کد خبر: ۱۱۴۱۶۲
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹
علی عبدالخانی

شهردار آرمانگرا و باکفایت و شورایی که همچنان باقی است !!

شوشان ـ علی عبدالخانی :

شرایط دو جنگ تحمیلی انتخابات شورای شهر و روستا را در دو نوبت به تعویق انداخت و این بدین معناست که شورای پر از بحث و جدل اهواز فرصتی دیگر از خدمت! به مردم و ماندگاری هرچه بیشتر را تجربه خواهد کرد.
برخی اعضای معروف این شورا که طعم خدمت صادقانه و آباد کردن اهواز را چشیده اند، با انواع برنامه های از قبل طراحی شده و با تکیه بر یک جریان پنج ساله، احتمالا آماده ی فتح دوباره ی ساختمان شورا واقع در منطقه ی امانیه و استمرار خدمت صادقانه به مردم اهواز هستند. بسیاری معتقد هستند که تأجیل دو باره انتخابات ضمن اعطای فرصت و فضای بیشتر برای برنامه ریزی و جریان سازی و مهمتر از همه خدمتگذاری صادقانه به مردم ، شرایطِ انتخاب دوباره و بدون شبهه ی برخی از آنها در اولین انتخاباتِ پس از جنگ را برایشان تسهیل خواهد کرد!.
دهدشتی که انتخاب آن تحت شرایطِ کنار رفتنِ  امینی (بصورت قهری) صورت پذیرفت و بعنوان شهردار چندماهه حکم شهرداری خود را از وزیر دریافت کرد، شاید چند ماه بیشتر از زمان اعلام شده، فرصتِ پیاده کردن برنامه های شورا را پیدا بکند !.
تا قبل از انتصاب و آغاز به کار، از دهدشتی بعنوان یک نیروی قوی و قانونمند و آشنا به مسائل ریز و درشت شهرداری و مطلع از ویژگیهای اکثریت مدیران این سازمان بزرگ و بعنوان شخصی تحولگرا و فسادستیز نام برده می شد و همین امر موجی از امیدواری را در دل شهروندان ایجاد کرده بود. نگارنده برغم اطلاع از وجود جریان چندین ساله ی حاکم بر شهرداری، اما به توانمندی این شخص و امکان ایجاد شکاف در دلِ جریان مذکور امید بسیار داشتم.
عده ای افول زودهنگام ستاره ی این شهردارِ کاملا صلاحیتدار را سیطره و استیلای شبه کامل یک نماینده مجلسی و چند نفر شورایی بر مقدرات مختلف شهرداری از جمله موضوع عزل و نصب ها می دانند !. عده ای نیز فرصت چند ماهه و بسیار کم خدمت را مانع برنامه ریزی مناسب و اعمال صلاحیتهای قانونی این شهردار می دانند.
برخی نیز با تاکید بر نوع تعامل چند نماینده شورا و غیر شورا در طول نزدیک به ۵ سال گذشته و ایجاد یک جریان چندلایه و همپوشان و لزوم استمرار آن را بعنوان دلیل ضعف مدیریت شهردار می دانند و ایستایی و جمود زودهنگام فعالیت شهردار را به این امر ربط می دهند.
کم نیستند کسانی که این رکود بی سابقه و محدودیتهای بسیار و عدم استفاده از صلاحیتهای قانونی شهردار صلاحیتدار را ناشی از توافقاتی می دانند که منجر به انتخاب ایشان شده و در همان چارچوب محدوده مدیریت وی تعریف شده است.
جمعی از اشخاص که اطلاعات آنها از درون شهرداری نسبتا دقیق است براین باور هستند که دخالت در صلاحیتهای شهردار بعضا توسط شخصیتهای با نفوذ بیرون از شورا صورت می پذیرد.
آنها با زبان محبت و معنویت و خیرخواهی و البته در چارچوب اعلام حمایت از شهردار، بدون ذره ای شرم عزل یا ابقای ایکسی از مدیران سازمانی را توصیه می کنند و عملاً اراده ی شهردار نسبت به شخص معینی از مدیران را فلج می سازند!.
در میان همه نظرات و تحلیل ها یک نظر ویژه توسط محافل نخبه ای وجود دارد که صفر تا صد جریان ۵ ساله به یک نماینده ی مردم اهواز در مجلس و چند نماینده ی شورا و چند شخصیت متنفذ خارج از شورا پیوند می زند.
صاحبان این دیدگاه پروسه ی پیدا و پنهان شهرداری را از زمان اعلام نتایج انتخابات شورای ششم و اعتراض برخی نامزدها و قضیه ی بازشماری آرا و آغاز به کار شورای تایید شده و اصرار بر گزینه امینی بعنوان شهردار و دو دسته شدن شورا بر سر حمایت از امینی و طرح مکرر و بیش از ده بار استیضاح امینی توسط مخالفان و شکست همه موارد بواسطه عدم حضور گروه حامیان (با توسل به نصاب شکنی) و عدم برخورد قانونی با نصاب شکنان و غیبتهای متوالی و تغییرات گسترده  در سطوح مختلف مدیریتی و عدم گذشت حتی از مدیریتهای پایین دستی در شهرداری که اتفاقی کم سابقه بود و ادامه این روند و اعتراضات گسترده مردمی بخاطر کنده شدن و عدم اسفالت خیابانها و عدم پاسخگویی به ابهام های مالی و انتصابات ضعیف و غیرقابل توجیه و ادامه ماجرا تا لحظه ی استعفای عزل گونه ی امینی که تحت فشار افکار عمومی و ابتکار عمل نهادهای حاکمیتی صورت پذیرفت و... که باعث گردید بسیاری از فعالان و نخبگان اجتماعی  بر این باور اصرار بورزند که همراهی و پشتیبانی نماینده ی مردم اهواز در شکلگیری همه ی فراز و فرودهای شورا - شهرداری و پدید آمدن جریان پنج ساله، نقشی پررنگ و کلیدی بوده و بدون وجود آن نماینده امکان ابقای شهردار وقت و ادامه حیات آن شورا وجود نداشت و بر همین اساس اعلام گردید که: ساده انگارانه است اگر کسی توافق با دهدشتی را خارج از آن جریان پنج ساله و جزییات پرپیچ و خم آن ببیند و انتظار اعمال صلاحیتهایی از قبیل انتصابات، قراردادها و امثال اینها را خارج از مجموعه آن جریان و توافق صورت گرفته را داشته باشد!.

نگارنده با تایید بخشی و رد کردن بخشی دیگر از دیدگاههای فوق و با تکیه بر اطلاعات در اختیار از جمله ریختن قبح تخلفات در شهرداری در پنج سال گذشته بر این باور هستم که یک مسئله ی به ظاهر کم ارزش اما مهم سبب آن شد تا نماینده ی مردم اهواز در مجلس دقیقا از زمان تشکیک‌ در انتخابات از سوی برخی نامزدان معترض شورای ششم تا لحظه ی استعفای عزل گونه امینی، بصورت مستقیم یا غیر مستقیم و بصورت یک عنصر فعال در رویدادهای مختلف شهرداری حضور پیدا بکند و در لحظات سخت نقشی هدایت گونه یا حمایتگرانه از جریان مسلط بر شهرداری را ایفا بکند لذا به نظر نگارنده سابقه ی اشتغال آن نماینده ی مجلسی در شهرداری اهواز و اطلاع از زیر و بم آن سازمان بزرگ و آشنایی با بخش قابل توجهی از نیروها راه را برای خلق رابطه ای ادامه دار و محکم با بخش مهمی از نیروهای شهرداری و شورا را باز کرد و با توجه به گستره ی چند لایه ی روابط بوجود آمده، واقعا نباید از حضور یا همراهی و حتی تاثیرگذاری ایشان بر روند امور شهرداری و تعامل یا تفاهم با شهردار منتخب در ارتباط با شکل و ماهیت چند ماه مدیریت دهدشتی تعجب کرد!.
این تصور که دهدشتی بخاطر فقط چند ماه نشستن در طبقه ی آخر ساختمان شهرداری تن به یک توافق مبنی بر محدود کردن اختیارات قانونی خود در عزل و نصبها و موارد دیگر به ازای شهردار شدن داده باشد، نمی تواند چندان منطقی باشد اما این نیز منطقی نیست که اگر چنین نیست چرا گردانندگان جریان ۵ ساله ی شهرداری همچنان می تازند؟. آیا آنها بخاطر چشمان و ابروان کسی حاضر شده اند جایگاه بزرگ شهرداری کلانشهر اهواز را مثلا به شهردار فعلی هدیه بدهند و مفت و رایگان  روزمه ای با ایتم بالا برای ایشان تهیه کنند !.
این یک تناقض غیرقابل فهم است که حسینی بعنوان سرپرست و در آن فرصت کم در قامت یک شهردار صلاحیتدار ظاهر می شود و به هر دلیل و ترتیب و تا لحظه ی آخر دست به عزل و نصب برخی مدیران در شهرداری می زند و جربزه ی مدیریتی خود را به رخ دیگران می کشاند. در مقابل دهدشتی با حکم وزیر بشکل رسمی بعنوان شهردار صلاحیتدار اهواز منصوب می شود و برای انجام کارهای معین و دفاع از منافع شهر قسم می خورد و قول بکارگیری صلاحیتهای قانونی خود جهت تعدیل شرایط منفی در شهرداری را می دهد و موجی از خوش بینی را ایجاد می کند و در پایان انگار قرار نیست اتفاقی بیفتد.
انگار قرار نیست حتی یک مدیر یک سازمان که با دلایل کافی لیاقت ماندن برای یک لحظه بر کرسی آن سازمان را هم ندارد، بجای عزل ابقا می شود.
می دانیم که پرستیژ و موقعیت بسیاری از شهرداران قبل از شورای ششم به انها اجازه ی ورود به پستهای ریز (زیرِ میانی) را نمی داد و چنین اختیاراتی را مدیران خود می سپردند!.
اما اکنون می بینیم نوعی ترتیب چیدمانه به آینده و تبدیل شدن بسیاری از فضاهای شهرداری به مناطق نفوذ باصطلاح صاحبان سهم، باعث شده تا برای اولین بار پستهای بسیار کوچک سازمانی مانند مسئولین واحدها و کارشناسان نیز از دست سیستم خارج و سر از جاهای دیگر درآورده است به این معنا که در صورت وتوی آن جایگاههای کوچک از سوی متنفذان، شخص شهردار هم نمی تواند دخالتی در این زمینه داشته باشد!.
یک دیدگاه عجز یا وجود محدودیت در جابجا کردن حتی یک مسئول جزء یا یک کارشناس توسط عالیترین مقام شهرداری را بواسطه پنج سال کار برنامه ریزی و حساب شده جریان مزبور طبیعی می داند و انرژی یک شهردار که با بلیط توافقی وارد طبقه پنجم ساختمان مرکز شهرداری شده را ناکافی برای گرفتن ابتکار عمل و اعمال مدیریت وی می داند.
مصادیق و نمونه های برخی اقدامات در دوره ۵ ساله شورا و شهرداری جالب است. تصور بکنید شخصی بدون هیچگونه تجربه و سابقه مستقیم در یک روز هم به استخدام شهرداری اهواز در می آید و در کمال تعجب و برخلاف همه ی قوانین در همان روز بعنوان مدیرکل یک اداره کل حساس و حیاتی در شهرداری انتخاب می شود. جالب اینکه آن شخص پس از چند سال همچنان عنوان مدیرکلی را یدک می کشد اما شهردار صلاحیتدار برغم اثر منفی این تبعیض بر کارکنان آن اداره کل، با کمال میل در خدمت ایشان هستند یا چاره ای بج این ندارند.
نمونه دیگر آخرین انتصاب شهردار فعلی است. او یک شخص که شهردار اعتقادی به همکاری با او ندارد به حکم ایشان به مدیرعاملی یک سازمان می رسد که چنین اتفاق تاسف برانگیزی احتمالا ناشی از همان فعل و انفعالهای جریان ۵ ساله می شود.
شهردار اهواز تلاش می کند با گرفتن عصا از وسط و حرکت در محدوده خاکستری، نوعی تعادل میان همراه شدن با جریان ۵ ساله و انجام برخی وظایف و مسئولیتهای قانونی ایجاد بکند اما باید تا آخر منتظر ماند و هنرنمایی ایشان را دید و ایشان را قضاوت کرد!!. این مطلب ادامه دارد. 

 

نظرات بینندگان
captcha