امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ جعفر دیناروند :
آن روزی که انسان، خود را موجودی متفاوت از سایر حیوان ها، یافت، استمرار زندگی را وسیله ای برای کوشش و تلاش های هدفمند، در نظر گرفت.او از فضای باز به غارها پناه برد و از جنگل ها به محیط غیر درختی، نقل مکان نمود.انتقال تجربه ها، به صورت غیر برنامه ریزی شده و تنها به شکل غریزی، انجام و تغییرهای ملموس، گرچه به کندی، تداوم یافت.
انسان، فهمید که می فهمد.درک کرد که می داند.دانست که باید بیشتر بداند.دانایی یافت که زندگی اش، متحول شده است.
این یعنی، آدمی، تواناست اما این قدرت را به او هدیه نمی دهند.او قادری است که متکی بر اندیشمندی است پس، اندیشید و اندیشه ها ساخت.
تغییر، تحول و حرکت به سمت تکامل، با این خردورزی، به بهتر شدن محیط انجامید.بهتر زیستی به بهترین زیستن، تغییر اندیشه داد و بدین سان، «آموزش»، انتخابی برای دانا سازی گردید.
این، اصل جداناپذیر از ماهیت درونی آدمی گردید که تشنگی او، دانایی است.حد و مرزی ندارد و می رود تا آنجایی که می تواند.
پس، آموزش، پایان کار نیست بلکه آغازی بر توفیق و نقشه ای برای موفقیت است، گرچه ممکن است شکست بخورد.اصل، نتیجه آموزش است نه خود آموزش.دانا سازی است نه فراغت از تحصیل، رشد فکری است نه مدرک گرایی.تغییر زندگی است نه ماندن در آن.صعود باورهاست نه گذشته گرایی است.
این ها یعنی، بهتر زندگی کردن.از بودن لذت بردن.انتظار عمر ابدی داشتن.در کنار هم شاد شدن.مسرت در همراهی بودن و در نهایت،«بهزیستی» را چشیدن است.این بهتر زندگی کردن، در دانایی داشتن، میسر می شود پس، ای انسان، بکوش تا بدانی و بدان که هر چه بدانی باز هم نیازمند به آن هستی.