کد خبر: ۱۱۴۰۹۴
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۹
به مناسبت یکم اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیرازی

ارزش های ایرانی در اندیشه سعدی 

ارزش های ایرانی در اندیشه سعدی 
اینکه  مورخان، شرق‌شناسان، فیلسوفان و حتی سیاستمداران برجسته از گذشته تا کنون به ارزش‌های والای ایرانی اشاره کرده‌اند بی دلیل و از روی هیجان  نیست بلکه ریشه در این واقعیت دارد که این ارزش ها  ماهیتی جهان‌شمول دارند  و سازنده ی  جهانی زیبا ترند.

شوشان ـ صادق رضایی : 

اینکه  مورخان، شرق‌شناسان، فیلسوفان و حتی سیاستمداران برجسته از گذشته تا کنون به ارزش‌های والای ایرانی اشاره کرده‌اند بی دلیل و از روی هیجان  نیست بلکه ریشه در این واقعیت دارد که این ارزش ها  ماهیتی جهان‌شمول دارند  و سازنده ی  جهانی زیبا ترند.
 جهانی که اکنون بیش از هر چیز نیازمند این گفتمان است که نوع بشر از یک گوهر مشترک ساخته شده و اگر نسبت به رنج همنوع در هر کجای جهان بی‌تفاوت باشد: نشاید که نامش نهند آدمی. این تمایز بنیادی، در فرهنگ ایرانی جایگاهی دیرینه دارد؛ چنان‌که بختیاری‌های قدیم می‌گفتند: آدمی بی‌تفاوت همچون گاوِ گنگ است. سعدی شیرازی، این حکمت کهن را در زیباترین قالب بیان کرده و میراث اخلاقی ایران را جهانی ساخته است.

سعدی در سراسر آثارش بر همدلی، مهربانی و یگانگی انسان‌ها تأکید می‌کند. مشهورترین بیان او، که امروز نیز طنینی جهانی دارد

اما این تنها جلوه‌ی این اندیشه نیست. او بارها در گلستان، شفقت نسبت به خلق را معیار انسانیت معرفی می‌کند:

تو کز محنتِ دیگران بی‌غمی  
نشاید که نامت نهند آدمی

این ارزشِ ایرانیِ دیگر‌دوستی، در حکایت‌های متعددی از سعدی به‌صورت عملی نمود پیدا می‌کند؛ جایی که نیکوکاری را بالاترین سرمایه انسانی می‌داند:
توانگران را عادت آن بود که به محتاجان رحمت آرند

او همچنین بارها هشدار می‌دهد که بی‌رحمی یا سخت‌دلی، نه‌تنها نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه دور شدن از گوهر انسانی است:
دل‌آزرده را دل ندادن خطاست  
که باشد که روزی به کارت آید

در بوستان، سعدی بر عدالت و مهرورزی به‌عنوان ستون‌های جامعه ی سعادتمند تأکید می‌کند

این نگاه جهانشمول ، سرشتی عمیقاً انسانی  دارد سرشتی که در آن، انسان نه جزیره‌ای دورافتاده، بلکه حلقه‌ای از زنجیر هستی است. به همین دلیل است که سعدی حتی در نصیحت به حاکمان نیز از مهر و عدالت آغاز می‌کند:

ملک از انصاف باشد پایدار  
بی‌انصاف، از جهان برکندش باد یار

بنابراین در دنیای امروز که فردگرایی افراطی و گسست‌های اجتماعی رو به فزونی است، چنین صدایی از دل تاریخ به‌سان چراغی بر مسیر ماست. سعدی یادآور می‌شود که دیگری، دشمن یا مزاحم نیست، بلکه پاره‌ای از وجود ماست. اگر بخواهیم در شمار میراث‌داران این تمدن کهن باشیم، باید از بی‌تفاوتی فاصله بگیریم و دوباره به آن پیوند انسانی بازگردیم.  

چنان‌که خود می‌گوید:
نخست موعظهٔ پیر دانا این است  
که از مصاحبت بد دور مان و نیکو را بخواه

و مگر نه اینکه نیکویی، نخست از همدردی و مهر به آدمیان آغاز می‌شود؟ این همان گوهر ناب ایرانی است که سعدی، با زبان جاودانه شعر، به جهان هدیه کرده است.

نظرات بینندگان
captcha