کد خبر: ۱۱۴۰۳۹
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۷

جنگ و روانشناسی اجتماعی

شوشان ـ جعفر دیناروند :


جنگ، رویدادی تلخ و ساخته دست حیوانی به نام بشر است.هیچ حیوان دیگری در ایجاد آن، نقش ندارد.ریشه اصلی و محرک آن، درونی و فرمان های برونی، ناشی از همین نقطه است.
اینکه بعضی از انسان ها، از این بابت، متعجب و در موارد بسیاری، نفرت خود را منعکس می کنند، امری طبیعی است اما افرادی نیز وجود دارند که در صف جنگ افروزان قرار می گیرند.
در همین  ابطه، بی طرفی، بی معنا می شود و مدعیان، خواه نا خواه،در صف، جنگ خواهان قرار می گیرند زیرا یا حق را می پذیرند و یا باطل را تایید می کنند.شق سومی وجود ندارد.
از طرف دیگر، انسان هایی وجود دارند که به طور مستقیم، تحت تاثیر ابعاد جنگ قرار می گیرند.آن ها، فشارها را لمس می کنند.در تلاطم وضعیت روانی، متحمل، زیان های جانی و مالی می شوند.این، ظاهر نتایج جنگ افروزی است اما نگاه علمی، عمیق تر از این موارد است.
علم روانشناسی اجتماعی که نگاهی تخصص گرا به رویدادها دارد، نکات تازه ای را معرفی می کند.
گرچه علم روانشناسی، مطالعه رفتار و اصلاح آن، تعریف می شود اما روانشناسی اجتماعی به بررسی رفتارها در رویدادها می پردازد.این وارسی در دو جنبه فردی و جمعی، صورت می گیرد.
در یکی از عناوین آن، موضوع«توجیه خود» خودنمایی می کند که بر  اساس آن، فرد یا جمع، برای فرار از اشتباه خود، از آن استفاده می کنند.به طور مثال و در جنگ، پنهان می شوند و در توجیه می گویند،مگر من سربازم؟ یا این وظیفه ارتش است.
در غرب از این عبارات زیاد استفاده می شود و انتطار داشتند که ایرانیان نیز چنین باشند اما چه شد؟
ایرانیان در این جنگ از اصل« همبستگی اجتماعی» استفاده کردند و وارد میدان شدند.آن ها، این اصل را که« هر چه فشار بیشتر، مقاومت افزون تر» را به اصول روانشناسی اجتماعی اضافه کردند.
جنگ رمضان، بسیاری از دیدگاه های روانشناسی احتماعی را زیر سئوال برد که اگر می گوید، جنگ ترس دارد، ایرانیان در جنگ، شجاعت را نشان دادند.اگر فرار را طبیعی، معرفی می کند، ملت مسلمان ایران، استقبال را عملی کرد.تهدید اگر  عقب نشینی ایجاد می کند، ایرانیان، بر پیشروی تاکید دارند.
این یعنی، حضرات روانشناس غربی باید به بازنگری نظریات خود بپردازند و رفتار ملت ایران را الگویی برای تغییر بدانند.فرهنگ ایرانی، منبعی قوی برای استناد باشد.

نظرات بینندگان
captcha