امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ سیدعلی حمیده کیش :
حادثهی ترور نافرجام دونالد ترامپ، با توجه به مجموعهای از نشانهها و اظهارات پس از واقعه، بیش از آنکه یک اقدام امنیتی واقعی باشد، شباهت زیادی به یک «تئاتر قدرت» دارد. این رخداد بهگونهای طراحی شده است که بتواند ترامپ را در جایگاه «قربانی قهرمانانه» قرار دهد و در آستانهی رقابتهای انتخاباتی، با احیای همدردی عمومی و بازسازی محبوبیت، سرمایهی سیاسی تازهای برای او فراهم آورد.
۱- اظهارات پس از حادثه؛ ساخت چهرهی قهرمان قربانی
ترامپ در نخستین واکنش گفت: «امشب با تمام توان جنگیدم». این جمله، در واقع بخشی از ساخت روایت است؛ تلاشی برای القای تصویری از او به عنوان فردی که در برابر خطر ایستادگی میکند.
او همچنین اظهار داشت: «من ترورها را مطالعه کردهام و باید بگویم، مؤثرترین افراد همانهایی هستند که بارها هدف ترور قرار گرفتهاند». این دیدگاه نشان میدهد که ترامپ حادثه را نه تهدید، بلکه ابزاری برای افزایش نفوذ و جلب توجه سیاسی میبیند.
۲- واکنش سخنگوی کاخ سفید؛ نشانههای نمایش رسانهای
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، در سخنانی عجیب گفت: «سخنرانی امشب نسخه کلاسیک دونالد ترامپ است؛ هم بامزه است و هم سرگرمکننده.» و «امشب در سالن چند شلیک هم خواهیم داشت!»
این جملات، تصادفی نیستند. تأکید او بر «چند شلیک» و «سرگرمکننده بودن سخنرانی» نشان میدهد که حادثه، نه یک تهدید واقعی، بلکه بخشی از سناریوی نمایشی از پیش طراحیشده بوده است تا هیجان و توجه رسانهها را برانگیزد.
۳- سرنخ تازه؛ جستجوی نام متهم در اسرائیل
سؤال کلیدی این است که چرا نام «کول آلن»، فرد متهم به ترور ترامپ، دوازده ساعت پیش از اقدام در اسرائیل جستجو شده است؟ این نکته به احتمال زیاد برنامهریزی قبلی و هماهنگیهایی در خارج از ایالات متحده اشاره دارد. چنین رفتاری میتواند برای ایجاد فضای ابهام و جهتدهی افکار عمومی به سوی عاملان خارجی طراحی شده باشد.
۴- سازوکار "تئاتر امنیتی"
بدون تردید با کنار هم قرار دادن این اجزاء، حادثه ترور نافرجام ترامپ به یک نمایش سازمانیافته بدل میشود. در این سناریو،
«شلیکها» نقش نقطهی اوج هیجانی دارند؛ عنصری برای تحریک احساسات جمعی. تصویر «قربانی شدن» عامدانه ساخته میشود تا چهرهای مقاوم و محبوب از ترامپ ارائه دهد. ضمن اینکه جستجوی نام متهم در کشوری دیگر، بستر لازم برای ایجاد تنش سیاسی و انحراف توجه از مسائل داخلی را مهیا میکند.
۵- منطق بحرانسازی هدایتشده
بررسی الگوهای تاریخی نشان میدهد که این روش در سیاستهای رسانهای غرب مسبوق به سابقه است. در مدل «بحرانسازی هدایتشده»، ابتدا تهدیدی مصنوعی ایجاد میشود، سپس مقصر معرفی میگردد و در پایان، فردی به عنوان «منجی» بازمیگردد. ترامپ در واقع در حال تکرار این الگوی سهمرحلهای بحران، مقصر، و منجی است.این فرمول، ابزاری شناختهشده برای احیای مشروعیت سیاسی از دل هرجومرج است.
۶- پیامها و عبرتهای راهبردی برای جامعه ایرانی و نخبگان سیاسی
۱) ضرورت شناخت سیاست رسانهای غرب و شیوههای مدیریت احساسات جمعی بر پایه نمایشهای امنیّتی.
۲)هوشیاری در برابر قاببندیهای تبلیغاتی که میتواند اتهامآفرینی علیه ایران یا دیگر کشورها را تسهیل کند.
۳) تقویت خوانش انتقادی از روایتهای رسمی غربی و تحلیل آنها در چارچوب نیاز ساخت قدرت به بحرانهای مصنوعی.
⬅️ جمعبندی پایانی
حادثهی اخیر را باید نه صرفاً یک اقدام تروریستی ناکام، بلکه بخشی از «مناسک بازسازی اقتدار» دانست. هر «ترور نافرجام» آجر تازهای در بنای قدرت نمایشی ترامپ است. در عصر سیاست پساحقیقت، هر شلیک ممکن است تنها شلیک یک دوربین باشد و هر تهدید، فرصتی برای خلق اسطورهای جدید از قدرت و بقا.
«وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»