امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ لفته منصوری :
جنگ سوم تحمیلی بر علیه ایران ثابت کرد ایران در قلب جزیره جهانی موقعیت ممتاز و برجستهای نهتنها در منطقهی آسیا بلکه جهان دارد. زمینگیر کردن آمریکای جنایتکار و رژیم کودک کش صهیونیستی و اتحاد کشورهای اروپایی و عربی در جنگ رمضان نشان داد، جمهوری اسلامی از قدرت غیرقابل درکی نظامی در دفاع از تمامیت ارضی و اقتدار عظیم فرهنگی و اجتماعی مردم در خیابان برخوردار است که دشمن آمریکایی – صهیونیستی در تجاوز به ایران، این قدرت و اقتدار را محاسبه نکرده بود.
موقعیت ژئوپلیتیکی ایران
منطقه آسیای جنوب غربی واسط بین سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا است و ایران در این منطقه ژئوپلیتیکی واقع شده است و بههرحال هر نوع واقعهای که در این قارهها به وقوع بپیوندد و یا روابط سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی بین سه قاره به صورتی بر ایران تأثیر خواهد گذاشت. بهعنوانمثال در جنگهای اول و دوم جهانی بااینکه ایران اعلام بیطرفی در جنگ کرده بود، ولی در هر دو جنگ ایران مورد اشغال نظامی قرار گرفت و یا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ضمن اینکه خطر یک قدرت بزرگ در شمال ایران را کاهش داد، اما مسائل جدیدی در وضعیت سیاسی و اقتصادی این سه قاره به وجود آورد که ایران میتواند از آن بهره خاصی ببرد. سرهالفورد مکیندر (۱۸۶۱ - ۱۹۴۷) را باید احتمالاً معروفترین بنیانگذار ژئوپلیتیک سنتی دانست. شهرت او عمدتاً مدیون مقالهای است که با عنوان «محور جغرافیایی تاریخ» در سال ۱۹۰۴ منتشر شد. مکیندر قارههای اروپا، آسیا و آفریقا را بهعنوان جزیره جهانی میشناخت و آن را به همین نام معرفی کرد. جزیره جهانی دوسوم خشکیهای جهان و هفتهشتم جمعیت دنیا را در برمیگیرد. کلید جزیره جهانی، ناحیه محور هارتلند است. وی هارتلند را منطقه وسیعی میدانست که از غرب به رودخانه ولگا، از شرق به سیبری غربی، از شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به ارتفاعات هیمالیا، ارتفاعات ایران و ارتفاعات مغولستان محدود میشد. از نظر او هارتلند از سوی هیچیک از قدرتهای دریایی تهدید نمیشد. مکیندر عقیده داشت که اطراف منطقه هارتلند را دو ناحیه فراگرفته است:
۱- هلال داخلی یا حاشیهای شامل سرزمینهایی که پشت به خشکی اوراسیا و در کنار آب قرار دارند و قابلدسترسی قدرت دریایی هستند و با موقعیت ساحلی که دارند، عمدتاً نقش ژئواستراتژیک ایفا مینمایند. هلال داخلی بیشتر کشورهای اروپای غربی، خاورمیانه از جمله ایران و آسیای جنوبی و شرقی را در برمیگیرد.
۲- هلال خارجی یا جزیرهای که شامل بریتانیا، ژاپن و استرالیا است. مکیندرنهایتاً در سال ۱۹۱۹ بیانیه معروف خود را ارائه داد:
کسی که بر شرق اروپا تسلط یابد، بر هارتلند حاکم خواهد بود. کسی که بر هارتلند حاکم شود، بر جزیره جهانی حاکم خواهد بود و کسی که بر جزیره جهانی حاکم باشد، بر دنیا مسلط خواهد بود. با نگاهی به ساختار فضایی نظریه هارتلند، مشخص میشود که مکیندر ایران را در این نظریه به دو بخش تقسیم میکند. از ارتفاعات البرز به سمت شمال، یعنی تمام مساحت استانهای گیلان، مازندران و گلستان کنونی، به انضمام منطقه شمال خراسان و نوار باریکی در شمال آذربایجان جزء هارتلند است. درواقع این قسمت از شمال ایران، بخش اندکی از جنوب منطقهای است که او اصطلاحاً آن را «قلب جهان» مینامید.
بقیه مساحت ایران یعنی از ارتفاعات البرز به سمت جنوب در نظریه مکیندر جزء هلال داخلی است. این بخش از ایران جزء سرزمینهایی است که چون کمربند هارتلند را محاصره کردهاند. همجواری با هارتلند ازیکطرف و دسترسی به آبهای آزاد از طرف دیگر بهترین موقعیت ارتباطی و استراتژیک را هم برای تهدید هارتلند و هم برای دفاع از آن در اختیار ایران قرار داده است. صحت تصورات مکیندر راجع به نقش منحصربهفرد ایران، در دو جنگ جهانی، بهویژه جنگ جهانی دوم که مسیر راهآهن شمالی ـ جنوبی ایران مورداستفاده نیروهای درگیر در جنگ قرار گرفت، مورد تائید قرار گرفت.
همچنین اهمیت منابع اقتصادی منطقه خلیجفارس و وابستگی شدید آمریکا، اروپا و ژاپن به منابع انرژی این منطقه و علم به اینکه ایران با ثباتترین و قدرتمندترین کشور منطقه است و با داشتن سواحل طولانی ۲۰۲۵ کیلومتری شمال خلیجفارس و در اختیار داشتن جزایر بسیار مهم لارک، قشم، هنگام، جزایر سهگانه ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک و تسلط بر تنگه استراتژیک هرمز، این کشور از موقعیت برتر جغرافیایی برخوردار است. اسپایکمن در کتاب «جغرافیای صلح» که بعد از مرگش در سال ۱۹۴۴ به چاپ رسید، عقاید خود را که بیشتر در نقد اندیشههای مکیندر و هاوس هوفر بود، بیان کرده است.او چهارچوب فضایی نظریه مکیندر را میپذیرد، اما بهجای هارتلند، هلال داخلی را که وی آن را اصطلاحاً سرزمین حاشیه یا ریملند مینامد، واجد اهمیت میداند.
از نظر اسپایکمن، منطقه ریملند کارکرد اصلی را دارد و منشأ اصلی تولید قدرت محسوب میشود. این منطقه در قالب یک فضای جغرافیایی دووجهی که ترکیب آب و خشکی است، قرار میگیرد. درعینحال در نظریه ریملند، سهولت حرکت در دریا و تجارت دریایی، امکان برقراری یک سلطه مافوق را که نمونهای از ساخت ژئوپلیتیک جدید است، امکانپذیر میسازد و این باعث میشود تا اسپایکمن درنهایت قدرت دریایی را کلید استراتژی جهانی در نظر بگیرد. اسپایکمن در نظریه خود ایران را در قلمرو ریملند جای میدهد. قلمرویی که بین منطقه محور یا قلب زمین و آبهای پیرامون قرار گرفته است و اکثر رقابتها و مخاصمات قدرتهای دریایی و زمینی در آن به وقوع میپیوندد.
از نظر تاریخی، ریملند محل ایجاد قدرتهای کلاسیک قدیم مانند چین، هند، ایران، عثمانی، روم و... بوده است. ایران معاصر در این نظریه ازآنجاکه جزئی از ریملند است، موضوع رقابت دو قدرت بری و بحری است. ایران بهعنوان بخش حساس ریملند، میدان رقابتی برای قدرتها است و بدون تردید هرکس این منطقه را کنترل کند میتواند قدرت جهانی را کنترل کند و بر رقیبان پیروز شود. چنین به نظر میرسد که سیاستهای جهانی دوره جنگ سرد و بعدازآن را نظریه ریملند شکل داده است و هنوز هم سیاستهای جهانی تحت تأثیر این نظریه است.
بیشتر وقایع تاریخ معاصر ایران نیز در قالب این نظریه قابلتحلیل است. موقعیت بینظیر ایران باعث شده بود تا بهعنوان مهمترین قسمت منطقه ریملند ایفای نقش کند. این واقعیت باعث شد تا برخی نیروهای سیاسی داخلی از وضعیت موجود که همانا تأثیرپذیری مسائل کشور از دو قدرت برتر بود، خسته شوند و به دنبال نیروی سومی باشند. آنچه در زمان امیرکبیر، اولین پیوندهای بین ایران و آمریکا را رقم زد، آنچه در دوران قاجار، انقلاب مشروطه مردم ایران را شکل داد، مسائلی که در زمان رضاشاه پهلوی منجر به حضور پررنگتر آلمان بهعنوان نیروی سوم شد و نهایتاً واقعیتهایی که به آفرینش پرشکوهترین انقلاب مردمی در تاریخ بشر به رهبری امام خمینی انجامید، همگی پنجرههای گریز از وضعیتی بودند که قرار بود بر اساس نظریه ریملند، ایران آن را به عهده داشته باشد. کشور ایران یک موقعیت مرکزی نسبت به کشورهای مجاور خود دارد.
درواقع میتواند بهعنوان کشوری با نسبت ژئوپلیتیکی بالا در تمام حوزههای ژئوپلیتیکی اطراف خودش حضور داشته باشد و در پیدایش تشکلهای منطقهای و فعال شدن حوزههای ژئوپلیتیکی و کارکردهای آن، نقش مؤثری داشته باشد و فرآیند سیاسی این حوزهها را شکل دهد.