کد خبر: ۱۱۴۲۹۰
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۷

جامعه متعادل

شوشان ـ جعفر دیناروند :


واژه جامعه، گرچه به معنای جمع نگری است اما شامل هر نوع اجتماعی نمی گردد.این، بدین دلیل است که در دنیای وحش نیز زندگی جمعی، بخشی از انواع زیست نگری را تشکیل می دهد.جمع زنبورها، انبوه آهوان، اجتماع گرگ ها و به طور کلی، نیازهای غریزی جمع نگری در میان حیوان ها، شکل هایی از اجبار برای استمرار حیات آن هاست.
در مقابل چنین وضعیتی، رفتارهای آدمی قرار دارد.فضایی که در آن، زندگی جمعی دارای معنا و مفهوم بوده و از دایره غریزی دارای فاصله خاصی است.
این یعنی، انسان ها، با زندگی در کنار هم، جامعه را تشکیل می دهند و لذا لفظ«جامعه» تنها و تنها، شامل انسان می گردد زیرا هدفدار و آینده نگر است.
از همین منظر است که در تعریف جامعه، آن را تشکیل شده از انسان هایی می دانند که دارای اهداف مشترک و غیر مشترک هستند.بقای این جامعه و استمرار آن وابسته به کوشش های اعضای آن، می گردد.
این جامعه با تعادل خود، به نیازهای افراد خویش پرداخته، به رفع آن ها کمک می کند.تعادل در چنین وضعیتی، همسنگ بودن و برابری، معنا می دهد.
جامعه متعادل، ترازمند است و با همین ویژگی، به حرکت خود ادامه می دهد.آن، مانند کشتی درون اقیانوس هاست که با وجود تلاطم های موجی، با حفظ تعادل، به راه خود ادامه می دهد.
انسان، نیازمند به چنین جامعه ای است اما تاریخ گواهی می دهد که، جوامع مختلفی وجود داشتند که امروز اثری از آن ها نیست.آن ها، در ناترازی، غرق شدند و از بین رفتند.
با این حال، باید پذیرفت که خطر نابرابری، همیشه در کمین جوامع انسانی بوده و  هست.همان اموری که تصادم ها ایجاد می کند و از بین رفتن ها را رقم می زند.نگاه به امروز باید عمیق تر از تصورات ساده باشد.
جامعه متعادل، در شکل اولیه خود، دارای ماهیت انسانی است.همکاری، همدلی، دلسوزی و اتحاد، زیر بنای حفظ این تعادل است.
در جامعه متعادل، واژه ای به نام«فقر» وجود ندارد.فقیر و ندار، ناترازی ایجاد می کنند.رابطه بازی، ثروت اندوزی، ناشایسته نگری،تکبر و بلندپروازی، سموم این همسنگ گرایی هستند.
در جامعه متعادل، بیکاری وجود ندارد در حالی که بعضی دارای چندین شغل و منبع درآمد باشند.در این جامعه، کشاورز شش هکتاری در مقابل صد هکتاری وجود ندارد.زمین ملک شخصی نیست که متعلق به خداست.
در جامعه همتراز، کشاورزحقیقی صاحب زمین است.اجاره دادن، معنایی ندارد.کارمند کشاورز یا معلم کشاورز نداریم.
ناترازی، زمانی به وجود می آید، که هیچ چیز سر جای خویش نباشد.نجار، آهنگری کند.جوشکار، به نجاری مشغول شود.قیمت ها، جرئت تغییر داشته باشند و مردم، سردرگم مسائل گردند.
این بی تعادلی، جامعه را به دره ها نزدیک می کند.سقوط روی می دهد.انسانیت می میرد.افراد از گرده ی هم بالا می روند.ضعیف، ضعیف تر و ثروتمند، ثروتمندتر می شود.این وضع را کدامیک از حیوان ها به وجود می آورند؟فیل ها؟اسب ها؟گرگ ها؟ یا حیوانی دوپا به نام انسان؟پاسخ مشخص است.

نظرات بینندگان
captcha