امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ ساسان اشکش :
اتفاقهای اخیر و تسلط ایران بر تنگه هرمز نشان داد که خلیج فارس یک واقعیت عینی است و نام آن بیجهت با نام ایران گره نخورده است پیشنهاد راه تجاری حجاز به جای تنگه هرمز تلاشی برای پذیرش غیرمستقیم این واقعیت است.
تسلط ایران بر تنگه هرمز موجب شد برخی کشورهای منطقه به فکر جایگزینی برای این مسیر بیفتند. پیشنهاد راه تجاری حجاز یکی از این تلاشها است.
راه حجاز در ادبیات سیاستگذاری عربستان یک پروژه زیرساختی نیست، بلکه بخشی از یک بسته ژئوپلیتیک است که هدفش بازتعریف منطقهای عربستان است. وقتی کشوری نمیتواند واقعیتهای ژئوگرافیک و امنیتی را تغییر دهد، به جای تقابل مستقیم، سراغ حوزههای کمهزینهتر میرود.
تلاش برای جاانداختن نامهای جعلی برای خلیج فارس و تمرکز بر ایدههایی مثل احیای راه تجارت حجاز، دو روی یک هدف واحد هستند: مدیریت ادراک و انتقال مرکز ثقل از درون یک فضای اقتدارزا به پیرامون آن.
خلیج فارس صرفاً یک عنوان تاریخی نیست؛ یک واقعیت تجاری و امنیتی گرهخورده به تنگه هرمز و جریان انرژی است. امنیت دریایی و استمرار تجارت در این پهنه بدون همراهی یا دستکم نادیدهگیری از مؤلفههای قدرت منطقهای ممکن نیست.
بنابراین، اگر بازیگران عرب منطقه قادر نباشند نقش ایران را از زنجیره واقعی امنیت و ترانزیت حذف کنند، دستکم میکوشند آن را در سطح نمادین کمرنگ کنند و سپس با پروژههای جایگزین، وابستگی را کاهش دهند.
تغییر نامها در این نگاه، جنگ بر سر حافظه؛ یعنی شکل دادن به روایتهایی که در درازمدت میتواند ادعای حضور و اثرگذاری برخی دولتها را تقویت کند.
طرح احیای راه تجارت حجاز تلاش انتقال بخشی از ترانزیت از محورهای دریایی گرهخورده به خلیج فارس به محورهای زمینی و بندری متصل به دریای سرخ و مسیرهای داخلی شبهجزیره است.
هدف از چنین طرحی ادعای برتری مطلق نیست؛ بلکه ایجاد گزینههای جایگزین است تا در محاسبات هزینه، زمان و ریسک، قدرت چانهزنی برخی بازیگران افزایش یابد و وابستگی صرف به مسیرهای مسلط کمتر شود.
پس ارتباط میان نامگذاری و احیای راه تجاری یک ارتباط تصادفی یا صرفاً فرهنگی نیست؛ یک پیوستار راهبردی است.
در سطح اول، روایتها برای تغییر ذهنیت و کسب مشروعیت کار میکنند. در سطح دوم، زیرساختها برای تغییر الگوهای وابستگی و جابهجایی جریانها.
نتیجه نهایی همان است: کمرنگ کردن نقش بازیگری که در خلیج فارس ستون اصلی امنیت و ترانزیت است، بدون ورود به تقابل مستقیم.
تلاش برای بازتعریف نامها و سپس ساختن مسیرهای ترانزیتی، تلاش برای مهار نقش واقعی خلیج فارس است—بهجای نفی آن—تا مرکز ثقل نفوذ منطقهای از کنترل انحصاری عبور جریانها، به رقابت چندمسیره منتقل شود.