امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ منا حیدری :
جامعه شناس.روانشناس اجتماعی
(مشاور بهداشت روان)
پیش زمینه ی پرورش نَفس، آگاهی از چگونگیِ مدیریت های ذهنی در راستای ورود به چرخه ی مهارتها متقابل با چالش های روانی به شمار می آید. به همین جهت روند اقدام در این زمینه از آیتم های پایه به عنوان شکل گیریِ سلامت ذهنی و روانی عنوان می گردد. مدیریت ذهن جزء پایه ای ترین و اصلی ترین ابزارِ،هنرِ سالم زیستن شمرده می شود چرا که توسطِ《سیستم خود پنداری》در خود آگاهیِ ذهنی پرورش می یابد. و به شکل گیریِ شخصیتِ فردی در رفتارها، گفتارها و همچنین کیفیتِ سطح زندگی فرد در جامعه منجر می گردد. جهت تصمیم گیری در انتخابِ افکار مثبت یا افکارِ منفی، می بایست سیستم مدیریت ذهنی را بنیان نهاد، که به این طریق نیز سیطره ای در قبالِ مسئولیت خویش نسبت به اتفاقات و رخدادهای بیرونی حاکم می گردد. چرا که نگرش ها و اندیشه های باطنی به نقشی قابل توجه در شکل گیری و مدیریت رفتاری انعکاس می یابد. قدرت روانی که از زیر مجموعه ی مدیریت ذهنی برخاسته است، در عرصه ی مقابله با چالش ها و بحران های زندگی، نقشِ اساسی و موثر ایفا می کند.
لذا همچنین سبب ارتقاء سطح تمرکز در روندِ تصمیم گیری هوشمندانه گردیده که بدین ترتیب فرد را به دور از افکار منفی و بدون تحمل استرس یا اضطراب ، راهنمایی و خلاقیت می بخشد. بنابراین بر مبنای تشکیلِ سیستم مدیریت ذهنی می بایست سطحِ افزایشِ (قدرت روحی و روانی) را گسترش و ارتقاء داد. انسان با اهرم اراده به راحتی از قدرت جاذبه ی مدیریت ذهن برخوردار است و به مراتب می تواند گامی موثر جهت بازسازی تفکرِ درونیِ خود، در مواجهه با بی نظمی های زندگی که حاصل چرخه ی افکار شلوغ و منفی نگریِ ذهنی بوده مقابله نماید. جهت بخشیدن به افکار سبب بروز برنامه ها و روش های نوینی در مسیر عصبی ذهنی به دنبال دارد، که به این منظور روش ها و برنامه های بهینه ای جهت اداره ی مدیریتِ ذهنی ایجاد می گردد. و بدین وسیله بازتابِ انعکاسِ آن در سلامت جسمی و تنظیمِ مدیریتِ زندگی تاثیر بسزایی خواهد داشت.
فضای قدرتِ پردازشِ ذهنِ انسان دارای قدرتمند ترین رگ های عصبی در ایجاد ایده ها، راهکارها و انگیزه های استثنائی برخوردار می باشد که بسته به تکاپوی فرد در نحوه ی استفاده از آن می تواند نتایجِ خارق العاده ای ایجاد نماید. بنابراین اتصالات رگ های عصبی در مغز منجر به ارتباط عمیقی در چگونگیِ سطح کیفیت زندگی برقرار می نماید که بر این اساس در پیوستن به خصیصه های رفتاریِ فرد از جمله قدرت تصمیم گیری، شیوه ی مدیریت زندگی و مقابله با چالش ها نقشی اساسی به عهده دارد. لذا با پشتکار و برخورداری از اراده ی راسخ، جهت ایجاد تفکری نوین، در دست یافتن به عملکردی متفاوت میتوان، مسیر عصبیِ جدیدی را در مغز ایجاد نمود.
استفاده از استراتژی های فکری جهت مدیریتِ کارآمدِ ذهنی، به ایجاد الگوهای مفیدی در بروز و بازخوردِ سلامتِ روح و روان منجر می گردد. که در نتیجه سطح بهبود شرایط زندگی ارتقاء می یابد. در صورتی که از عهده ی کاری اطمینان خاطر کسب می شود، نهایتاً این دستور عمل به ذهن منتقل می گردد. که ذهن نیز بر همین اساس جهت ارائه ی ایده های خلاق فعال شده و با این اوصاف چالش های بیرونی به دلیل قدرتِ تمرکزِ مدیریت ذهنی، رفع می شود و با آن ها مقابله می گردد.
بنابراین تمام نیروی لازم جهت مقابله و رویارویی با چالش ها، از منابع درونی سرچشمه می گیرد، که بدین ترتیب مدیریت ذهنی در پرورش تفکر و دست یافتن به افکار استراتژی نقطه ی مقابلِ چالش ها تلقی می گردد. همچنین باید افزود جهت احضار نتایج شگفت انگیز می بایست نقطه ی آغازِ بازیابی و حذف افکارِ پوچ در راستای ایجاد مدیریت ذهنی با شیوه ی اتصال رگ های عصبی لحاظ بگردد. که از این جهت بتوان ضمن برخورداری از سلامت روان و سلامتِ جسم، تکنیک هایی جهت ارتقاء کیفیت رفتاری و کیفیت زندگی حاصل نمود.
با توجه به مواردِ ذکر شده باید افزود که جهت عملکرد صحیح، ذهن نیز می بایست در موقعیتِ مناسبِ کنترل شده قرار گرفته باشد. تا بتوان به وسیله ی مسیر ذهنی، استفاده ای بهینه جهت بهره وری در مدیریت زمانی رقم زد.