امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ مجتبی حلالی :
می گفت: چرا مردها روز تولد را آنچنان که باید، دوست ندارند. جواب داد: چون مردها آنچه که، خودشان بدست می آورند را عشق می ورزند.
این حکایت برای ترامپ اما، متفاوت است. ترامپ حالا در 80 سالگی فیلش یاد هندوستان کرده و اصرار دارد، بر اینکه هرجور شده و البته خواهشا توافق را یکشنبه امضا کنید. امضا کنید که روز تولدم و توافقِ بزرگ یکی شود. توافقی متفاوت تر، بزرگتر و ماندگارتر از هرچه طی تاریخ 300 ساله آمریکا به امضا رسیده است.
مانند خیلی از جوانها، جوانهایی که جشن عقد یا عروسی شان را همزمان می کنند با روز تولدشان. روزی بزرگ در روز تولد. رمانتیکُ جذاب است. ترامپ هم می خواهد همین الگو را دنبال کند.
اگر بخواهیم اندکی با خُلق و روحیه و خلاءهای ترامپ آشنا شویم، کافیست یکی از مهمترین دلایل اصرارش بر امضای توافق به هر طریق حتا از راهِ دور و دیجیتال در روز یکشنبه توجه کنیم. یکشنبه روز تولدِ 80 سالگیِ ترامپ بود.
یکشنبه یکشنبه کردن هایش دلیل داشت. او می خواست دنیا روز تولدش را جشن بگیرند.
امضای توافق با ایران که بعدتر در تاریخ از آن یاد خواهد شد، مصادف است با تاریخ تولدش. قرن ها بعد در کنار همه هرچه در این جنگ، دوران آتش بس، مذاکرات و امضای توافق کردندُ از دست دادندُ باختند و ... اما تاریخ تولد 80 سالگیِ ترامپ قرار است در یادها برای همیشه باقی بماند.
تاریخ خواهد گفت و تحلیل و تفسیرها خواهد کرد. اینکه در کورانِ رقابت های جام جهانی که دنیا در تبُ تاب است، توافقی ماندگار امضا شد. توافقی که صلح آورد. جنگ را خاتمه بخشید. روزِ تولدِ ترامپ روز پایان جنگ و کشتار بود. روزِ تولد ترامپ روزِ صلح و دوستی بود. او احتمالا به همین چیزهای سطحی فکر می کند!
اگرچه به یاد خواهند آورد پیش از این امضا و آن توافق چه ها گفته شد و چه ها کردند. آقای دونالد جی واقعیت این است، شما ابدا در حافظه تاریخیِ ما ایرانیان بعنوان فردی خوب و مثبت به یاد آورده نمی شوید. شما دروغ گفتید و به این کشور و مردمش ظلم ها روا داشتید. شما جز در اسراییل و میان یهودیان قطعا به نیکی به یاد آورده نخواهید شد.
باری! شاید بزرگترین رخدادِ زندگیِ ترامپ همین رویارویی با ایران عزیز بود، روزها و لحظاتی که نه بر اساس توان و فکر و سیاست عاقلانه که صرفا بر اساس ظلم بود و زور. آنچه که سالیانِ سال است توسط آمریکا در سراسر دنیا اعمال شده است. برای اعمال این ظلم و زور نیز، هیچ رحم و قیدی هم وجود ندارد. یا جنگ و کشتار، یا تحریم و گشنگی یا آنچه من می خواهم و می گویم. پایان سیاست های امپراتوریِ پنبه!
ترامپ با همدستیِ دشمن قسم خورده ایرانیان و طی یکسال 2 جنگ و یک کودتا در کشورمان براه انداخت. سلاح و آموزش هایی را هم برای جنگ خیابانی تدارک دید. او انواع توهین و فحاشی ها را هم کرد. او حتا از تمدن چند هزار ساله ایرانیان سخن راند، تمدنی که قرار است برای همیشه از نقشه محو شود. کشوری که در تاریکیِ شب نوری از آن ساتع خواهد شد. نوری ناشی از انفجار. انفجارِ بمبِ اتم. بعد همین ترامپ که هر روز از اتم و کشتار و پایان دادن به تمدن یک کشور سخن می گفت: ایران اگر اتمی شود تهدید برای جهانیان است.
البته ایرانیان مشهورند به بخشش و مهربانی و بزرگی. هم تمدنمان و هم دین و ایمان مان چنین است. ولیکن ظلم و زور را هم نمی پذیرند. آنچه که شما با همدستی یهودیان، کشورک های منطقه و بسیاری از دیگر کشورهای ریز و درشتِ دنیا بر ما روا داشتید را تاریخ قضاوت خواهد کرد. قضاوتی که هرگز نه تولدتان را و نه نامتان را با احترام به یاد نخواهد آورد.
ترامپ خود در اعماقِ وجودش و البته در این سن و سال، مشخصا نمایان ساخت که بیش از هرچیزی در دنیا خودش را مد نظر قرار می دهد. و در این خودخواهی! نشان داده از هرگونه حدود انسانی و اخلاقی عبور خواهد کرد. تا آن اندازه که در پاسخ به برخی قانونی گریزی ها و قانون شکنی هایش پاسخ داد: من دونالد ترامپم، من خودِ قانونم.
از روحیات جنگ طلبی و بی رحمیِ او شاید تا سالها بتوان روایت های گوناگون منتشر ساخت. روایت هایی تکان دهنده که هر کدام لرزه بر اندام هر ببیننده و خواننده ای خواهد انداخت.
او داستانِ طولانی در جزیره اپستین هم دارد. چه بسا بسیاری افراد تصمیم گیر در دنیا در آن جزیره شیطان پرستی حضور داشته اند. افرادی که در این جزیره تردد داشته، شیطان پرستی کرده. دختر بچه های 7-8 ساله را مورد تجاوزُ کشتارُ و سپس خوراک خود قرار داده اند. همین ها حالا در سراسر دنیا پخش شده و اتفاقا در مجاورت کشور خودمان نیز حی و حاضرند. دم از صلح و انسان دوستی هم می زنند. اینهایی که با کودکان چنین کردند، حالا نگران جنگ و ستیزند. همین ها در انتهای هر سخنرانی یک جمله کوتاه هم دارند. همه اینها که کردیم و گفتیم برای مردم است.
ترامپ هم مانند بسیاری از همین ها که اکنون فیلم و صدا و تصاویرشان دست به دست می شود، اکنون در کشورهای مختلفِ دنیا و در شرکت های بزرگِ جهانی تصمیم گیرُ حاکمند. تصور کنید چنین افرادی چه تصمیم هایی برای دنیا و مردمانش خواهند گرفت. یا زاویه دیدشان نسبت به آرامش و رفاِ مردم چگونه خواهد بود.
چنین شخصیتی با آن پیشینه و این عدم تعادل، بدون تردید دنیا را به آشوب و جنجال می کشد. آشوب و جنجالی که زوال و سقوط یک امپراتوری را رقم خواهد زد.
تولدت مبارک پیرمرد. این هم امضا و توافق. اگرچه لرزان است. اگرچه تجربه پاره کردن توافقِ قبلی را در ذهن داریم. اما این امضا معنایش اعتماد ایرانیان به شما نیست. معنایش به نیکی به یاد آوردنِ شما در تاریخ نیست. شما هرگز قهرمانی جنگی نبودی و نیستی! این را آن روز فهمیدیم که وقتی در کاخ سفید قصد ترورت را داشتند! شما پشت میزِ غذاخوری مخفی شدیُ تکان هم نمی خوردی! شما هرگز صلح طلب ترین انسان روی زمین هم نیستی! وقتی دستورِ آغاز جنگ علیه ایران را، برای کمک به اسراییل صادر کردی این را فهمیدیم. آن توهین ها و فحاشی ها، آن توییت ها و آن گزافه گویی ها هرچقدر تو و کشورت را غرق کرد! مُهری بر اثبات ترس و نگرانی ات هم بود.
ایران اینجاست. ایرانی ها همیشه بوده اند. ایران باید باشد. ایران یا برای آغاز کاری و یا برای پایان دادن به یک داستان اینجاست.