کد خبر: ۱۱۴۰۴۲
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۱
محمدرضا چمن نژادیان

ابر قدرتی ایرانیان و اولویت حداکثری مطالبات بین المللی پساجنگ 

شوشان ـ محمدرضا چمن نژادیان :


حدود چهار و نیم دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایرانیان و مناقشه ی با استقلال ستیزی غربیان به رهبری آمریکا و مرتجعین می گذرد. ملت متمدن و دلیر ایران با انقلاب اسلامی مطالبه ای جز خود بودن با خود خواستن درونی و نخواستن ارادی ملی یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ایران نخواستند. اما ملل سلطه گر شرقی و غربی از روز اول با این خواسته های ارادی و آرمانی ایران اسلامی به تعارض و مخالفت برخواستند. در طول پنج دهه ی اخیر به انحنای مختلف و از راههای فرهنگی، نظامی ، اقتصادی، سیاسی ، اجتماعی و... مشکل سازی نمودند. جنگهای ظالمانه ای را از بدو شکل گیری تاکنون بر نظام اسلامی و ایرانیان تحمیل کردند. انواع جنگ، تحریم، تحریک به آشوب وطن فروشان خائن و تهدید به تجزیه را اعمال نمودند. سازمانهای بین المللی،منطقه ای ، شورای امنیت، آژانس هسته ای ، نهادهای حقوق بشر و... را علیه نهال نو پای جمهوری اسلامی ایران بسیج و شوراندند. اما هیچگاه از طریق منطق گفتگوی بی‌طرفانه، محترمانه و عادلانه با ملت ایران نه حاضر به صحبت شدند، و نه توانستند بر منطق گفتمانی ایرانیان فائق آیند. بلکه بالعکس با ضایع نمودن حقوق مشروع انسانی،بین المللی و هسته ای روز به روز بر زیاده خواهی خصمانه، خشونت و نقض تعهدات توافقی طرفینی همانند برجام افزودند. تا جایی که امروز تمام دنیا و آزادگان جهان شاهد منتهی الیه بربریت و عصر حجری غربیان در جنگ تحمیلی تحت مدرنیسم متوحش اپستینی می باشند. جنگ ویرانگر ، درندگی خویی با کشتار جمعی دانش آموزان و جنایات بی شرمانه را علیه این ملت متمدن بر اساس قانون جنگل تحمیل و بر همگان عیان نمودند. ترور، جنایات بی رحمانه و ویرانی زیر ساختهای علمی و مدنی کنونی که بر ملک، ملت و فرزندان ایرانی وارده شده است. در هیچ منطق انسانی، ساختار مدنی و تمدنی جز در قانون جنگل بربری غربیان، کودک خواران اپستین نشین و بی وطنان خائن روسیاه کسی ندیده است.با وجود تفاصیل جنایتکارانه و خائنانه ی بی وطنان که در متن فوق به اختصار آورده شده اند. قدرت منطق گفتمانی، استقلال تمدنی ایرانیان مسلمان و اقتدار نظامی بین المللی جمهوری اسلامی نزد جهانیان به منصه ی ظهور رسید.
در نتیجه قدرت معنوی نهفته ی ملت ایران و نظامی نظام اسلامی که تاکنون برای مصالح خود، ملل منطقه و جهانیان با وجود مظلومیت مماشات می کرده است. در جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی و مرتجعین به عنوان قدرت برتر منطقه ای و بین المللی  اثبات و نزد جهانیان تثبیت شد. در ظل تجلی عملی اقتدار ملی، مواریث تمدنی ایرانیان و قدرت رزمندگان دلیر ملت  بروزرسانی اولویتها و مطالبات ملت ایران اسلامی یک ضرورت بلاانکار شده است. که  باید در دستور کار پسا جنگ تحمیلی کنونی قرار گیرند. مطالبات ملت ایران در  مناقشات منطقه ای و بین المللی باید با اولویت بندی جدی و جدید متناسب به قدرت نوظهور خود باز آفرینی شوند. این باز آفرینی به ویژه با غربیان و عمال خائن منطقه ای آنان که همواره حداقلی متناسب با حسن همجواری، منافع بین المللی ، تحقق آرمانهای مسلمانی و مظلومیت ملت فلسطینان تنطیم می گردید. من بعد حداکثری و از آخر بشرح ذیل اولویت بندی قاطع خواهند شد:
۱ـ در بحث هسته ای اولویت از حفظ حق حداقلی غنی سازی به اولویت حداکثری خروج از ان پی تی با ساخت سلاح مورد نیاز امنیت ملی تا خلع و وادار نمودن رژیم کودک کش صهیونی به پیوستن به ان پی تی تغییر کرده است.
۲ـ در بحث تحریم ها اولویت علاوه بر رفع کلیه ی تحریمات مالی،تجاری، اقتصادی و نظامی به اولویت تعیین غرامت و گرفتن خسارات از متجاوزان، شراکای غربی و منطقه ای به اضافه ی مصادره ی اموال بی وطنان ارتقا یافته است.
۳ـ هر گونه اولویت منافع و مصالحه در توقف جنگ با ملت ایران و نظام اسلامی به تضمین قاطع و مطمئن بین المللی در منع هرگونه تجاوز منطقه ای خاصه به کشورهای مسلمان و اعضای جبهه ی مقاومت اولویت یافته است.
۴ـ هرگز دیگر تردد در تنگه ی هرمز ایران به شیوه ی و رژیم حقوقی مسبوق به سابق نخواهد بود.علاوه بر اینکه به ماقبل جنگ تحمیلی کنونی برنخواهند گشت، من بعد رژیم حقوقی بر اساس حاکمیت و مدیریت جمهوری اسلامی ایرانیان با اخذ عوارض و ... اعمال خواهد شد.
۵ـ امنیت خاور میانه و کشورهای حاشیه ی خلیج فارس ایران با همگرایی منطقی منطقه ای، جبهه ی سرافراز مقاومت ،خروج نیروهای بیگانه به ویژه تعطیلی پایگاههای آمریکا و  محوریت ایران برقرار خواهد شد.

۶ـ مناسبات حقوقی، تشکلات منطقه ای سیاسی و اقتصادی از جمله ناتوی اسلامی متناسب با امنیت و منافع ملی کشورهای اسلامی براساس حسن همجواری،پرهیز از هر گونه ادعای طمع ورزانه به جزایر ایرانی در خلیج همیشه فارس و احترامات متقابل شکل خواهد گرفت.
۷ـ سرنوشت ملت فلسطین و کشور مستقل آنان متناسب با رای تمام
ی کشورهای اسلامی در مجامع منطقه ای، بین المللی و اراده ی فلسطینیان ساکن سرزمین های اشغالی و آوارگان در سراسر جهان باید تعیین شود.
۸ ـ ساختار سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری با حذف حق وتو با توجه به اثبات رسیدن بی خاصیتی و منسوخ شدن نهادها، قوانین و مقررات پسا جنگهای جهانی تاکنون باید تغییر ماهوی کنند. و مجددا عالمانه، عادلانه و عاقلانه اخلاق محورانه حول حقوق معنوی ملل، مادی جوامع انسانی و امنیت بین المللی نوسازی و  بروزرسانی شوند.
۹ـ...
فلذا سرنوشت جنگ ظالمانه ی تحمیلی و غیر قانونی کنونی ضمن اینکه باید تضمین کننده ی اولویتهای فوق ملت ایران اسلامی و جبهه ی سرافراز مقاومت باشد. باید نظم نوین جهانی با محوریت حرمت کرامت انسانها، تمامیت ارضی ممالک و حقوق معنوی ملتها شکل بگیرد.

نظرات بینندگان
captcha