کد خبر: ۱۱۴۲۹۳
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۰

مبل هفت نفره خالی

شوشان ـ مرتضی گچکوب :

مرتوله در دوره‌ای بی‌سابقه از افول ادبیات کلاسیک زندگی می‌کند که نویسنده‌گان آن را (سواد عمیق) می‌نامند. (نکته: در اینجا منظور ) (سواد دیجیتال) یا (مصرف‌گرایی محتوایی) است، چرا که سواد عمیق معمولاً به معنای تمرکز عمیق است، اما  منظور همان فضای هوش مصنوعی و سطحی‌نگری است،). این پدیده که سرشاخه‌ای از هوش مصنوعی و تکنولوژی به شمار می‌رود، موجب نابودی ادبیات کلاسیک شده است. نمونه های این فاجعه همه‌جا دیده می‌شود، اما شاید در سنتِ فرهنگیِ (ادبیات) هیچ‌جا به اندازه‌ی امروز روشن نباشد،. دیگر انکارش بی‌فایده است: ادبیات با شتاب دارد، به هنری فراموش‌شده تبدیل می‌شود. خیلی‌ها مخالف بودند، اما در این سال‌ها وضعیت چنان اسفبار شده که اندیشیدن به افول آن دیگر حتی نومیدکننده نیست؛ فقط خشم‌آور و ملال‌انگیز شده است،

  کشورهایی که بیشتر درگیر هوش مصنوعی هستند،نوشته‌اند،کتاب خواندن و ادبیات در همه‌جای جهان در حال پس‌روی است؛ این حجم هولناکِ نوشته، ناگزیر اخلاق و سلیقۀ زبانی و طرز اندیشیدن مان را نیز قالب‌ریزی می‌کند. ما به خواندنِ سریع عادت کرده‌ایم. به چشم‌دواندن، به اسکن‌کردن، به جست‌وجوی (نکتۀ اصلی) در میان پاراگراف‌های فشرده. دیگر تحملِ ابهام را نداریم، سرعت و شتابِ جابه‌جایی اطلاعات چنان بالاست که ادبیات که ذاتاً کند شده است،

(نویسنده چینی) می‌گوید: شکل اصلی ادبیات در چین امروز، (رمان اینترنتی) است. نویسندگان جوان با استفاده از برنامه‌هایی که گفتار را به متن تبدیل می‌کنند، داستان‌هایشان را آنلاین منتشر می‌سازند. خیلی وقت‌ها اساساً (نوشتن) در کار نیست. 

(نویسنده اسپانیایی) می‌گوید: فرهنگِ امروز اسپانیا، فرهنگِ خواندن‌های سریع است: پیام‌ها، زیرنویس‌ها، تیترها، کپشن‌ها، ایمیل‌ها، نوتیفیکیشن‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی. متن‌هایی که هر لحظه پیش چشمان ما ظاهر می‌شوند، ما را احاطه کرده‌اند و ما تنها از خلال همین متن‌ها جهان را می‌فهمیم   کتاب دیگر (رویداد) نیست؛ کالایی است که هوش مصنوعی مغز آن را بلعیده است.
نویسنده اسپانیایی معتقد است،که ریشه‌ی این بحران، نبودِ سوادِ سلامتِ روان در میان سه قشرِ ۱- دانش‌آموزان، ۲- والدین و ۳- مدارس است. وقتی جوانان چنین سوادی ندارند، نمی‌توانند وضعیت ذهنی خود را تشخیص دهند و کمک نمی‌خواهند. نتیجه چه می‌شود؟ همه‌چیز با هم غرق می‌شود. مطالب فوق از دردی سخن می‌گویند که سوادِ عمیق (به معنای نادرستِ مصرف‌گرایی محتوایی) مادر آن است. سوادِ عمیقِ ماشینی، آشپزِ ادبیاتی است که نوشتن و خواندن را مکانیکی کرده است. در عالمِ سوادِ ماشینی، دیگر اندیشه و تفکر جایگاهی ندارد. خلاقیت در زیر چرخ‌دنده‌های این سواد له شده است. الهام، تصور،خلاقیت، تجسم، تفکر و رویا، کلیشه‌هایی هستند که به دیوار صفحات آویزان شده‌اند و هیچ کاربردی ندارند. دراین پروژه خلاقیت و تفکر کارایی ندارد.

در سوادِ ماشینی،  خواسته‌های خویش را چون شکلاتی با پوسته‌ای شیک در طبقات و جعبه‌های خاص قرار داده شده اند سوادِ ماشینی چون دکان عطاری است که در چهار دیوار آن مملو از جعبه‌هایی است که پر از داروهای گیاهی آماده است و هر دیوار آن مخصوص یک فرایند و شفای یک بیماری است؛ مثل پزشکی، اجتماعی، اقتصادی یا بازرگانی.اما خبری از تجویض نیست،عطار طرز استفاده را نمی گوید،

اما بیایید نگاهی به آن (مبل هفت‌نفره‌ی ادبیات) بیندازیم که تکیه‌گاهش قله بلند دماوند است:
در مبل تک‌نفره، (فردوسی)نشسته و جنگلی از کلمات را با تخیل و خلاقیت، حماسه‌آفریده است.
بر مبل دو نفره، (سعدی و حافظ) با الهام از کتب عهد عتیق، شراب و جام ادب را چون باغی پر از گل و گلاب و پروانه و عسلِ ایرانی جاری ساخته‌اند.
بر مبل دو نفره‌ی دیگر، (مولوی و عطار) بساطِ نقل‌نباتِ فارسی را چون باغچه‌ای،در دشت‌های کلام را سرسبز نموده‌اند.دو مبل تک نفره
یک طرف، (رودکی) و در طرف دیگر(خیام) چون گلدان‌هایی از سخن وفکر فضا را مملو از عطرِ نابِ کلام کرده‌اند.عجب جایی است!
شبِ شعری است، که کلام گوش به فرمان اندیشه اند،پر از ستاره‌های فکرو اندیشه و ادب اند، وسعت شان به پهنای خلاقیت انسان هستند،اما در زمین از البرز تا تازاگرسِ و غربی‌ترین جای جهان و تا شرقی ترین جای جهان گسترده شده اند،در خط نقاشی مصر، بر حاشیه دررودخانه پاک هند،در سر ستون های روم، بر دیوار چین ،در کل موزه های جهان و کتابخانه های معتبر به صف ایستاده اند،  چون ستارگان درشب صاف بهاری می درخشند،چرا که در روحشان جان آدمی نهفته است،

سوادِ ماشینی می‌تواند در مستندسازی، محاسبات فنی و صنعت کارایی خوبی داشته باشد، اما در شعرو الهیات و ادبیات مزه وطمع آن را نابود می کند،درست مثل خوراکی که ادویه نداشته باشد،چرا که هوش مصنوعی حس وحال انسانی که خلاقیت وخیال وتخیل است را ندارد.

نظرات بینندگان
captcha