کد خبر: ۱۱۴۲۵۵
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۲

ناهنجاري هاي ترامپ، راه حلي براي انساني زيستن

شوشان ـ مجتبی حلالی :

اين متن را به دونالد جي ترامپ تقديم مي كنم، براي قدرداني. براي اثبات بسياري اشعار و جملات نابِ گذشتگان. از كتاب آسمانيِ قرآن تا احادث و روايت هاي اعجاب انگيزِ ائمه معصومين(ع)، از سعدي و مولانا تا جورج اورول و داستايفسكي.

همچنين براي اثبات اينكه او راه اخلاقي زيستن، انساني رفتار كردن، حكيمانه سخن گفتن. مودب و موقر ظاهر شدن را نيز بخوبي برمن نمايان ساخت! كافيست آنچه مي گويدُ ميكند را برعكس انجام دهم. راهِ تاريك و غيرِ انساني را او نمايان ساخته! راه روشن درست نقطه مقابل اوست. نخست:

از ترامپ ممنونم! كه اگر نبود، هرگز بيش از اين به جمله درخشانِ كم گويُ گزيده گوي عميق نمي شدم. او بيش از حد حرف مي زند. در لابلاي آلودگي صوتي زندگيِ شهري، او هم دائم حرف مي زند. سرسام آور شده! راه مقابل اين زياد حرف زدن ها چيست!؟ سكوت و كمتر حرف زدن.

دوم:

 او سبب شد تا نصيحت ماندگارِ ادب ازكه آموختي!؟ از بي ادبان را بيش از قبل درك كنم. او زياد توهين مي كند. تهديد و فحاشي. تحقير و گستاخي. نقطه مقابل اين رفتارها چيست!؟ به زبان ادب و احترام سخن گفتن!

سوم:

 ترامپ اگر نبود من با حساسيت زياد، تمدن و تاريخ كشور را مطالعه نمي كردم. او باعث شد تا آنچه بر ايران گذشته را بيشتر مرور كنم و اندكي بيشتر از حاكمان و شاهان كشورم بخوانم! همينطور همه حاكمان و شاهاني كه همواره بر ايران تعرض كرده و چشم طمع به آن داشته اند. او سبب شد تا دريابم اين تمدن با ده ها هزار سال تاربخُ قدمت، آيا از بين رفتني است!؟

چهارم:

 ترامپ همينطور مرا نسبت به سكوت و تنهايي بيش از هر زماني متوجه ساخت. فضايلي كه در سكوت و تنهايي نصيب آدم مي شود، نه يك هدف كه مسيري براي خودآگاهي، عزت نفس، دستيابي به آرامش و شكل گيريِ شخصيت است. او سبب شد تا تنهايي و سكوت را يك فضيلت بدانم نه موقعيتي براي ترس و اضطراب!

پنجم:

 ترامپ طي جنگ ٤٠ روزه عليه ايران سبب شد تا آنقدر زياده گويي كند و سخن به گزافه بگشايد، كه هرگز يادم نرود، چقدر اين بيهوده گويي ها ميتواند انسان را به تاريك ترين ابعادِ شخصيتي در زندگي برساند. از او تشكر ميكنم كه آگاهم ساخت كه تهديد و ناسزا و فرياد زدن، نشانه اصلي ضعف و شكست است! دونالد با هر توهين درماندگي اش را فرياد زد. و چقدر شخصيت افراد را اين تهديد و ناسزا و زياده گويي ها به پايين ترين سطح خود مي رساند. حال در هر سني. چه در ٤٠ سالگي مانند من، چه در ٨٠ سالگي مانند او.

ششم:

 ترامپ را قدردانم. او يادآوري كرد كه براحتي مي توان تهديد كرد. تهديدهاي بزرگُ دست نيافتني. حتا به اين قيمت كه پس از آن تهديد، جرات و توان و شهامتي براي انجامِ آن وجود نداشته باشد. حريفِ بزرگ، انسان را بزرگ مي كند. ليكن او بر من آموخت، آنچه را كه تواني در انجام دادنش ندارم! جار نزنم. اگر براي خود ارزشي قايلم، اگر آبرو و اعتبارم را دوست دارم؛ در حد توانم و با در نظر گرفتن اخلاق و انسانيت لب به سخن بگشايم.

هفتم:

 او آموزگار من است. ترامپ با بيش از حد حرف زدنُ اظهار نظر كردن بيش از هرچيزي ميخواهد خود را در سطحي دست نيافتني نمايان سازد. او خود را نجات بخش و صلح طلب نشان مي دهد. او همينطور خود را قهرمانِ جنگي مي نامد. او خود را بهترين پرزيدنتِ آمريكا مي داند.

دونالد جي خود را مسيح و پاپ هم معرفي كرده! او هر لحظه با حرفهاي اعجاب انگيزش توجه ها را به خود جلب مي كند. ليكن به همين ميزان نيز خود را به انساني غير متعادل و حرّاف تبديل ساخته؛ او جوابي معكوس از آنچه مي كند و مي گويد، دريافت مي كند.

هشتم:

 ليكن من اينجا يك چيزِ ديگر هم از او ياد گرفته ام، مي توان توجه ها را به خود جلب كرد، مي توان جزء بهترين ها بود، مي توان جزء دست نيافتني ها هم بود، با تعادل، با اخلاق، با انسانيت، با علم، با مهرباني، با آبروداري و حيا، با سكوت و متانت و

نهم:

 بگذاريد در آخرين تشكرهايم دو مورد ديگر هم اضافه كنم. من از او بازهم تشكر مي كنم. ترامپ در تكاپوي تغيير دنيا و بشريت است. او ارمغان آورِ صلح و ثبات و امنيت است. و مسير همه اينها از جنگ و كشتار مي گذرد. لازمه دستيابي به صلح و آرامش بمب و موشك است. همينطور جنگنده و ابَر ناوهاي هسته ای.

باري دونالد بر من آموخت، براي هر تغييري ابتدا بهتر است، صلح و آرامش و ثبات را درون خودم ايجاد كنم. تغيير اصلي بايد در من شكل گيرد. تا وقتي درونم آشوب است، تا وقتي ذهنم آشفته و پر از توهمات جورواجور است، دنيا برايم ميدان نبرد است.

همه دشمنند. من با دل و ذهني آشفته در ميان ميليون ها دشمن!؟ در نهايت در جستحوي دوستي امين و وفادار انتخابي مرگ آفرين مي كنم. مانند دونالد. او صميمي ترين دوستش نتانياهوست. او رسما پيكِ اجل است. او عاشق خون و كشتار است. حالا كه مسير صلح براي آنها از جنگ ميگذرد، و دوستُ همراه ترامپ مترصد بهانه براي جنگ افروزي عليه ايران است! گويا يك راه براي اتمام اين شرارت و زياده خواهي وجود دارد. هرچه زودتر بهتر

دهم:

 ترامپ با متحدينش مانند بن سلمان در عربستان پيمان برادري و وفاداري بسته! آنها قلباً، هم را دوست دارند. براساس آن منافع مشتركي هم دارند. نفت و انرژي از عربستان! امنيت از آمريكا. نفت رفت و مي رود. امنيت اما؛ خير. با اينحال او طي مراسمي از بن سلمان خواست تا پشتش را ببوسد. ببوسد به نشانه احترام و كمك هايي كه به آنها كرده…!

ترامپ بر من آموخت، پيمان دوستي، برادري و وفاداري ارزشي غيرقابل وصف دارد. دستِ كم حرمتِ آنكه را در چنين جايگاهي قرار داده ام، چه در جمع چه در خلوت، نگاه دارم. توهين به او، توهين به پيمان و برادريست. پيماني كه نشان ميدهد، از ابتداء دروغ بوده و نيرنگ.

 پايان:

 در اين جنگ. و حتا جنگهاي دگر. موشك و بمب، كشتار و ويراني و آواره كردنِ مردم عادي و بي گناه همواره بوده و هست. دلايل همه جنگها هم تقريباً يكسان و شبيه به هم است. اما بهانه ها و توجيه هاي آنانكه جنگ را آغاز مي كنند، اندكي فرق دارند.

توجيه و توضيح هايي كه معمولا به دور از صداقتند. دروغ هايي كه با اعتماد بنفس تبديل به حرفِ مي شود، تا مردم را متقاعد كنند. مردمي كه در نهايت بايد ترس و ويراني و از دست دادن ها را تحمل كنند. در اين بيان كينه توزان، نيروهاي شرور و جنگ طلب را اگر توجه كنيم، سرشارند از دروسي براي انساني زيستن! كافيست بلعكسِ آنچه مي گويند و مي كنند را انجام دهيم.

 

نظرات بینندگان
captcha