کد خبر: ۱۱۴۲۶۰
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۷

 تعصب و لجاجت، آفت گفت‌وگو در جامعه

شوشان ـ عبدالحمید گل‌افشان :

درهرجمعی،چه درمیان دوستان وخانواده، چه درمحیط کاروحتی درگروه‌های فضای مجازی،گاهی با افرادی روبه‌رو می‌شویم که انگار هدفشان از گفت وگو، فهمیدن نیست؛فقط می‌خواهند ثابت کنند همیشه حق با آن‌هاست.این افرادروی بسیاری از موضوعات بدون اینکه حاضر باشند گوش بدهند یا اززاویه‌ای دیگرنگاه کنند،بالجاجت و تعصبِ بی‌دلیل وارد بحث می‌شوند. حرف می‌زنند،پافشاری می‌کنندوحتی وقتی روشن است که اشتباه می‌کنند، باز هم کوتاه نمی‌آیند.نتیجه این رفتارفقط یک بحث ساده نیست بلکه گاهی دلخوری، تنش،شکستن حرمت‌ ها و خراب شدن فضای یک جمع صمیمی است. 
تعصبِ کور مثل آتشی است که اول دامان خودِ انسان رامی‌گیردو بعد آرامش اطرافیان را هم می‌سوزاند.

ازدیدگاه روان‌شناسی،تعصبِ بی‌جا معمولاً از ضعفِ درونی، ترس از اشتباه کردن و نداشتنِ اعتمادبه‌نفسِ واقعی سرچشمه می‌گیرد.بعضی افراد آن‌قدر از پذیرفتنِ خطا می‌ترسند که برای حفظِ ظاهرِ خود، به هر قیمتی به نظرشان می‌چسبند.
آن‌ها فکر می‌کنند اگر یک‌بار بگویند «شاید اشتباه کرده‌ام»،ارزششان کم می‌شود؛
درحالی که درست برعکس،بلوغِ فکری یعنی تواناییِ شنیدن،بررسی کردن و در صورت لزوم تغییر نظر دادن. گاهی هم این تعصب ازخودمحوری و نیاز شدید به برتری‌جویی می‌آید؛ فرد دوست دارد در هر گفت‌وگویی برنده باشد، نه اینکه حقیقت روشن شود. به همین دلیل،به جای گفت‌وگو، وارد جدل می‌شود وبه جای احترام،بر تنش می‌افزاید.دربسیاری ازموارد،این افراد با اصرار بر نظرغلط خود،ناخودآگاه تلاش می کنند کمبودهای شخصیتی‌ اشان را پنهان کنند.

دربعضی جمع‌ ها، به‌ ویژه در فضای مجازی گاهی بحث از مسیر اصلی خود خارج می‌شود و به گفت‌وگوهای بی‌ثمر می‌رسد. درچنین موقعیت‌هایی،برخی افراد از جمله گاهی بعضی از خبرنگاران و اهل قلم به جای اینکه برای روشن شدن حقیقت به گفت‌وگویی حرفه‌ای و مستند تکیه کنند، در مواضع اشتباه خود پافشاری می‌کنند و همین موضوع، فضای بحث را متشنج‌تر می‌سازد. البته روشن است که این مسئله به همه اهالی رسانه تعمیم داده نمی‌شود و بسیاری از خبرنگاران با احترام، دقت و مسئولیت‌پذیری رفتار می‌کنند؛ اما در هر صنفی، وقتی سواد گفت‌وگو و سواد رسانه‌ای کافی نباشد، احتمال شکل‌گیری چنین تنش‌هایی بیشتر می‌شود. در این میان، آنچه بیش از همه آسیب می‌بیند، شأن گفت وگو و اعتماد مخاطب است. انسان فرهیخته، چه در جمع دوستان باشد و چه در محیط حرفه‌ای، باید بداند که پذیرشِ اصلاح، نشانه ضعف نیست؛ نشانه فهم و بزرگواری است.

ازنگاه سواد رسانه‌ای اختلاف نظر اگر با احترام، منطق و استناد همراه باشد، می‌تواند به روشن‌تر شدن حقیقت کمک کند.اما زمانی که بحث‌ها به لجبازی، شخصی‌سازی و اصرار بر مواضع نادرست کشیده می‌شوددیگر نه تنها فایده‌ای ندارد، بلکه باعث فرسایش رابطه‌ها و کاهش اعتماد عمومی می‌شود. 
در فضای رسانه‌ای به‌ویژه میان خبرنگاران، لازم است افرادبه جای بحث‌های فرساینده به اصلِ خبر،دقت درمنبع، و رعایت اخلاق حرفه‌ای پایبند باشند. 
هیچ‌کس ازنقد منصفانه و حتی اصلاح نظر کوچک نمی‌شود؛ برعکس، این رفتار نشانه بلوغ فکری و حرفه‌ای است. رسانه‌نگارِ آگاه کسی است که به جای پیروزی در بحث، به درست روشن شدن موضوع اهمیت بدهد.

به باورنویسنده تعصبِ کوریکی ازآزاردهنده ترین بیماری‌های اخلاقیِ امروز است؛ چون فقط یک عادت رفتاری نیست، بلکه نوعی ناتوانی درفهمِ حقیقت و احترام به دیگران است.انسانی که بلدنیست به حرفِ مخالف گوش بدهد در واقع هنوز به بلوغِ فکری نرسیده است.چنین فردی نه تنها آرامش خودش را ازبین می‌برد بلکه فضای جمع را هم سنگین، پرتنش و خسته‌ کننده می‌کند.جامعه‌ای که درآن هرکس فقط  خودش را درست بداند، به جایی نمی‌رسد؛زیرا پیشرفت ازدلِ گفت‌وگو، پذیرشِ نقد و احترام به تفاوت‌ها بیرون می‌آید،نه ازلجاجت و تعصب.
به نظر من انسانِ عاقل کسی است که اگر فهمید اشتباه کرده، شجاعتِ عقب‌نشینی داشته باشد؛ چون گاهی یک «قبول کردم» از هزاران بحثِ بی‌ثمر ارزشمندتراست.

تعصب نشانه قدرت نیست؛ نشانه اسارتِ فکر است. و چه بهتر که انسان به جای اسیر بودن در حصارِ نظرِ خود راهِ فهم، انصاف و آرامش را انتخاب کند.

 

نظرات بینندگان
captcha