کد خبر: ۱۱۴۲۴۳
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۶

خطر غلوکنندگان در زمان حاضر

شوشان ـ  مسلم سلیمانی  :

غلو، به‌عنوان یک انحراف فکری که در تقدیس افراطی شخصیت‌های دینی ریشه دارد، پدیده‌ای تازه نیست. این جریان نخستین‌بار در اواخر قرن نخست هجری و اندکی پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) ظهور کرد، هرچند نشانه‌های اولیه آن در زمان حیات امام نیز دیده می‌شود. منابع کهن، از جمله تاریخ طبری و گزارش‌های موجود در نهج‌البلاغه، به گروه‌هایی اشاره می‌کنند که با غلو در مقام علی(ع)، او را فراتر از حد انسانی دانسته و گاه به مقام الوهیت می‌کشاندند؛ انحرافی که خود امام با صراحت و شدت تمام با آن مقابله کرد.
در دوران پس از امام علی(ع)، نخستین گروه منسجمِ غالیان با نام «سبئیه» پدید آمد؛ گروهی که پیرو عبدالله بن سبأ معرفی شده‌اند. صرف‌نظر از اختلاف‌نظر مورخان درباره نقش واقعی او، اصل پیدایش جریان‌هایی که امامان را موجوداتی ماورایی می‌پنداشتند، در منابع اولیه اثبات‌شده است. در قرن دوم هجری و هم‌زمان با عصر امام باقر و امام صادق(ع)، موج گسترده‌تری از فرقه‌های غالی شکل گرفت. چهره‌هایی مانند مغيرة بن سعید، بیان بن سمعان و ابوالخطاب،( ابوالخطاب محمد بن ابی زینب اسدی) از پیشگامان این جریان بودند و با ادعاهایی چون ارتباط با عالم غیب، علم اسرار پنهانی و نسبت دادن مقام‌هایی فراتر از حد انسانی به امامان، به دنبال جذب هوادار بودند. واکنش امامان شیعه به این جریان بسیار صریح بود: تکذیب، لعن و اعلام برائت کامل از آنان.
در طول قرون سوم و چهارم هجری، صورت‌بندی‌های جدیدی از غلو پدید آمد. این‌بار غلو بیشتر در قالب آموزه‌های باطنی، «گنوسی‌» (گنوسی یا گنوسیسم به مجموعه‌ای از جریان‌های فکری و دینی در سده‌های نخست میلادی گفته می‌شود که بر «معرفت باطنی و رازآلود» برای نجات انسان تأکید داشتند) گونه و ترکیبی از تصوف و باورهای رازآلود بود. برخی شاخه‌های علویان تاریخی (نصیریه) از تأثیر این سنت فکری برکنار نماندند. با گذشت قرون، غلو دیگر آن سازمان‌یافتگی دوران نخستین را نداشت، اما در برخی نقاط به‌صورت بقایای پراکنده باقی ماند.
با ورود به عصر جدید، غلو کلاسیک تقریباً از میان رفت؛ نه آن شبکه‌ها و فرقه‌های فعال گذشته دیده می‌شد و نه آموزه‌هایی مانند الوهیت‌بخشی مستقیم به امامان مطرح بود. اما آیا خطر غلو به‌کلی پایان یافته است؟ پاسخ، بر اساس بررسی‌های تاریخی و اجتماعی، منفی است؛ گرچه شکل و زبان آن تغییر کرده است.
در زمان حاضر، جریان‌هایی که بتوان آنها را «غالی» به معنای تاریخی دانست، بسیار محدود، پراکنده و فاقد ساختار جدی هستند. برخی گروه‌های کوچک در عراق یا سوریه که امتداد برخی فرقه‌های دیرین به‌شمار می‌آیند، نمونه‌هایی از غلو اعتقادی را هنوز حفظ کرده‌اند. این گروه‌ها نه در فضای شیعی جریان‌سازند و نه با اندیشه دوازده‌امامی قرابت دارند. اما مسئله‌ مهم‌تر، شکل جدید و پنهان غلو است؛ همان چیزی که می‌توان آن را «غلو فرهنگی» یا «غلو احساسی» نامید.
غلو فرهنگی، برخلاف غلو اعتقادی، لزوماً با تصریح به الوهیت یا توانایی‌های فراطبیعی نامحدود همراه نیست؛ بلکه در بیان‌های هیجانی، مدایح اغراق‌آمیز، یا انتساب اختیاراتی که مبنای مستند دینی ندارند خود را نشان می‌دهد. این نوع غلو اگرچه ممکن است برای بسیاری بی‌خطر یا صرفاً شاعرانه به‌نظر برسد، اما خطری جدی برای فهم دینی در بلندمدت محسوب می‌شود. تاریخ نشان داده است که غلو همیشه از جایی آغاز می‌شود که مرز میان «محبت» و «اسطوره‌سازی» کمرنگ شود و باورهای دینی به‌جای اتکا بر اصول مستند، بر احساس و روایت‌های شفاهی بنا گردد.
خطر غلو در زمان حاضر نه در شکل فرقه‌های تاریخی بلکه در سطح جامعه و فرهنگ عمومی بروز می‌کند. هنگامی که شخصیت‌های دینی از مرتبه انسانی و هدایت‌گر حقیقی خود فاصله داده می‌شوند و به موجوداتی ماورایی تبدیل می‌گردند، هم زمینه برای سوءاستفاده فراهم می‌شود و هم دینداری اصیل دچار اختلال می‌گردد. از همین‌روست که بسیاری از عالمان معاصر، چه در حوزه‌های فکری شیعی و چه در پژوهش‌های دانشگاهی، بر ضرورت مرزبندی با غلو و حساسیت نسبت به نشانه‌های کوچک آن تأکید دارند.
تجربه تاریخی نشان می‌دهد که غلو، در هر دوره‌ای که مجال بروز یافته، از یک‌سو چهره‌ اهل‌بیت(ع) را از جایگاه حقیقی‌شان دور کرده و از سوی دیگر، جامعه دینی را دچار انحراف در فهم توحید، عقلانیت و مسئولیت‌پذیری کرده است. امروز نیز غلو هرچند در ظاهری دیگر ظاهر می‌شود، اما همچنان می‌تواند مسیر اعتدال دینی را تهدید کند. آگاهی تاریخی، بازخوانی انتقادی منابع و توجه به هشدارهای خود امامان درباره خطر مبالغه، بهترین راهِ مواجهه با این پدیده کهن است

نظرات بینندگان
captcha