کد خبر: ۱۱۴۱۴۷
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۹

مردی مهربان اما سرسخت بود

شوشان ـ نعیم حمیدی  :

گاهی در زندگی آدم‌هایی پیدا می‌شوند که حضورشان آرامش است و نبودشان خلأیی عمیق. حاج ابراهیم عچرش یکی از همان آدم‌ها بود؛ مردی که مهربانی را نه در کلمات، که در نگاه و رفتار خود معنا می‌کرد.

وقتی وارد جمع می‌شد، پیش از آنکه نامش شنیده شود، صداقت و صمیمیتش احساس می‌شد. مهربانی‌اش بی‌ادعا بود؛ مثل نسیمی که می‌گذرد و خنکایش را روی صورتت می‌گذاری، بی‌آنکه بخواهد دیده شود. هرکس از او خاطره‌ای دارد که ته‌نشینش محبت است و یک حس خوب از انسانی که دلش برای مردم می‌تپید.

اما همین مرد آرام و صمیمی، وقتی پای موضع و حرف مردانه به میان می‌آمد، به صخره‌ای استوار تبدیل می‌شد. سرسختی‌اش از جنس لجاجت نبود؛ از ایمان می‌آمد، از تجربه، از عمری که در آن یاد گرفته بود برای آنچه ارزش دارد با تمام وجود بایستد. اگر تصمیمی می‌گرفت، اگر مسئولیتی را به گردن می‌گرفت، هیچ طوفانی توان لرزاندنش را نداشت. اراده‌اش کلام آخر بود؛ محکم، روشن، و قابل اعتماد.

حاج ابراهیم مردی بود که دلش نرم بود و قدم‌هایش محکم. مهربانی‌اش آدم را جذب می‌کرد و استواری‌اش به دل امنیت می‌داد. از کنار چنین آدمی بودن یعنی احساس کنی پشتت گرم است، حتی اگر دنیا پشت کرده باشد.

حالا که نیست، بیشتر می‌فهمیم که چقدر حضورش بی‌صدا اما اثرگذار بود. چقدر بودنش ساده و عزیز، و رفتنش سخت و سنگین است.

او مردی بود که مهربانی را زندگی کرد و سرسختی را در جای درست خرج کرد. یادش در دل‌ها می‌ماند، نه فقط به خاطر آنچه بود، بلکه به خاطر آنچه در دل دیگران ساخت؛ اعتماد، محبت و احترام.روحش در آرامش، یادش روشن.

نظرات بینندگان
captcha