگان سیاسی یک کشور، همه آماج حملاتی قرار گرفتهاند که گویی در جهانی بدون قانون و بدون مسئولیت رخ میدهد.
هدف واقعی؛ تغییر رژیم یا تسلیم بیقید و شرط؟
مقامات آمریکایی و صهیونیستی به تدریج نقاب از چهره برداشتهاند. هدف اولیه که «جلوگیری از توسعه سلاح هستهای» خوانده میشد، جای خود را به مطالباتی بسیار بلندپروازانهتر داده است. بنیامین نتانیاهو در یک سخنرانی تلویزیونی اعلام کرد که هدف، «ریشهکن کردن رژیم ایران» است . دونالد ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خود نوشت: «هیچ توافقی با ایران وجود نخواهد داشت، مگر تسلیم بیقید و شرط!». این ادبیات، یادآور دوران جنگ جهانی دوم و مطالبات از قدرتهای شکستخورده است. اما ایران نه آلمان نازی است و نه ژاپن تحت اشغال. تحلیلگران منطقهای معتقدند این محاسبه که ایران به راحتی سقوط خواهد کرد، یک «اشتباه استراتژیک بزرگ» از سوی واشنگتن بوده است .
پایداری نظام و انتخاب رهبر جدید
در نخستین ساعات حمله، شهادت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر انقلاب، ضربهای سنگین به ایران بود . اما محاسبه مهاجمان برای فروپاشی نظام، به کلی اشتباه از آب درآمد. مجلس خبرگان در اقدامی سریع و با رأی قاطع، آیتالله سید مجتبی خامنهای را به عنوان رهبر جدید انتخاب کرد. او که به مواضع قاطعانهتر در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی شهرت دارد، بلافاصله مورد حمایت کامل نیروهای مسلح و گروههای همپیمان منطقه قرار گرفت . این وحدت و انسجام، نشاندهندهی عمق ریشههای نظام در جامعه و ناکارآمدی راهبرد «تغییر رژیم» از بیرون مرزهاست. ایران یک «سیستم» است و هرگز نمایش تکنفره نبوده است .
پدافند غیرعامل و آلودگی زیستمحیطی
یکی از ابعاد پنهان اما مرگبار این جنگ، تخریب تأسیسات زیرساختی و پیامدهای زیستمحیطی آن است. حملات به تأسیسات ذخیره سوخت در تهران و چند شهر دیگر، ابرهای عظیمی از آلایندههای سمی و خطرناک را در جو منتشر کرده است . هلال احمر ایران نسبت به خطرات جدی سلامتی برای کودکان، زنان، سالمندان و بیماران تنفسی هشدار داده است . این اقدام نه تنها یک جنایت جنگی، که نقض فاحش تعهدات بینالمللی زیستمحیطی از جمله کنوانسیون تغییرات اقلیمی سازمان ملل است . بمباران آبشیرینکن منطقه جزیره قشم نیز که منجر به قطع آب ۳۰ روستا شد، نشان داد که حتی حق اولیه زیستی مردم نیز در این جنگ از سوی مهاجمان محترم شمرده نمیشود .
جنگ فرسایشی؛ بنبست استراتژیک
نیروهای مسلح ایران بیکار ننشستهاند. سپاه پاسداران با شلیک موشک به پایگاههای آمریکا در قطر و عراق و همچنین اهداف رژیم صهیونیستی، نشان داد که توانایی پاسخگویی مؤثر را دارد . اعلامیههای رسمی ایران تأکید دارند که تا پایان تهدید، حملات ادامه خواهد یافت . این وضعیت، منطقه را وارد مرحله جدیدی کرده است: یک «جنگ فرسایشی» پرهزینه. وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اعلام کرده که عملیات «بدون محدودیت زمانی» ادامه دارد . اما تحلیلگران معتقدند که آمریکا تمایلی به درگیر شدن در یک جنگ فرسایشی طولانی ندارد و به دنبال خروج سریع از این باتلاق است . تلفات نظامی آمریکا نیز رو به افزایش است.
شوک به اقتصاد جهان و تنگه هرمز
جنگ به سرعت از مرزهای ایران فراتر رفته و اقتصاد جهان را هدف گرفته است. تداوم درگیریها در منطقه و تشدید تنش در تنگه هرمز، که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، باعث افزایش شدید قیمت نفت و به تبع آن، مواد غذایی و سایر کالاهای اساسی شده است . هشدارها در مورد بحران مواد غذایی در خاورمیانه جدی است . ایران اعلام کرده است تا پایان حملات، از صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به آمریکا و متحدانش جلوگیری خواهد کرد .
فروپاشی نظم حقوقی بینالملل
شاید عمیقترین پیامد این جنگ، ضربه مهلکی باشد که به پیکر حقوق بینالملل و نهادهای چندجانبه وارد شده است. آنچه در این مرحله رخ داد، فراتر از بسیاری از اصول و قواعدی است که نهادهای بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاده بودند. خطوط قرمز متعددی که پایههای نظم بینالمللی تلقی میشدند، نادیده گرفته شدند. این رویدادها را میتوان نشانه «شکست نظم جهانی» دانست . اتحادیه اروپا واکنشی سرد و محتاطانه داشته و حتی متحد نزدیک آمریکا یعنی بریتانیا، به دلیل نگرانی از غیرقانونی بودن حملات، از در اختیار گذاشتن پایگاههایش خودداری کرده است؛ البته به ظاهر!!! .
چهره واقعی جنگ علیه غیرنظامیان
اگر یک نتیجه از این فاجعه بتوان گرفت، این است که جنگ مدرن، مرز میان نظامی و غیرنظامی را به کلی محو کرده است. گزارش سفیر ایران در سازمان ملل به وضوح نشان میدهد که هدفگیری «عمدی و بیرویه» مناطق مسکونی پرجمعیت و زیرساختهای حیاتی، یک استراتژی است نه یک اشتباه . از بازار تجریش در تهران تا میدان انقلاب و آزادی، از خانههای مردم عادی در شهرهای بزرگ و کوچک تا مدارس ابتدایی در میناب، همه آماج حملاتی بودهاند که ادعا میشود «جراحی دقیق» است. اما بر روی زمین، این جراحی، کودکان و خانوادهها را قطعه قطعه کرده است .
جمعبندی؛ جهانی در انتظار فردا
پانزده روز از آغاز این جنگ میگذرد و منطقه و جهان در وضعیتی از بلاتکلیفی عمیق به سر میبرند. بیش از ۱۳۰۰ غیرنظامی کشته، هزاران زخمی، دهها هزار خانه ویران و میلیونها نفر در معرض آلودگیهای سمی و بحران اقتصادی قرار گرفتهاند. پاسخ ایران قاطعانه، اما توأم با خویشتنداری استراتژیک بوده است. اما اکنون پرسش اساسی این است که «فردا» چه خواهد شد؟ آیا شاهد آتشبسی خواهیم بود؟ آیا جنگ فرسایشی برای ماهها ادامه خواهد یافت؟ یا این آتشسوزی به کشورهای دیگر نیز سرایت کرده و نظم منطقهای را به کلی درهم خواهد شکست؟ آنچه مسلم است، ایران با وجود تمام خسارات، تسلیم خواست «تسلیم بیقید و شرط» نخواهد شد و هرگونه راهحل پایدار، تنها در سایه پایان تجاوز و احترام به حاکمیت ملی ممکن خواهد بود.