کد خبر: ۱۱۳۸۷۰
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۴

تحلیل تهدیدات اخیر آمریکا علیه ایران و احتمال وقوع جنگ در خلیج فارس و دریای عمان

شوشان ـ محمدجواد مرمضی :

چکیده

در هفته‌های اخیر، استقرار گستردهٔ نیروهای نظامی ایالات متحده در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان، بار دیگر نگرانی از وقوع درگیری نظامی مستقیم میان واشنگتن و تهران را برانگیخته است. مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی-دانشگاهی به بررسی زمینه‌ها، اهداف احتمالی آمریکا، توان دفاعی ایران، سناریوهای محتمل جنگ و پیامدهای آن در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی می‌پردازد.

مقدمه

تحرکات اخیر نظامی آمریکا در نزدیکی آب‌های ایران همزمان با تحولات داخلی و منطقه‌ای صورت گرفته است. افزایش فشارهای سیاسی، اعتراضات داخلی در ایران در ماه‌های پایانی ۲۰۲۵، و سیاست تهاجمی دولت آمریکا به‌ویژه در دوره اخیر ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، نمونه‌هایی از عواملی هستند که زمینه‌ساز تشدید تنش شده‌اند. تحلیل این شرایط نیازمند بررسی هم‌زمان سه محور است: منطق راهبردی واشنگتن، آمادگی دفاعی ایران، و موقعیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس.

۱. زمینه‌های تشدید تنش ایران و آمریکا

بر اساس گزارش الجزیره (۲۹ ژانویه ۲۰۲۶)، ناو هواپیمابر هسته‌ای USS Abraham Lincoln به‌همراه چندین ناو رزمی و زیردریایی راهی دریای عمان شده‌اند. این اقدام پس از سخنان تهدیدآمیز رئیس‌جمهور آمریکا دربارهٔ «پاسخ قاطع در صورت اعدام معترضان ایرانی» انجام گرفت. واشنگتن مدعی است هدف این استقرار، «حفظ امنیت منطقه‌ای» است، اما همزمان، سابقه حملات هوایی آمریکا به تأسیسات هسته‌ای فردو و اراک در ژوئن ۲۰۲۵، نشان می‌دهد که هدف‌های عمیق‌تری دنبال می‌شود، از جمله مهار توان هسته‌ای ایران و محدودسازی نفوذ منطقه‌ای تهران.

از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل، به‌ویژه رویکرد واقع‌گرایی، هر قدرت سلطه‌جو در نظام بین‌الملل در پی حفظ برتری خود از طریق موازنهٔ قدرت است. اقدام آمریکا در استقرار نیروهایش را می‌توان مصداقی از قدرت‌نمایی بازدارنده (Deterrence Show) دانست؛ هدفی که لزوماً به‌معنای تصمیم قطعی برای جنگ نیست، بلکه ایجاد فشار چندوجهی — نظامی، روانی و اقتصادی — بر ایران است.

۲. اهداف احتمالی آمریکا از استقرار نظامی اخیر

تحلیل ساختار تصمیم‌گیری در واشنگتن نشان می‌دهد که آمریکا سه هدف اصلی را دنبال می‌کند:

بازدارندگی و تهدید در آستانه انتخابات داخلی آمریکا: استفاده از فضای بحرانی خاورمیانه برای تقویت وجهه رئیس‌جمهور در داخل.

تست واکنش‌های دفاعی ایران: ارزیابی توان پاسخ سریع سپاه پاسداران، سامانه‌های پدافندی و رزمی ایران در شرایط فشار.

ایجاد محور فشار چندلایه بر ایران: شامل تحریم‌های بیشتر، تهدید به حمله، و تحریک متحدان منطقه‌ای مانند عربستان و اسرائیل.

در مقابل، واشنگتن با محدودیت‌های جدی روبه‌روست — از جمله خستگی نهادهای نظامی پس از جنگ اوکراین و بحران تایوان، محدودیت بودجه دفاعی، و نگرانی از درگیری فرسایشی در منطقه‌ای پیچیده.

۳. توان دفاعی ایران و دکترین مقاومت فعال

ایران طی دو دههٔ گذشته دکترین دفاعی خود را بر اساس سه محور شکل داده است:

عمق راهبردی منطقه‌ای از طریق نیروهای نیابتی و متحدان غیرمتمرکز (در لبنان، سوریه، عراق و یمن)

دکترین مقاومت فعال شامل پاسخ متقارن و نامتقارن در برابر تجاوزات خارجی؛ ترکیب قدرت موشکی، پهپادی و جنگ الکترونیک.

اتکا به تولید داخلی تجهیزات نظامی.

اطلاعات صنعتی نشان می‌دهد که ایران بیش از ۳۰۰۰ موشک بالستیک و کروز در اختیار دارد که قادرند تأسیسات و ناوهای آمریکایی را در فاصله‌های تا ۲۵۰۰ کیلومتر هدف قرار دهند. همچنین توان سایبری و اطلاعاتی ایران در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته است.

از منظر نظریهٔ بازدارندگی، چنین قابلیتی موجب می‌شود هر حملهٔ محدود علیه ایران احتمالاً با پاسخ سنگین روبه‌رو گردد — امری که می‌تواند موازنهٔ هزینه-فایده را برای آمریکا منفی کند.

۴. ارزیابی احتمال وقوع جنگ

تحلیل میدانی نشان می‌دهد که احتمال جنگ مستقیم در کوتاه‌مدت پایین اما در میان‌مدت افزایش‌یابنده است. دلیل نخست، بی‌میلی واشنگتن به ورود به جنگ جدید در منطقه‌ای ناپایدار است؛ دلیل دوم، هزینه‌های بالا و احتمال واکنش جهانی منفی. اما در صورتی که بحران داخلی ایران تشدید شود یا اقداماتی همچون آزمایش موشکی جدید یا حمله به منافع آمریکا در منطقه رخ دهد، احتمال درگیری محدود (Limited Strike) وجود دارد.

نمودار پیش‌بینی سناریوها چنین است:

سناریو ۱: بازدارندگی متقابل و عدم درگیری (۶۰٪)

سناریو ۲: حملات محدود هوایی یا سایبری به مراکز خاص (۲۵٪)

سناریو ۳: جنگ فرسایشی منطقه‌ای چندجانبه (۱۵٪)

۵. سناریوهای محتمل و پیامدهای راهبردی

پیروزی آمریکا: از لحاظ نظامی، برتری تکنولوژیک واشنگتن غیرقابل انکار است، اما بدون حمایت مردمی و شناخت جغرافیای نبرد، چنین پیروزی‌ای ناپایدار است. تجربهٔ عراق و افغانستان نشان داد که تفوق نظامی لزوماً به پیروزی سیاسی منجر نمی‌شود.

تسلیم ایران: با توجه به تاریخ مقاومت و انسجام سیاسی-اجتماعی، تسلیم کامل ایران تقریباً نامحتمل است. حتی در صورت حمله گسترده، ایران احتمالاً به دفاع چریکی و نامتقارن روی خواهد آورد.

مقاومت ایران: محتمل‌ترین سناریو، مقاومت فعال مبتنی بر ضربات متقابل منطقه‌ای است — از بستن تنگه هرمز تا حملات پهپادی علیه پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس.

در هر حالت، وقوع جنگ تمام‌عیار پیامدهایی فاجعه‌بار برای بازار جهانی انرژی، امنیت دریایی، و ثبات کشورهای حوزهٔ خلیج فارس خواهد داشت.

نتیجه‌گیری

تحلیل راهبردی نشان می‌دهد که حضور نظامی آمریکا در آب‌های اطراف ایران بیش از آنکه نشانهٔ تصمیم برای جنگ باشد، نشانه‌ای از فشار ترکیبی (Comprehensive Pressure) است. هدف واشنگتن ایجاد شرایط روانی، سیاسی و اقتصادی برای تضعیف داخلی ایران است. با این حال، به‌دلیل توان بالای بازدارندگی ایران و پیچیدگی ژئوپلیتیکی خاورمیانه، امکان پیروزی قاطع آمریکا اندک است.

در صورت وقوع درگیری، ایران با بهره‌گیری از دکترین مقاومت فعال و عمق منطقه‌ای خود، احتمالاً وارد جنگی طولانی اما دفاعی می‌شود. بنابراین، راه‌حل پایدار نه در رویارویی نظامی، بلکه در مذاکرهٔ چندجانبه با محوریت کاهش تهدیدات و تضمین امنیت منطقه‌ای نهفته است.

 

منابع

Al Jazeera, How does US military build-up off Iran compare to the June 2025 strikes?, 29 January 2026.

Al Jazeera, Iran prepares for war as US military 'armada' approaches, 30 January 2026.

BBC Persian, از تحرکات جدید نظامی آمریکا در نزدیکی آبهای ایران چه می‌دانیم؟, ژانویه ۲۰۲۶.

نظریه‌های بازدارندگی و روابط بین‌الملل، جان میر‌شایمر، 2019.

مطالعات دفاعی و ژئوپلیتیک خاورمیانه، مرکز پژوهش‌های استراتژیک تهران، 2025.

نظرات بینندگان