کد خبر: ۱۱۴۱۱۱
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۶

وقتی بحران می‌رسد، انسانیت نباید گران شود؛ نه کالا، نه اعتماد، نه امید

شوشان ـ عبدالحمید گل‌افشان :
 
درروزهایی که جنگ،سیل، زلزله و دیگر بلایای طبیعی بر سریک جامعه می‌افتدهمه
چیز ناگهان تغییر می‌کند؛ خیابان‌ها خالی می‌شود، دل‌ها نگران می‌شوند و زندگی روی دورِ اضطرار می‌چرخد.در این لحظه‌ها مردم،اصناف،تعمیرکاران و فروشندگان دیگر فقط جایگاه شغلی ندارند؛ هرکدام تبدیل می‌شوند به یک تکیه‌گاه.به همان چیزی که یک ملت در بحران به آن نیاز دارد: همراهی، نه گرانفروشی؛ پشتیبانی، نه فشار؛ رعایت حال همه، نه سودجویی.

درچنین شرایطی انتظارمی‌رودهمه دست به‌دست هم بدهند تا زخم‌ها کمتر شود و بارِ سنگین، روی دوش قشر ضعیف‌تر خرد نشود. اما متأسفانه گاهی دیده می‌شود بعضی افراد، با بی‌اعتنایی به حق مردم، همان لحظه را به فرصت تبدیل می‌کنند؛ کسانی که به جای اینکه در کنار هموطنانشان بایستند، شروع می‌کنند به گرانفروشی، ظلم و فشار روی قشرهایی که از همه آسیب‌پذیرترند؛ دقیقاً همان‌هایی که در سختی‌ها بیشتر تحت فشارند و کمتر توانِ دفاع دارند.
این رفتار فقط یک تخلف اقتصادی نیست؛ یک بی‌اخلاقی اجتماعی است.  
یک ظلمِ مضاعف است وقتی مردم درگیر بحران‌اند اما عده‌ای درگیرمنافع شخصی.  
در واقع، خطر اصلی در بحران‌ها همیشه فقط طبیعت نیست؛ گاهی خطر، اخلاقی است که فرو می‌ریزد و اعتماد را هم می‌برد.
از نگاه نگارنده، بحران‌ها آزمونِ زیرساخت نیستند؛ آزمون بزرگ اخلاق یک جامعه‌اند.  
آیا کسی که لباس صنف پوشیده، در روز سخت کنار مردم می‌ایستد یا از زمین‌خوردنشان نردبان می‌سازد؟ 
آیا کسی که وسیله ای تعمیرمی کند احساس مسئولیت هم داردوبه حال مردم توجه می کند یافقط دستمزد رابالا می برد.
آیا فروشنده‌ای که امروز سود می‌خواهد، فردا به همین اعتماد احتیاج نخواهد داشت؟
بیایید در روزهایی که ممکن است فردا جایمان عوض شود، انسانیت را حفظ کنیم. اگر هرکدام از ما کمی بیشتر به هم توجه کنیم، اگر اصناف به جای سود لحظه‌ای به اعتبار و اعتماد عمومی فکر کنند، اگر یادمان باشد «هموطن» بودن یعنی مسئول بودن ،آن‌وقت جامعه‌ای خواهیم ساخت که حتی در دل بحران هم گرم،قابل‌ اعتماد و محترم بماند.
بحران می‌گذرد، اما رفتار ما در خاطر مردم می‌ماند.  
وقضاوت مردم درباره‌ی یک جامعه اغلب از همین روزهای سخت آغاز می‌شود.

نظرات بینندگان
captcha