کد خبر: ۱۱۴۳۱۸
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۴

گردشگری نیازمند نگاه ویژه وتوسعه محور 

شوشان ـ  منوچهربرون :


حدود پانزده سال پیش، هنگامی که ایده‌ی ساخت دو مجموعه مستند با نام‌های «ارمغان» و «دیار آشنا» شکل گرفت، هدف تنها ثبت تصویر نبود؛ تلاشی بود برای نزدیک شدن به حافظه‌ی پنهان سرزمین، برای دیدن دوباره‌ی شهرهایی که تاریخ و طبیعت را در آغوش دارند. سفر به شهرهای استان، دیدن جاذبه‌ها از نزدیک، و جمع‌آوری داده‌های میدانی و کتابی از آثار طبیعی، تاریخی و گردشگری، تجربه‌ای بود که فراتر از یک پروژه‌ی رسانه‌ای قرار می‌گرفت؛ نوعی مکاشفه بود در لایه‌های فراموش‌شده‌ی هویت.
در آن روزها، گردشگری هنوز بیشتر به عنوان «معرفی» فهم می‌شد تا «صنعت». گمان می‌رفت اگر تصویری زیبا از یک اثر تاریخی یا طبیعت بکر ارائه شود، خود به خود جریان گردشگر شکل خواهد گرفت. اما تجربه و گذر زمان نشان داد که این نگاه، هرچند ضروری و آغازین، کافی نیست. گردشگری تنها با نمایش زنده نمی‌ماند؛ با زیرساخت نفس می‌کشد و با سرمایه‌گذاری رشد می‌کند.
واقعیت این است که گردشگری امروز، دیگر یک فعالیت حاشیه‌ای یا فرهنگی صرف نیست؛ صنعتی است پیچیده، چندلایه و به شدت اقتصادی. صنعتی که اگر به آن همچون یک منبع درآمد پایدار نگریسته شود، می‌تواند موتور توسعه‌ی مناطق کمتر دیده‌شده باشد. اما این موتور، بدون جاده‌های مناسب، بدون هتل‌های استاندارد، بدون اقامتگاه‌های بوم‌گردی سامان‌یافته، و بدون خدمات شهری درخور، هرگز روشن نخواهد شد.
نگاه سنتی به گردشگری—نگاهی که صرفاً بر معرفی شفاهی، بروشور، یا ثبت چند تصویر زیبا تکیه دارد—دیگر پاسخگوی نیازهای جهان امروز نیست. گردشگر امروزی، آگاه‌تر، انتخاب‌گرتر و مطالبه‌گرتر است. او تنها به دیدن قانع نمی‌شود؛ تجربه می‌خواهد. امنیت، رفاه، دسترسی آسان، و خدمات حرفه‌ای می‌خواهد. و اینجاست که اهمیت زیرساخت‌ها خود را آشکار می‌کند.
ساخت هتل‌های استاندارد، ایجاد مسیرهای دسترسی ایمن، توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی متناسب با هویت بومی، و حتی سامان‌دهی خدمات شهری در اطراف جاذبه‌ها، نه یک انتخاب، بلکه شرط بقای این صنعت است. بدون این عناصر، هرچقدر هم که جاذبه‌ها غنی باشند، در چرخه‌ی توسعه گردشگری به حاشیه رانده می‌شوند.
از سوی دیگر، گردشگری امروز نیازمند «برنامه‌ریزی کلان» است. تصمیم‌های جزیره‌ای و مقطعی، نتیجه‌ای جز فرسایش منابع ندارد. آنچه لازم است، نگاه سیستمی است؛ نگاهی که گردشگری را در پیوند با اقتصاد محلی، اشتغال‌زایی، فرهنگ بومی و حتی آموزش عمومی ببیند.
اگر آن تجربه‌های اولیه در ساخت مستند «ارمغان» و «دیار آشنا» امروز بازخوانی شود، شاید بتوان گفت ارزش اصلی آن‌ها فقط در ثبت تصویر نبود، بلکه در کشف همین حقیقت بود: اینکه هر اثر تاریخی و طبیعی، اگر در بستر مناسب قرار نگیرد، تنها یک تصویر زیبا باقی می‌ماند؛ اما اگر در شبکه‌ای از زیرساخت و مدیریت قرار گیرد، به یک جریان اقتصادی و فرهنگی زنده تبدیل می‌شود.
 گردشگری نه در قاب دوربین‌ها متولد می‌شود و نه در صفحات کتاب‌ها به بلوغ می‌رسد؛ بلکه در جاده‌ها، در اقامتگاه‌ها، در تجربه‌ی واقعی انسان‌ها از یک مکان جان می‌گیرد. و هر جامعه‌ای که این حقیقت را زودتر درک کند، زودتر به سهم خود از این صنعت پرظرفیت دست خواهد یافت.

نظرات بینندگان
captcha