کد خبر: ۱۱۴۲۵۰
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۴

مرا‌سله‌ای در بابِ واگویه احوالِ درمانگاه‌ها و کلینیک‌های بخش خصوصی؛ تقدیم به ساحتِ جناب دکتر بوستانی

شوشان ـ محمد شریفی :

جناب دکتر بوستانیِ عزیز و ارجمند،
سلامی گرم و مشحون از دردِ جانکاهِ این بنده کمترین را پذیرا باشید.

اما بعد؛
دیروز (دوم خرداد ۱۴۰۵)، یکی از بستگانِ نزدیکِ این حقیرِ سراپا تقصیر، به علتِ کسالتی مختصر ــ از سُرفه و تب و تهوعی ناچیز ــ به یکی از آن درمانگاه‌های خصوصی که تحتِ لوایِ سازمان‌های دولتی، مأمنِ دردِ مردم است، سر زد. دریغا که در آنجا، نه نبضی گرفته شد و نه فشارِ خونی؛ نه گوشی بر تپشِ قلبِ بیمار نهادند و نه تب‌سنجی بر دهان. طبیبِ مذکور، بی‌آنکه در رگِ علمِ بالینی‌اش خونی بجوشد، حکمی صادر کرد و طوماری در هم پیچید که مشتمل بر ۱۴ قلم دارو بود؛ از یک فقره سرمِ عریض و طویل گرفته تا ۹ آمپولِ رنگارنگ و ۴ نوع قرصِ جورواجور.

حال، آن ۹ آمپول را که به ناگاه در آن سرمِ بی‌زبانِ بیچاره خالی کردند، خود به حسابی آورید که چه هزینه‌ی هنگفتی بر دوشِ بیمارِ بی‌نوا گذاشت. نیک مستحضرید که بیمه تکمیلی در این ایام، همچون کشتیِ بی‌لنگر در تلاطمِ صخره‌های اردیبهشت و خرداد، در شکسته است و بیمه پایه نیز که سکانِ تعهداتش را به دستِ طوفانِ هیچ سپرده. از آن‌سو، سامانه‌های الکترونیکِ داروخانه‌ها و کلنیک ها نیز همواره در قهر و آشتی‌اند و در این میانه، تنها چاره آن است که بهایِ گزافِ این "هیاهویِ بسیار برای هیچ" را به نرخِ آزاد بپردازیم.

شکر ایزد را که بیمارِ ما، نه از سرِ مهارتِ آن حکیم، بلکه به لطفِ عنایتِ حضرتِ باری‌تعالی، از عوارضِ این ضیافتِ داروییِ سهمگین جانِ سالم به در برد. این کمترین از دیروز تا این لحظه، چون دراویشِ قلندر، ذکرِ "یا هو" بر لب داشته‌ام و سجده‌ شکر می‌گزارم که کار به "بجای باریکتر" نکشید. نسخه آن حکیمِ گرانمایه را به پیوستِ این مرقومه تقدیم می‌دارم تا بر شما مکشوف گردد که این گلایه، نه از سرِ خیال‌بافی، که عینِ واقعیت است. الله اعلم!

همان روز، گذرم به گلگشتِ فضایِ مجازی افتاد و سه فقره خبرِ حیرت‌انگیز، دیدگانم را خیره کرد:

۱- در پایگاهِ خبری "جوان آنلاین"، تیتری به چشم خورد با این عنوان: "تزریقِ ماهانه ۲۳ میلیون سرم در رگِ بیمار، برای اقتصادِ کلینیک‌های خصوصی" (کد خبر: ۱۳۵۹۸۱۵، ۲ خرداد ۱۴۰۵). متنِ خبر حکایت از آن داشت که وزیرِ بهداشت، از جهشِ مصرفِ سرم از ۱۳ میلیون به ۲۳ میلیون در ماه پرده برداشته و متذکر شده که این اکسیرِ درمانی، بی‌هیچ توجیهِ علمی، در هر مطب و کلینیکی، حُکمِ "نقل و نبات" یافته است.

۲- رئیسِ سازمانِ نظامِ پزشکی نیز، در همان محفل، از مصرفِ سالانه بیش از ۲۵۰ میلیون سرم در این ملک خبر داده که دو برابرِ میانگینِ جهانی است.

۳-  و سرکار خانم نازیلا یوسفی، مدیرکلِ دفترِ نظارت و پایشِ مصرفِ فرآورده‌های سلامتِ سازمان غذا و دارو، هشدار داده‌اند که: "هر تزریقِ سرم، می‌تواند آبستنِ عفونت، آبسه، واکنش‌های حساسیتی و حتی در صورتِ بی‌دقتی، منجر به تشنج و ورمِ مغزی شود."

جناب بوستانی، این‌ها را معروض داشتم تا بدانید که در "دشتستان" چه بهاری در کار است! وزیر و وکیل و حتی حافظِ شیراز نیز بر این حکایت واقف‌اند. بنده نیز داغِ درمانگاه و کلینیک را بر دل نهادم و سوگند خورده‌ام که به جایِ به آغوش کشیدنِ مرگ در مطب‌ها، به استقبالِ عزرائیلِ واقعی بروم! 

با این‌همه، مهرِ شما کماکان در دلِ ما مستدام است و ایمان دارم که با قاطعیت و درایتِ خویش، بساطِ این قبیل امور را برخواهید چید.
اگر همین مرقومه را به عنوان یک بسته ی فرهنگی برای عزیزان موصوف ارسال کنید، مزید امتنان و سپاس است، هرچند تیری در تاریکی است، اما زدیم و شاید گرفت۔

نظرات بینندگان
captcha