کد خبر: ۱۱۳۸۶۳
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴

اعتراضات آثار تعارضات درونی، دغل و دروغ جناح های سیاسی

شوشان ـ محمدرضا چمن نژادیان :

علمای جامعه شناس معمولاً حکمرانی بر جوامع بشری را که در طول تاریخ مورد مطالعه و مداقه قرار می دهند. با توجه به اینکه در مقاطع مختلف تاریخی انواعی از نظام های قومی قبیله ای، مذهبی معنوی و سیاسی اجتماعی بر ممالک شرقی و غربی حکومت کرده اند. هرکدام هم محاسن و معایب خاص خود را با توجه به مقتضیات زمانی، آگاهی زیستی انسانی و ژئوپلتیکی منطقه ای داشته اند. بر اساس ویژگی های رفتاری و نوع حکمرانی ها حاکمیت ها را تعریف و حاکمان را نامگذاری می کردند و می کنند. توضیح و تحلیل مفصل هر کدام از واژگان و نوع حکومتها  مجال نمی گنجد. ولی بطور کلی نظامهای سیاسی از نظر جامعه شناسان سه نوع هستند:
۱- خودکامه ( فردی و الیگارشی) ۲- پادشاهی ( مطلقه و مشروطه) ۳- دموکراسی ( مستقیم و غیر مستقیم).
در ایران پس از قرنها با پشت سر گذاشتن نظامهای خودکامه و پادشاهی به رهبری کاریزماتیک دینی امام خمینی ره انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. بر اساس رای اکثریت توده های مسلمان جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظام سیاسی تاسیس شد. برخلاف نظامهای قبلی و پادشاهی به مردم برای تعیین حق سرنوشت و نوع نظامی سیاسی اجازه ی مشارکت داده شد. در بدو امر جمهوری اسلامی با مولفه های از پوسته ی نظام سیاسی بر مبنای دموکراسی بومی دینی برخلاف نظام پادشاهی و دیکتاتوری شکل گرفت. اما به مرور زمان براساس رشد و آگاهی اجتماعی، آسیبهای جدی نوع حکمرانی در مملکت داری و نیاز واقعی سازمان یافته ی  تر ملت به مشارکت در امور بهتر لمس شد. آسیبهای محتوای نظام سیاسی یا جمهوری اسلامی ایران در نیم قرن اخیر با توجه به نیازهای درون وطنی و تحولات بین المللی بیشتر برملا و شفاف سازی شد. بیش از سه دهه است، که با آسیب شناسی ها از طریق متدینین انقلاب، نخبگان مدنی و علمای جامعه شناسی مفاسد درون انواع حکمرانی ها تذکر به اصلاح داده می شود. بر اصلاح ساختارها برای کارآمدی، رفع تبعیضات برای تعلق خاطر ملت و  عدالت گرایی فساد ستیزانه اصرار ورزیده می شود. ولی از آنجایی که دو گانه های دغل و دروغ با ملغمه سازی نظام سیاسی تعیین کننده ی کنشهای اخلاقی ، کنشگری های رفتاری و کارکردهای حاکمیتی شده اند. نظام سیاسی توتالیتر مآبانه و الیگارش صفتانه مغایر با فلسفه ی انقلاب اسلامی ایرانیان سایه ی شومی ازخود را بر امور حکمرانی انداخته است. به مرور که اساس مشی رفتار مدنی، اخلاق دینی و کنشگری سیاسی در نظام سیاسی با انحرافات چندگانه ی دغل کاران و دروغگویان به حیات نظام اسلامی گره زده شد. حفظ حیات نظام اسلامی و کنشگری شهروندان متاثر از فلسفه بافی دغل کاران دینی با ریا، تزویر و مدح گردید. و کنشگری برای خدمت صادقانه ی پاسخگو تحت تاثیر قدرت طلبی ماکیاولیسم مآبان با مشی دروغگویی سیاسی اصلاحی، اصولی و اعتدالی مورد پسند حاکمیت قرار گرفت. در اثر انواع تعارضات با فلسفه ی وجودی نظام مردمسالار دینی بر خلاف محتوای  شفافیت، عدالت گستری و پاسخگویی مردم پایه به انحراف کشیده شد. رویکردهای مردمسالارانه، شایسته سالارانه و فساد ستیزانه  هم با کارکردهای معیوب میدانی عملاً با دغل و دروغ به حاشیه رانده شدند. در نتیجه نظام سیاسی و جمهوری اسلامی نوپای ایرانیان که می بایست، کارکردهایی برای سعادت دنیا و آخرت ملت داشته باشد. و الگویی از مردمسالاری دینی با کارکردهای موفق برای دیگران گردد. خروجی های حکمرانی آن هم کاملاً مغایر با روح دغل دغل کاری و دورغ دروغگویان ماکیاولیست اندیش حاکم بر دموکراسی های رایج بشری باشند. تا نوعی از دموکراسی بومی بادرون کارکردی نطام سیاسی و تربیتی را مستحکم بنا و به نمایش بگذارد. که مبنای مردم پایه ی دینی، شایسته سالاری مدیریتی و عدالت گستری فساد ستیزانه داشته باشد. اما متاسفانه نظام سیاسی عملاً بدون توجه به نوپا بودن خود به لحاظ تجربه ی حکمرانی، آسیب شناسی مدنی کارکردی   و اصلاحات ساختاری در بسیار از جهات و آرمانها ناکارآمد خود را نشان داد. و تا حد زیادی  توسط دغل کاران مذهبی و دروغگویان سیاسی به انحراف کشانده شد. امروزه  با توجه به اعتراضات خیابانی  و  پس از ۴۷ سال عمق تعارضات ساختارهای حکمرانی و ناکارآمدی اجزای مولفه های اصلی  نظام اسلامی آشکار تر گردید. یعنی جمهوریت، اسلامیت و مشارکت سازمان یافته ی ملت در نظام سیاسی هیچکدام بهم پیوسته کارآ و سعادت بخش را نداشته و به نوعی ملعبه ی دست دغل کاران مذهبی و دروغگویان سیاسی گردیده اند. شرایط نگران کننده ی امروزی ناشی از کندی و خنثی گری چرخه دنده های روان ساز حاکمیتی هست. که فلسفه ی وجودی آن کارآمدی ، خدمت به ملت و جلب مشارکت واقعی اکثریت شهروندان بوده است. اعتراضات آثار تعارض،  دغل و دروغ در نظام  اسلامی

نظرات بینندگان