کد خبر: ۱۱۴۲۹۴
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۱
علی کرد

مدیریت خدمات عمومی و مدیریت جنگ

شوشان ـ علی کرد :

وضعیت بحرانی کشور در این روزها برکسی پوشیده نیست.عمده مباحث براین محورمدار است که چه اتفاقات ناگوار وتلخی رخ داده و کمتر به این پرداخته میشود که چه بایدکرد؟نوشتن،گفتن و نظر دادن در شرایط حادوبحرانی سخت است و بیان دلیل سختی و دشواری آن دراین مقال نمیگنجد اما می توان و باید بارعایت اصول اخلاقی-امنیتی درراستای کمک و خدمت به ملت و میهن نگاشت و گفت و نقد و تجزیه و تحلیل کرد.نگارنده باتوجه به شرایط پیچیده،بغرنج و بحرانی در کشور وباتوجه به تخصص و تجربه خویش بحثی کوتاه درخصوص خدمات عمومی که وظیفه و کارویژه دولت است می پردازم.

مدیریت امری سهل و آسان نیست به ویژه مدیریت درشرایط بحرانی.دراین شرایط جنگی باتوجه به ساختارسیاسی کشور، دولت اختیارو مسولیت تمام و کمال درسیاستگذاری کشور و به خصوص در مورد اداره و راهبری جنگ را ندارد اما همانگونه که ذکرآن رفت کاویژه اصلی دولت که درقانون اساسی نیزبه صراحت از آن یادشده اداره امورعمومی و مدیریت خدمات عمومی کشوراست. بطورقطع و یقین ارایه خدمات عمومی تحت تاثیر سیاستهای کلان و فرازوفرودهای ناشی از این سیاستهاست اما توجیه کننده و دلیل و برهانی بر عفب نشینی یا کم کاری دولت(هردولتی) نیست.اگرشرایط ویژه ای رخ دهد ممکن است که از برنامه های میان مدت و بلندمدت عقب بمانیم و به اهدافمان که دربرنامه هاقید شده نرسیم کما اینکه در برخی موارد با برنامه ها و چشم اندازکشور فاصله داریم اما ارایه خدمات نه تنها همانند نان شب ضرورت دارد بلکه همان نان شب رانیزشامل میشود.خود این مثال کمک شایانی به استدلال ما میکند که درهرشرایط سخت و بحرانی و ابر بحرانی باید به فکر امورروزمره مردم به ویژه تامین آب و نان و دارو و درمان آنان بود. در زمان جنگ هشت ساله مدارس دوشیفته و سه شیفته وجود داشت.فرصت توسعه صنعتی فراهم نبود.وضعیت دانشگاهها ومراکزعلمی و.... اصلاقابل قیاس با دوسه دهه بعدازجنگ نبود اما کشور از حیث خدمات رسانی به مردم و به جبهه ها بسیارعالی عمل کرد و اضطراب و دلهره و نگرانی ناشی از امور روزمره به حداقل رسید و انگارجنگی درکارنبود.امروزه مردم دراین خصوص دارای مشکلاتی بسیارسخت و غیرقابل وصف هستند.متاسفانه هرروزهم وضع بدترمیشود.البته اسنانداردهای زندگی بسیارمتفاوت شده مردم تقاضا و انتظارات بیشتری ازدولت دارند گرچه میدانند در شرایط جنگی هستند و باربسیاری از اموررا به دوش میکشند.بجای معلم و استاد به امور درسی فرزندانشان می رسندوخانه ها تبدیل به مدارس شده.باکمبودها می سازند و به فکر حفظ کشورشان هستند.بااین گرانیها دست و پنجه نرم میکنند و سرانه مصرفشان ازموادمورد نیاز بشدت پایین آمده است اما اینقدر ارایه خدمات کمترشده و اجناس و هزینه خدمات بالا رفته که تحمل آن سخت تر شده است.این اقدام اقتصادی که به جراحی اقتصادی معروف شده و ارزهای ترجیحی و دولتی که برداشته شده گ چه از رانتها و سوءاستفاده هایی جلوگیری کرده و براژ جبران این گرانیها کالابرگهایی الکترونیکی برای خانوارها درنظرگرفته شد اما دردی را دوا نکرد. چراکه یارانه کالابرگی باگرانی های سرسام آور کالاها و خدمات اصلا همخوانی ندارد.یک خانوارایرانی فقط هزینه های خوراکی ندارد.ماشینش نیازبه تعمیر و قطعه دارد یخچال و کولرش خراب میشود  فرزندش بیمارمیشود عزیزی را ازدست میدهد و باییدبرای مراسم هزینه کند.فرزندش میخواهدازدواج کند وجهیزیه بخرد و دهها و صدها نیاز ریزودرشت روزانه دیگر.دولت موظف و ملزم است که همه آنچه که ذکرشد و ذکرنشدرا ببیند. بایدشهررا مرزهای شهررا خیابانهای شهررا موکبهای شهررا و زیرپوست شهررا توامان ببیند.چشمش فقط آنچه راکه دوست دارد نبیند. آنچه که واقعیت هست ببیند خواه دوست داشته باشد یا دوست نداشته باشد.مردم نجیب بخاطر شرایط جنگی و عدم سوءاستفاده دشمن غمش را دردش را مشکلات عدیده اش را فریاد نمی زند و همین نجابت و صبوری باید دولت و حاکمیت را بیش از پیش تحت تاثیرقراردهد و بیش از این به فکر ارایه خدمت بی منت به این مردم نجیب و آزاده وغرورآفرین باشند.این همه ملت ملت میکنیم.این همه ازاین ملت در رسانه هابه ویژه دررسانه تعریف وتمجید میکنیم.شاعران و مادحان از ملت میگویند.سخنرانان از ملت میگویند مسولان از ملت میگویند جناح های سیاسی از ملت میگویند آیا گفتند برای همین ملتی که ولی نعمت شمایند نورچشم شمایندچه کردید؟ ملت که یک موضوع موهومی نیست؟ ملت همین مردمی هستند که درب یک فروشگاه صفی طویل را تشکیل دادند تا هرکدام دوعدد مرغ را باقیمتی مثلا ۴۰هزارتومان ارزان تر بخرند.همان افرادی هستند که از مثلا ۶قلم داروی ضروری برای بیمارشان از سه چهارقلم آن بدلیل بی پولی صرف نظر میکنند و.....

چاره کار این است که دولت چشم از بسیاری برنامه های هزینه ای میان مدت و دراز مدت بپوشد و چشم در چشم آن مردی باشد که ازالان مو بدنش سیخ شده که یکماه دیگر باید اجاره و رهن را تقریبا دوبرابرکند یا خانه مستاجری را تحویل دهد.آن کسی که عزیزش دربیمارستان است و ممکن است پژشک بگوید که نیاز به عمل دارد.برگردم به بحثم که حتی در کشورهای توسعه یافته هرچه که به جلو می رویم نظریه های اداره امور عمومی جدید و نوینی درراستای بهبود خدمات عمومی به شهروندان شکل میگیرد و اندیشمندان این رشته در صدد خدمات بهتر و بهبود امور عمومی هستند به طریق اولی در کشور ما که مردم به حداقلها بسنده کردند دولت باید شب و روز به فکر این مردم باشند و اموررا رصد کنند.خدمات عمومی همانگونه که از نامش پیداست آن نیازهای ضروری عموم مردم است که وظیفه ذاتی دولتها برآورده کردن آنهاست.دروضعیت فعلی که دولت باید بیشتراز گذشته این خدمات را ارایه دهد تافشارناشی از خدمات خصوصی مردم براثرگرانی افسارگسیخته از یک طرف و کاهش درآمدهای آنان ازطرف دیگر متاسفانه این خدمات کمتر هم شده.که نمونه واضح آن خدمات پزشکی و داروهای دولتی به مردم است. بهرحال باید دانست که امروزه نقش و اهمیت و ضرورت مدیریت خدمات عمومی کمتر از مدیریت جنگ نیست و ازدولت انتظارمی رود به هرطریق ممکن از خدمات عمومی به مردم دریغ نورزد و بامدیریت کارآمد در امور عمومی حداقلهای یک زندگی شرافتمندانه را برای این مردم شریف فراهم کند.

 

نظرات بینندگان
captcha