امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ فروغ کیماسی :

در روزگاری که سایهی بحرانهای اقتصادی و تنشهای اجتماعی و حتی تهدیدهای جنگی بر زندگی روزمره سنگینی میکند، هر نشانهای از حیات فرهنگی نهتنها یک رویداد هنری، بلکه جلوهای از ایستادگی و امید است. اجرای تئاتر در چنین شرایطی، بهویژه در شهری چون اهواز که همواره بار سنگین تاریخ، مقاومت و زیست در شرایط دشوار را بر دوش کشیده، معنایی فراتر از یک سرگرمی یا فعالیت هنری مییابد. صحنهی تئاتر در این روزها، به پناهگاهی بدل میشود که در آن انسان، برای ساعتی، از هیاهوی اضطرابها فاصله میگیرد و بار دیگر با خویشتن، با جامعه و با رؤیای آینده پیوند میخورد.
تئاتر، از دیرباز، هنری زنده و نفسبهنفس با مخاطب بوده است. برخلاف بسیاری از اشکال هنری که در خلوت تجربه میشوند، تئاتر در جمع شکل میگیرد و در جمع معنا مییابد. همین ویژگی، در شرایط بحران، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. وقتی جامعهای با فشارهای اقتصادی، نااطمینانیهای سیاسی یا نگرانیهای ناشی از جنگ مواجه است، حس گسست و انزوا در میان افراد افزایش مییابد. اما حضور در سالن تئاتر، نشستن در کنار دیگران، خندیدن یا گریستن همزمان و شریک شدن در یک تجربهی جمعی، نوعی همدلی و همبستگی اجتماعی را بازسازی میکند.
در چنین بستری، اجرای تئاتر در اهواز را میتوان نوعی کنش فرهنگی دانست؛ کنشی که در برابر رخوت و ناامیدی قد علم میکند. هنرمندانی که در این شرایط، با وجود دشواریهای مالی، کمبود امکانات و گاه بیثباتی شرایط، همچنان به خلق و اجرای نمایش میپردازند، در حقیقت حاملان پیام امید هستند. آنان به ما یادآوری میکنند که حتی در سختترین روزها، میتوان روایت کرد، میتوان اندیشید و میتوان زیبایی آفرید.
یکی از کارکردهای مهم تئاتر در شرایط بحرانی، ایجاد آرامش روانی و تخلیهی عاطفی است. انسان در مواجهه با فشارهای بیرونی، نیازمند مجالی برای بیان و تجربهی احساسات سرکوبشدهی خود است. تئاتر، با روایت داستانهایی که گاه بازتابی از واقعیتهای تلخ و گاه ترسیمی از آرزوهای دوردستاند، این امکان را فراهم میکند. تماشاگر، در خلال یک نمایش، میتواند ترسها، خشمها و اندوههای خود را در قالب شخصیتها ببیند و از طریق همذاتپنداری، به نوعی پالایش درونی دست یابد. این فرآیند، که در ادبیات هنری به «کاتارسیس» معروف است، در شرایط بحران، نقشی حیاتی در حفظ سلامت روان جامعه ایفا میکند.

از سوی دیگر، تئاتر میتواند بستری برای گفتوگو و تأمل اجتماعی باشد. در زمانهای که اخبار نگرانکننده و روایتهای یکسویه، فضای عمومی را اشباع میکنند، صحنهی تئاتر میتواند محلی برای طرح پرسشهای عمیقتر و چندوجهی باشد. نمایشها میتوانند بهطور غیرمستقیم به مسائل اجتماعی، اقتصادی و حتی پیامدهای جنگ بپردازند و مخاطب را به اندیشیدن و بازنگری در دیدگاههایش دعوت کنند. این امر، به پویایی فکری جامعه کمک میکند و مانع از فروغلتیدن در نوعی بیحسی و بیتفاوتی جمعی میشود.
در کنار این ابعاد، نباید از تأثیر اقتصادی و اشتغالزایی تئاتر، حتی در مقیاس محدود، غافل شد. هر اجرای تئاتر، حاصل تلاش گروهی از هنرمندان، تکنسینها، طراحان و عوامل اجرایی است. در شرایطی که اقتصاد با رکود مواجه است، همین فعالیتهای فرهنگی میتوانند چرخهای هرچند کوچک از کار و درآمد ایجاد کنند. حمایت از تئاتر، در واقع حمایت از زیست حرفهای هنرمندانی است که نقش مهمی در حفظ و ارتقای سرمایهی فرهنگی جامعه دارند.
اهواز، بهعنوان شهری با پیشینهای غنی از مقاومت و پایداری، بستر ویژهای برای درک اهمیت تئاتر در شرایط بحران دارد. مردمان این شهر، سالها با پیامدهای جنگ و دشواریهای زیستی کنار آمدهاند و بهخوبی میدانند که فرهنگ و هنر، چگونه میتوانند مرهمی بر زخمها باشند. اجرای تئاتر در چنین فضایی، ادامهی همان سنت ایستادگی است؛ ایستادگی نهفقط در برابر ویرانیهای مادی، بلکه در برابر فرسایش روح و امید.
نگاه مثبت به اجرای تئاتر در شرایط بحرانی، به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه به معنای یافتن راههایی برای زیستن در دل این مشکلات است. تئاتر، با خلق لحظاتی از زیبایی، تأمل و همدلی، به ما کمک میکند که معنای زندگی را در میانهی دشواریها از دست ندهیم. این هنر، یادآور آن است که انسان، حتی در سختترین شرایط، موجودی خلاق و معناجو باقی میماند.
در نهایت، میتوان گفت که صحنهی تئاتر در روزگار بحران، به چراغی میماند که در تاریکی میدرخشد. شاید این چراغ، نتواند یکباره همهی تاریکیها را از میان ببرد، اما بیتردید میتواند مسیر را روشنتر کند و دلها را گرم نگه دارد. اجرای تئاتر در اهواز، در چنین روزهایی، نهفقط یک رویداد هنری، بلکه تجلی ارادهای جمعی برای زیستن، امید داشتن و ادامه دادن است. و چه چیزی ارزشمندتر از این، در زمانهای که بیش از هر زمان دیگری، به نور و امید نیاز داریم؟