امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.

شوشان ـ فروغ کیماسی :
در دنیای پرسرعت و پردغدغه ی امروز، گاهی روابط ما دچار پیچیدگیهایی میشود که ریشه در انتظارات نادرست و الگوهای کهنه دارد. یکی از این پیچیدگیهای رایج در زندگی مشترک، گم شدن مرزهای شفاف بین نقش «همسر» و «مادر» است. وقتی زن گاهی ناخواسته و تحت تاثیر فشارهای فرهنگی و اجتماعی در نقش مادری برای همسرش فرو میرود، شیرینی، پویایی و سلامت یک رابطه ی زوجی سالم به شدت خدشهدار میشود. مثلاً بیایید اشاره ای داشته باشیم به ریشههای فرهنگی و عادتهای کهنه که بسیاری از ما ناخودآگاه، انتظاراتی از شریک زندگیمان داریم که بیشتر شبیه به انتظارات از یک فرزند است تا یک همسر. مرد ممکن است انتظار داشته باشد زن همه چیز را برایش مدیریت کند، مانند یک مادر دلسوز از او مراقبت کند، نظم و ترتیب امور را برقرار سازد، او را راهنمایی کند و حتی رفتارش را زیر نظر داشته باشد. در حالی که زن، در وهله ی اول، همسر است؛ شریک زندگی، همراه، و کسی که قرار است در کنار او رشد کند و زندگی بسازد. این همان نقطه ی آغازین است که عنوان «من مادرت نیستم، همسرتم» معنای عمیق خود را نشان میدهد.
این برداشت اشتباه، ریشههای عمیقی در الگوهای تربیتی و فرهنگی ما دارد؛ الگوهایی که زنان را به سمت مسئولیتپذیری افراطی و مردان را به سمت عدم مسئولیتپذیری سوق دادهاند. ناگفته نماند که این نگرش پیامدهایی برای زن خانواده خواهد داشت که شامل فرسودگی روحی و جسمی برای او میباشد. او احساس میکند باری سنگین و تمامنشدنی بر دوش دارد، هویت فردی و نیازهای شخصیاش کمرنگ میشود و انرژی عاطفیاش تحلیل میرود.
برای آگاهی بیشتر پیامدهای روانی برای زن و مرد را بهتر است بیشتر بدانیم.دقیق تر که نگاه کنیم از سوی دیگر، مرد در این چرخه ناکام میماند. او فرصت رشد، یادگیری مسئولیتپذیری، ابراز وجود و تبدیل شدن به یک شریک واقعی را از دست میدهد. رابطه به جای آنکه فضایی برای رشد متقابل، عشق، احترام و صمیمیت باشد، به یک رابطه ی والد فرزندی ناکارآمد تبدیل میشود. در این فضا، احترام، برابری و هیجان جای خود را به عادت، وظیفه و گاهی اوقات دلخوریهای پنهان میدهد. جذابیت و تازگی رابطه به مرور از بین میرود، چون ماهیت یک رابطه همسرانه با یک رابطه والد فرزندی کاملاً متفاوت است.
در چنین مواقعی ممکن است سوالی ذهن ما را درگیر کند مثلاً آیا راهکار می تواند رفاقت که کلید اصلی رابطه شاد است در زندگی زناشویی تأثیر گذار باشد؟
شاید کلید اصلی یک رابطه ی شاد، پایدار و سالم، در همین رفاقت نهفته باشد. زمانی که زن و مرد بتوانند با هم دوست باشند، حرفهای دلشان را راحت با هم بزنند، با هم بخندند، و در سختیها و خوشیها یار و همراه واقعی یکدیگر باشند، پایههای محکمی برای هر دو نقش دیگر یعنی همسر بودن و حتی «مادر ؛ پدر بودن» (در صورت داشتن فرزند) بنا نهادهاند. رفاقت یعنی پذیرش، درک متقابل، و حمایت بیقید و شرط.
بعد از بنا کردن این اساس رفاقت، میتوان به نقش «همسری» پرداخت. همسری به معنای شراکت واقعی، عشق عمیق، احترام متقابل، و تلاش صادقانه برای ساختن آیندهای مشترک است. در این نگاه، هیچکس نقش والد را به دیگری تحمیل نمیکند؛ بلکه هر دو انسان های بالغی هستند که با اراده و انتخاب خود، تصمیم گرفتهاند زندگی را کنار هم پیش ببرند.
در نهایت به بازتعریف نقشها برای زندگی بهتر توجه بیشتری داشته باشیم. بیایید تلاش کنیم تا مرزهای سالم و ضروری را در روابط زناشوییمان بشناسیم و آنها را حفظ کنیم. زن همسر است؛ همراه، شریک، و شاید مهمتر از همه، دوست. درک این نکته اساسی و بازتعریف نقشها بر اساس رفاقت و شراکت واقعی، میتواند کیفیت روابط ما را به طرز چشمگیری بهبود بخشد و خانهای شادتر، آرامتر و سرشار از عشق برای همه اعضای خانواده بسازد. یادآوری مداوم این حقیقت ساده، میتواند مسیر بسیاری از زندگیها را به سمت رضایت و خوشبختی هدایت کند.
خیلی کوتاه در پایان بگویم دوست داشتن در این رفاقت را هر روز به یکدیگر یادآوری کنید.