کد خبر: ۱۱۴۱۵۱
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۵
تبیین پیام رهبر معظم انقلاب(مد ظله العالی) به مناسبت روز کارگر و روز معلم؛

مانیفست هویت و توسعه: نقش معلمان و کارگران با اتحاد علم و عمل

شوشان ـ فاطمه پورمهدی 

  کارشناس آموزش و فعال رسانه‌ ای



پیام حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای(حفظه الله) ، به مناسبت روز کارگر و روز معلم، به‌عنوان یک تصویر کلان و راهبردی از مسیر پیشرفت ایران، بر این حقیقت بنیادین تکیه می‌کند که سرنوشت یک ملت تنها با نیروهای محدود یا اقدامات مقطعی رقم نمی‌خورد؛ بلکه پیشرفت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که جامعه، دو رکن اصلی خود را تقویت کند و آن‌ها را به‌عنوان ستون‌های زیربنای تمدن آینده به رسمیت بشناسد. از نگاه معظم له، یازدهم و دوازدهم اردیبهشت نه فقط روزهایی برای بزرگداشت یک مناسبت اداری یا تشریفاتی، بلکه زمان‌هایی با معنای نمادین است؛ روزهایی که باید در آن‌ها به مسئولیت‌های اجتماعی و انسانی معلم و کارگر عمیق‌تر نگاه کرد و تفهیم شود که چرا این دو قشر در منطق توسعه و در هندسه پیشرفت یک کشور، نقش بی‌بدیل دارند. در این چارچوب، پیشرفت ایران بر دو بال استوار معرفی می‌شود: بال علم و بال عمل. بال علم یعنی معلم؛ کسی که با دانش، بینش و روش زندگی‌کردنِ نسل آینده را شکل می‌دهد. بال عمل یعنی کارگر؛ کسی که محصول، خدمت، حرکت و تولید را از مرحله امکان به مرحله تحقق می‌رساند. بنابراین، اگر جامعه بخواهد به معنای واقعی کلمه پیشرفت داشته باشد، باید برای این دو بال، هم در سطح شناخت و هم در سطح حمایت عملی، برنامه داشته باشد و فقط به ستایش‌های لفظی اکتفا نکند.
از منظر پیام مقام معظم رهیری(مد ظله العالی)، نقش معلم تنها انتقال مطالب درسی یا آماده‌سازی برای امتحان نیست؛ معلم مسئولیت خطیری در قبال رشد فکری و هویتی جامعه دارد. معلم باید دانش‌آموز را به سمت افزایش مهارت‌ها، رشد بینش و تقویت نگاه صحیح به جهان هدایت کند و در کنار آن، به نوعی هویت و جهت‌گیری نسل آینده را قالب‌ریزی نماید. از این جهت، معلم در جایگاهی قرار می‌گیرد که اثرش، زمان‌بر و بلندمدت است: ممکن است یک کلاس یا یک روز آموزش به ظاهر محدود باشد، اما خروجی آن در رفتار و گفتارِ دانش‌آموزان و دانشجویانی ظهور می‌کند که بعدها در خانواده، محیط کار و عرصه عمومی جامعه نقش‌آفرینی خواهند کرد. به عبارت دیگر، تدریس معلم یک سرمایه‌گذاری اجتماعی است که سود آن در سال‌های بعد و در زندگی واقعی افراد دیده می‌شود. به همین خاطر است که در پیام رهبری معظم انقلاب، معلمان به‌عنوان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی معرفی می‌شوند؛ نبردی که در آن دشمنانِ پیشرفت به دنبال اثر گذاشتن بر ذهن و سبک زندگی جامعه هستند و راه مقابله با آن، تقویت آگاهی، رشد تربیت و استحکام هویت نسل جوان است. در این نگاه، معلم ستون فقرات فرهنگ کشور است؛ زیرا فرهنگ یعنی مجموعه باورها، ارزش‌ها، الگوهای رفتار و جهت‌گیری‌های فکری. اگر ستون فقراتِ فرهنگ محکم نباشد، بدن جامعه در برابر فشارها و انحراف‌ها آسیب‌پذیر خواهد شد.
پیام زعیم عالیقدر انقلاب همچنین بر این نکته حساس تأکید می‌کند که معلم نباید صرفاً در چارچوب یک شغل دیده شود. البته شأن و مقام معلم، با لزوم تأمین معیشت او منافات ندارد، اما نگاه ایشان فراتر است؛ معلم باید بداند کارش فقط برای دریافت حقوق نیست، بلکه وظیفه‌ای است در قبال آینده کشور و در قبال شکل‌دادن به انسان‌هایی که حامل فرهنگ و هویت خواهند بود. در این معنا، رابطه جامعه با معلم باید عمیق‌تر از یک رابطه مالی و اداری باشد. اگر تجلیل‌های زبانی به‌تنهایی کافی است، اما حمایت عملی و قوی ملت و سیستم اجتماعی از معلم به همان اندازه ضروری است. یعنی جامعه باید معلم را در تصمیم‌ها، برنامه‌ها و سیاست‌های واقعی خود ببیند و برای شرایط بهتر آموزشی و تربیتی او نقش جدی ایفا کند. همچنین ایشان به ضرورت تعامل خانواده‌ها با مدرسه اشاره می‌کند؛ زیرا مدرسه و خانواده دو حلقه مکمل هستند. اگر خانواده‌ها در اداره مدارس و در تربیت هماهنگ مشارکت مؤثر داشته باشند، تاثیر تربیتی معلمان چند برابر می‌شود و مسیر پرورش نسل آینده همسو و منسجم‌تر خواهد بود. در نهایت، معلم به‌عنوان تضمین‌کننده تعالی ایران دیده می‌شود؛


کسی که با تبیین خطوط هویت ایرانی-اسلامی در ذهن و جان جوانان، مسیر پیشرفت را هموار می‌کند و زمینه پایداری این پیشرفت را فراهم می‌آورد.
در سوی دیگر، کارگران به‌عنوان نماد و نیروی میدانِ عمل مطرح می‌شوند. در پیام ایشان، عرصه کار آن‌قدر گسترده تعریف می‌شود که فقط به کارخانه یا کارگاه محدود نیست؛ بلکه از خانه‌ها و ادارات گرفته تا مزارع، کارگاه‌ها، کارخانه‌ها و حتی مشاغل خدماتی را دربر می‌گیرد. یعنی کارگر، در تمام حلقه‌هایی حضور دارد که جامعه را می‌چرخانند و نیازهای مردم را پاسخ می‌دهند. در این نگاه، ارکان موفقیت در کار، سخت‌کوشی و تعهد است؛ یعنی ارزش کار فقط در نتیجه دیده نمی‌شود، بلکه در کیفیت تلاش، احساس مسئولیت، وفاداری به وظیفه و دقت در انجام دادن کار نیز نهفته است. به همین دلیل، کارگر در پیام رهبری معظم، جایگاه والا پیدا می‌کند؛ گاهی حتی تصور می‌شود که اگر کسی تنها به ظاهرِ شغلیِ یک فرد نگاه کند، نتواند عظمت تلاش او را درک نماید، اما مربیان و آموزگاران، یعنی پدر و مادر و معلمان، می‌توانند این احترام را در دل جامعه نهادینه کنند. بنابراین، احترام به کارگر صرفاً یک احساس لحظه‌ای نیست؛ می‌تواند تبدیل به یک فرهنگ شود. آن‌جا که از بوسه بر دست کارگر یا قدردانی عمیق از تلاش او سخن می‌آید، هدف نمایش احساس نیست؛ هدف نشان دادن ارزش ذاتی کارِ متعهدانه و نقش آن در بقای تولید، اقتصاد و زندگی اجتماعی است.
در پیام رهبر عالقدر انقلاب همچنین بر این نکته تاکید می‌شود که کارگران در مؤثرترین عرصه نبرد اقتصادی نقش دارند. نبرد اقتصادی یعنی تلاش برای شکست دادن موانع رشد و توسعه، افزایش تاب‌آوری کشور، و حرکت به سمت خوداتکایی. وقتی تولید و خدمت‌رسانی با کیفیت و پیوستگی همراه باشد، دشمنان پیشرفت در هدف خود برای ایجاد تزلزل اقتصادی و ناکارآمدی، موفق نمی‌شوند. از این جهت، کارگران به‌عنوان ستون فقرات اقتصاد کشور معرفی می‌شوند. همان‌طور که ستون فقرات در بدن نقش نگهدارنده و جهت‌دهنده دارد، در اقتصاد نیز کارگر نقش تکیه‌گاه را دارد؛ کسی که اگر از جامعه حذف یا تضعیف شود، بدنه اقتصاد از توان حرکت می‌افتد. پیام حضرت آیت‌الله خامنه ای(مد ظله العالی) در ادامه، مطالبه حمایت عملی را پیش می‌کشد: یکی از مهم‌ترین جلوه‌های حمایت از کارگران این است که مردم با اولویت دادن به مصرف کالاهای ساخت داخل، عملاً از تلاش تولیدکنندگان و کارگران پشتیبانی کنند. این حمایت، فقط در حد توصیه نیست؛ یک نوع تصمیم اجتماعی است که به رونق تولید منجر می‌شود و نتیجه آن، حفظ اشتغال و ادامه حیات اقتصادی واحدهای تولیدی و خدماتی است.
در نگاه ایشان، هر کارگر باید به مثابه ثروت یک واحد تولیدی یا خدماتی دیده شود؛ یعنی سرمایه انسانیِ واقعی که ارزش می‌آفریند و آینده مجموعه را می‌سازد. اگر کارگر را هزینه یا بار مالی بدانیم، طبیعی است که در تصمیم‌های اقتصادی به سمت کم کردن نیرو یا کاهش سطح تولید حرکت کنیم. اما پیام رهبری معظم انقلاب می‌خواهد تعریف مسئله عوض شود؛ کارگر باید به عنوان سرمایه و دارایی دیده شود و تصمیم‌گیری‌ها به گونه‌ای باشد که در حد امکان از تعدیل نیرو جلوگیری شود. البته این موضوع یک درخواست اخلاقی صرف نیست؛ یک منطق اقتصادی هم هست، چون حفظ نیروی انسانی ماهر و متعهد باعث تداوم کیفیت، کاهش ریسک، و افزایش توان تولید می‌شود. همچنین ایشان تاکید می‌کند که دولت نیز باید در حمایت از عمل خیرخواهانهِ صاحبان کسب‌وکار نقش داشته باشد و در حد مقدور، زمینه‌های لازم برای حفظ اشتغال و حمایت از کارگران را فراهم کند. یعنی ترکیبی از مردم، بخش خصوصی، صاحبان تولید و نهادهای دولتی باید دست به دست هم بدهند تا پیام حمایت از کارگر به نتیجه برسد.
در نهایت، پیام معظم له فقط به معلم و کارگر ختم نمی‌شود، بلکه جهان‌بینیِ مرحله بعد را هم توضیح می‌دهد. ایشان مرحله جهاد اقتصادی و فرهنگی را ضرورت می‌دانند؛ یعنی بعد از اینکه در عرصه نظامی و دفاعی به پیروزی یا توانمندی رسیدیم، اکنون باید دشمنان پیشرفت را در دو جبهه مهم اقتصادی و فرهنگی نیز شکست دهیم. جبهه فرهنگی جایی است که معلم نقش محوری دارد و به نبرد ذهن‌ها و شکل‌دهی هویت نسل جوان کمک می‌کند. جبهه اقتصادی جایی است که کارگر نقش اصلی را در تولید و خدمت‌آفرینی ایفا می‌کند و به اقتصاد کشور توان حرکت و پایداری می‌دهد. در این نقشه راه، تلفیق علم و عمل و همچنین تلفیق هویت ایرانی-اسلامی با اولویت دادن به تولید داخلی، مسیر پیروزی را شکل می‌دهد. به بیان دیگر، مسیر تعالی کشور نه فقط با شعار یا فقط با تلاش اقتصادی، بلکه با ترکیب تربیت صحیح و تولیدِ متعهدانه به نتیجه می‌رسد. در کنار این منطق، پیام رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) از بعد معنوی نیز غافل نیست؛ اشاره به دعا و وساطت امام زمان (عج) نشان می‌دهد که تحقق این اهداف فقط وابسته به محاسبات صرف انسانی نیست و امید، توکل و معنویت، نیرویی برای استمرار مسیر و تاب‌آوری جامعه است.
جمع‌بندی پیام مبین این گزاره است که رهبر معظم انقلاب قصد دارند یک سند آینده‌محور در برابر جامعه قرار دهند: معلم و کارگر ستون‌های اصلی کشورند و اگر این ستون‌ها استوار شوند، فرهنگ و اقتصاد به شکل هماهنگ پیش می‌روند. این پیام همزمان از سه گروه انتظار دارد: از خود معلمان که مسئولیت را فراتر از شغل بدانند و با نگاه تربیتی در نبرد فرهنگی نقش بیافرینند؛ از جامعه و مردم که با حمایت عملی و مصرف کالای داخلی، پشتوانه تولید و اشتغال باشند؛ و از دولت و تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران که با حمایت واقعی، از تعدیل بی‌توجیه یا تضعیف نیروها جلوگیری کرده و مسیر حمایت را تسهیل کنند. در نهایت، این نگاه به پیشرفت را از حالت شعار به حالت برنامه و اقدام تبدیل می‌کند و نشان می‌دهد آینده ایران در گرو استحکام رابطه میان علم، تربیت، تولید و عمل است؛ یعنی همان ترکیبی که رهبری فرزانه انقلاب آن را رمز موفقیت می‌داند.
                 

نظرات بینندگان
captcha