امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ غلامعباس دیناروند :
اگر کسی دو دهه قبل پیشبینی میکرد که یک رماننویس کره ای، یک شاعر لهستانی و یک داستاننویس تانزانیایی به نمادهای ادبیات جهانی تبدیل شوند شاید باورکردنی نبود!
اما حالا، این یک واقعیت انکارناپذیر است. ادبیات جهان در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶، بیش از هر زمان دیگری به سمت همگرایی فرهنگی و تخریب مرزهای زبانی و نژادی حرکت کرده است. این روند هم در انتخابهای هیئتهای داوران نوبل و بوکر و هم در قفسه کتابفروشیهای خیابانهای استانبول، تهران و سائوپائولو هم دیده میشود. جهانی شدن ادبیات دیگر یک شعار نیست بلکه یک مکانیسم فرهنگی است! شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای نشر دیجیتال و گسترش ترجمههای همزمان باعث شدهاند یک رمان از ادبیات کره جنوبی ظرف چند ماه به صدر پرفروشهای اروپا و آمریکا برسد. هان کانگ، برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۴، نمونهای عالی از این پدیده است. رمان «گیاهخوار» او سالها قبل از نوبل بدون آنکه یک اثر انگلیسیزبان باشد در ایران و خاورمیانه خواننده داشت. این نشان میدهد که مخاطب امروز دیگر منتظر ترجمه از زبانهای واسط نمیماند؛ او مستقیماً با فرهنگ کره ای از طریق ادبیاتش ارتباط برقرار میکند. دهه ۲۰۲۰، دهه ظهور نویسندگانی است که هویت چندفرهنگی دارند. آنها در مرز بین زبانها و ملیتها زندگی میکنند و این دوگانگی را به عنصری خلاقانه در آثارشان تبدیل کردهاند.
کازوئو ایشیگورو با رمان «کلارا و خورشید» نشان داد که دغدغههای انسانی مانند عشق، تنهایی و هوش مصنوعی، مرز نمیشناسند.
عبدالرزاق گورنا با روایتهایی از استعمار و پناهندگی، صدای کسانی شد که در حاشیه تاریخ مانده بودند. جیمز مکبراید در رمان «زنبور عسل هزاره» توانست تجربه سیاهپوستان آمریکا را با زبانی جهانی روایت کند.
پاندمی کرونا، تغییرات اقلیمی، جنگ و مهاجرت موضوعاتی هستند که دیگر محدود به یک جغرافیا نیستند. ادبیات امروز به زبان مشترکی برای بیان این بحرانها تبدیل شده است. نویسندگان از فرهنگهای مختلف هر یک با ادبیات بومی خود به بحرانی واحد واکنش نشان میدهند و این اشتراک تجربه، فاصلهها را کاهش میدهد.
مگی اوفارل در رمان «رختکش» و باربارا کینگزالور در «دمیون کوپرهد»، هر دو به نوعی به مسأله عدالت و طبقه اجتماعی پرداختند؛ یکی در بستر تاریخی ایرلند و دیگری در دل آمریکای امروز، اما پیام نهایی آنها یکی بود: انسان امروز در جستجوی رستگاری است، فرقی نمیکند کجا زندگی کند. اما آیا واقعاً مرزها در حال نابودی است؟ پاسخ کوتاه: بله، اما نه به معنای یکسانسازی. آنچه در حال رخ دادن است گفتگوی فرهنگی است نه ذوب شدن فرهنگها در یکدیگر.
نویسنده نیجریهای چیماماندا آدیچی از ماسکها و آیینهای ایگبو مینویسد، شاعر فلسطینی محمود درویش از سرزمین مادری میگوید، اما هر دو به زبانی سخن میگویند که برای یک جوان در اروپا نیز قابل درک است. این همزبانی در عین حفظ تفاوت، شاهکار ادبیات امروز است. ادبیات جهان در نیمه اول دهه ۲۰۲۰ نشان داد که میتواند پلی بین فرهنگها باشد. شاید هنوز سلطه زبان انگلیسی در بازار نشر جهانی احساس میشود، اما انتخابهای اخیر جایزههای معتبر و استقبال مخاطبان از صداهای تازه، ثابت میکند که جهان تشنه شنیدن روایتهای بومی با زبانی جهانی است.
به نظر میرسد آینده ادبیات نه در دستان یک فرهنگ خاص که در دستان گفتگوی بینافرهنگی خواهد بود و این شاید مهمترین میراث ادبیات دهه ۲۰۲۰ برای نسلهای بعد باشد.