امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ ساسان اشکش :
چین بهعنوان یکی از بزرگترین رقبای اقتصادی ایالات متحده، با رشد سریع صنعتی و نفوذ روزافزونش در بازارهای جهانی، واشنگتن را به چالش کشیده است. در عین حال، چین بهعنوان یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران، نقش قابلتوجهی در حفظ جریان مبادلات اقتصادی تهران ایفا کرده و بهویژه در مواجهه با تحریمهای آمریکا، بهعنوان یک حامی کلیدی عمل کرده است. این جایگاه دوگانه، پکن را به بازیگری عملگرا و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده که منافع خود را بر هر اولویت دیگری ترجیح میدهد.
گزارشهای تایید نشده و شایعات اخیر درباره همکاریهای نظامی و راهبردی چین با ایران، بر اهمیت این رابطه افزوده و حساسیتها را بیشتر کرده است. این همکاریها، که غالباً در سکوت خبری انجام شده، میتواند نشانهای از تعمیق روابط دفاعی دو کشور باشد یا ابزاری برای افزایش اهرم چانهزنی چین در برابر آمریکا و غرب تلقی شود.
بازگشت ترامپ به صحنه سیاسی آمریکا و حضور او در چین واز سویی افزایش تنشها در تنگه هرمز، پرسشهای تازهای را درباره جهتگیری واقعی چین مطرح کرده است. آیا پکن در مواجهه با این شرایط، سیاست قبلی خود را ادامه خواهد داد یا شاهد تغییر رویکردی اساسی خواهیم بود؟
در این راستا، سناریوهای مختلفی برای آینده روابط چین، آمریکا و ایران وجود دارد. نخست، چین میتواند بهعنوان شریک راهبردی ایران در برابر آمریکا عمل کند و حمایتهای خود از تهران را ادامه دهد. دوم، چین ممکن است نقش میانجی صلح در خاورمیانه را ایفا کند و تلاش کند تا تنشها را کاهش دهد. سوم، چین بهعنوان بازیگر منفعتگرا و حداکثرگرایانه، بین دو طرف حرکت خواهد کرد و در صورت تهدید منافع اقتصادیاش، ممکن است روابط خود با ایران را تعدیل کند.
عوامل تعیینکننده در آینده این روابط شامل رویکرد و سیاستهای جدید دولت آمریکا، توانمندی ایران در مدیریت بحران، تحولات اقتصادی جهانی و شدت تنشهای منطقهای است. در نهایت، رفتار واقعی بازیگران در میدان بحران، میتواند نشان دهد که چین در این نبرد پیچیده، به کدام سو متمایل خواهد شد: حفظ منافع راهبردی بلندمدت ایران یا موازنهسازی در برابر آمریکا با اتخاذ رویکردی عملگرایانه و منفعتطلبانه.