امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ محمد سلامی :
در ماههای اخیر و پس از روی کار آمدن استاندار دولت چهاردهم درخوزستان شاهد بی ثبات ترین دوره مدیریتی در این حوزه بوده ایم ، بطوریکه گاهی مشاهده شده ، مدیرانی در سطح ارشد مانند معاون استاندار یا فرماندار یا مدیران ارشد دستگاههای اجرایی بدون هیچ گونه مقدمه و یا برآوردی از شاخص ها و بصورت ضرب العجل و سلیقه ای جابجا شده اند .
در حالی که فرض بر این است که انتخاب مدیران بایستی بر اساس شاخص ها و نظر کمیته ای متشکل از انسانهای مجرب و منصف و بصورت عقلایی صورت گیرد تا دامنه نوسانات سیاسی حداقلی موجب بی ثباتی نگردد و مدیران منتخب هم فرصتی برای اجرای پلن های مدیریتی در برنامه های کوتاه مدت و میان مدت داشته باشند و در یک پروسه مبتنی برعقلانیت هزینه های جابجایی هم به حداقل برسد.
البته دامنه خسارت این بیثباتی های سیاسی در سطوح کلان شدیدتر است. اگر مدیر یک شهرستان تغییر کند، آسیبها محدود به همان سطح است؛ اما وقتی معاونان استاندار یا مدیران ستادی تغییر کنند، رکود و ناهماهنگی در کل استان نمود پیدا میکند.
در چنین شرایطی پروژههای ملی، طرحها و برنامههای توسعه سیاسی _ اجتماعی با اختلال جدی مواجه میشود. برای ایجاد ثبات مدیریتی، دو شرط اساسی لازم است؛ نخست اینکه معیارهای سیاسی و جناحی و اختلافات دیدگاهی نباید تنها مبنای انتصاب مدیران باشد و دوم اینکه مدیر منتخب باید چنان از تخصص و توانایی برخوردار باشد که با هر تنش سیاسی دچار تزلزل نشود .ناگفته پیداست که اگر مدیری صرفاً بر اساس روابط و بصورت سلیقه ای و در بنگاههای معاملاتی منصوب شده باشد ، تداوم مدیریت او نباید تضمین شود و این چرخه ناپایدار هم امتداد نخواهد یافت. احزاب سیاسی و رسانهها و نهادهای مدنی باید بر نقش مخرب بیثباتی مدیریتی در معطل ماندن پروژهها و هدررفت سرمایههای انسانی روشنگری کنند .امروزه اگر فعالان سیاسی _اجتماعی از تغییرات و بی ثباتی های پی در پی در حوزه معاونت سیاسی استانداری نگران هستند براساس همین منطق است .ما معتقدیم که یکی از دلایل اصلی وجود طرح ها و برنامه های نیمه تمام در حوزه های توسعه سیاسی و اجتماعی و بی برنامه گی در زمینه آسیبهای اجتماعی استان همین تغییر سریع مدیران ارشد سیاسی در برهه زمانی اخیر بوده است . بیثباتی مدیریتی علاوه بر سردرگمی در زیرمجموعه های شهرستانی ، موجب اتلاف سرمایهها و قابلیتهای انسانی میشود و لاجرم دود این وضعیت نامستقر مستقیماً به چشم مردم میرود. استاندار و مشاوران ایشان باید اهمیت این موضوع را درک کرده و رویه فعلی را اصلاح کنند تا از تکرار اتلاف منابع انسانی و فرصتهای توسعه جلوگیری شود.در پایان خاطر نشان می شود که اصرار بر ثبات مدیریتی بمعنای ماندگاری مدیران فسیلی و بی برنامه و بدون شاخص نیست و امروزه متاسفانه شاهد هستیم که برخی مدیران که در چند دولت متمادی مسول بوده اند با هیچ شاخص و معیاری قابل دفاع نیستند.
و اتفاقا لازم است استاندار محترم با ورود مستقیم و بررسی علل ماندگاری طولانی مدت در مناصبی مانند صنعت نیشکر و صنعت آب و برق ، رخوت وخواب آرام این مدیران رانتیری را آشفته کند .