شیلنگ و لوله خوزستان داخلی
اینستاگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
اینستاگرام شوشان
شوشان تولبار
کد خبر: ۱۰۷۵۳۹
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۴۰۰ - ۱۲:۵۷
شوشان - مهری کیانوش راد:

در قرن دنیای مجازی،  با شاخه ای از آگاهی ها  روبرو هستیم ، این شاخه از علم ، بهتر است ، «آگاهی بی معنا  » نامگذاری بشود .

بیماری مزمنی که چون  کسی  دچارش بشود ، خود را دانا احساس می کند ، در حالی که به دانسته های خود هیچ گونه آگاهی ندارد، قدرت تجزیه و تحلیل ندارد ، اگر مورد پرسش و پرسشگری واقع شود، قادر به پاسخگویی نیست .

این نوع از علم تازه ، مانند گیاهی است که ریشه ندارد و با کمترین وزش باد ، بر باد می رود .

این نوع بیمار خاص ، که بیشتر در علوم انسانی بروز می کند ،  در برخی از سرزمین  ها محیط مساعدتری برای رشد پیدا می کند ، به نظر می رسد ، سرزمینی که استعداد فراوانی برای شکوفایی علم «آگاهی بی معنا » را دارد ، سرزمین خودمان ، ایران باشد.

قلمرو  رشد سرطانی این غده ی سرطانی بیشتر ، سرزمین علوم انسانی است .

در سال ۱۹۹۶  «آلن سوکال و همکارش ، با نوشتن مقاله ای بدون معنا ، با واژه هایی پر طمطراق ، برای نشریه ای که پیشاهنگ مطالعات اجتماعی بود ، فهم روشنفکران جامعه را به چالش کشید.
به اعتراف سوکال او می خواست بگوید : «پادشاه در پس ظاهر اصطلاحات خیره کننده و عالمانه برهنه است .»

این واقعیت ها نشانگر این است که علوم انسانی در معرض خطری جدی قرار دارد .

علوم انسانی از باارزش ترین و کم ارزش ترین علوم است .

# باارزش  است ، چون زیربنای فرهنگ و تمدن هر سرزمینی با علوم انسانی و انتقال ارزش‌ها از نسلی به نسلی دیگر، به وسیله ی این شاخه از علم،تحقق می یابد .

 باارزش است، چون پایه فهم اولیه ی همه ی علوم تجربی و ریاضی است .

 انسان در هر کجای زمین که باشد ، تا درک درستی از علوم انسانی و ادبیات خود نداشته باشد ، در فهم مفاهیم دیگر علوم توانا نخواهد بود.

بی ارزش است ، زیرا متاسفانه هر کس به آسانی خود را در علوم انسانی صاحب نظر می داند ، دنیای مجازی نیز به این مشکل کمک می کند .

هرکس با فشار دادن دکمه ای سیل اطلاعات را به سوی خود سرازیر کرده ، تا به جایی که حتی فرصت هضم این اطلاعات را نیز ندارد و ناخودآگاه شاید خودش هم باور کند ، که واقعا این داده ها ، دانسته های خود اوست.

 باید اعتراف کرد ، این بیماری ، بیماری تازه ای نیست .

قرن ها قبل مولانا در مثنوی 
به این بیماری مزمن،  بارها اشاره کرده است .

عالم نمایانی که بدون تجربه ی عرفانی ، از عرفان سخن می گویند ، بدون فهم گزاره های عرفانی ، پرشورتر از عرفا به تکرار سخنان آنان  مشغول هستند .

داستان  «خر برفت و خر برفت و خر برفت » به نمونه ای از این گویندگان نااگاه اشاره می کند.

داستان «زیافت تأویل رکیک مگس» با حکایت دیگری از انسان های خودشیفته روبرو می شویم  ، که فکر می کنند ، با اندیشه های ناقص خود ، می توانند رهبری مردم را به عهده بگیرند.

آن مگس بر برگ کاه و بول خر / همچو کشتیبان همی افراشت سر .
اینک این دریا و این کشتی و من / 
مرد کشتیبان و اهل فن و رای .

در داستان «اعرابی درویش وزنش » در دفتر اول ، اشاره به کسانی می کند ، که گرفتار بیماری مزمن و لاعلاج «آگاهی بی معنا »
شده اند .

ای تو وارسته ازین فانی رباط 
تو چه دانی صحو و سُکر و انبساط

ور بدانی نقلت از اَب و جَد است 
پیش تو این نامهاچون ابجد است 

ابجدو هوّز چه فاش است و پدید 
بر همه طفلان و معنی بس بعید

مولانا دوباره تکرار می کند : بسیار گویندگان معارف عرفانی از واژه هایی مانند صحو و سکر و   ابجد و غیره سخن می گویند ، کسانی که حتی یک بار نیز این مفاهیم را تجربه نکرده اند ، راه  آموختن آنها از طریق تقلید و تکرار گفته ی والدین شان بوده ، بدون اینکه به مفاهیم عمیق این واژه ها اندیشه کرده باشند .

این شوربختان معنوی نما ، دانسته های خود را چون آب کوثر می دانند ؛ اما اگر نزد صاحب معرفتی ، کالای خود را عرضه کنند ، دروغین بودن ادعایشان فاش خواهد شد.

این عالم نما ها به نظر مولانا ، مانند مرغ های هستند که مسکنشان آب های شور است و‌هیچ گاه به چشمه روشن حقیقت آشنا نبوده اند .

در نتیجه جامعه با کسانی روبرو می شود ، که بدون آگاهی ، گوینده ی مفاهیم بلندی هستند که درک درستی از آن مفاهیم را ندارند .

نتیجه آموزش این عالمان نااگاه به علم خود ، پرورش کسانی خواهد بود ، که از آغاز قدم در راهی می گذارند که به جای جستجوی سرچشمه حقیقت ، ماهی مرداب ها و آبگیرهای حقیر خواهند شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
اینستاگرام شوشان
شوشان تولبار