امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ ساسان اشکش :
وقتی سخن از ظاهرگرایی افراطی و تفسیر تحتاللفظی دین به میان میآید، ذهن ناگزیر به تاریخ خوارج میرود؛ جریانی که در میانهی جنگ صفین و پس از پذیرش حکمیت توسط امام علی(ع)، با شعار محوری «لا حکم إلا لله» از دل جامعه مسلمانان سر برآورد. آنان گمان میکردند حقیقت دین را در قبضه دارند و هرکس خلاف برداشت ظاهریشان رفتار کند، از دایره ایمان بیرون است. همین غرقشدن در ظاهر دین، آنان را تا جایی پیش برد که در برابر امام خود ایستادند و مخالفت را عین دینداری پنداشتند
اما مسئله فقط یک واقعه تاریخی نیست.
چهارده قرن گذشته، اما گاهی اگر گوش بسپاری، صدای پای همان ظاهرگرایی را در جامعه امروز نیز میشنوی؛ صداهایی که دین را نه در اخلاق و رفتار، بلکه در شعار و نمایش خلاصه میکنند.در نگاه دینی، لبیک گفتن به مولا یعنی پیروی از حقیقت، از اخلاق، از انصاف. اما این روزها کم نیستند کسانی که یک روز شیفتهگی ظاهری نسبت به ارزشها نشان میدهند و روز دیگر، در عمل و رفتار، درست برخلاف همان ارزشها قدم برمیدارند؛ گویی دین و اعتقاد برایشان ابزاری برای تصفیهحسابهای شخصی است نه راهی برای ساختن جامعهای بهتر.
بیشک حساب وطندوستان از کاسبان دین جداست.
اما هرکدام از ما نیز باید گاهی در خلوت خود بنشینیم و از خود بپرسیم:
محور کلام و رفتارم مرا به کجا میبرد؟
آیا در مسیر اخلاق و حقیقت قدم میگذارم یا در دام همان ظاهرگرایی میافتم که روزگاری جامعه اسلامی را دچار شکاف کرد؟امروز بیش از همیشه باید مراقب باشیم؛ مراقب خوارجِ نوظهور که با شعارهای مذهبی، همان راهی را میروند که ۱۴ قرن پیش خوارج رفتند. خطکشیهای تند میان مردم، تقسیم جامعه به مؤمن و نامؤمن، خودی و غیرخودی، نه نشانی از دینداری دارد و نه خدمتی به وطن. این مسیر جز
تضعیف جامعه ایرانی و دلسرد کردن مردم نتیجهای ندارد.
وفاداری به دین و وطن ابزار حذف و دوگانهسازی نیست؛
سرمایهای است برای تقویت همبستگی ملی و ترمیم اعتماد عمومی.
جامعه امروز بیش از هر زمان نیاز دارد مراقب باشد تا شعارهای ظاهری مذهبی دوباره همان شکافی را نسازد که ۱۴ قرن پیش خوارج ساختند؛ شکافی که نتیجهاش چیزی جز فرسایش سرمایه اجتماعی و دلسردی مردم نخواهد بود