امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ منوچهربرون :
شورای شهر، در هر شهری باید به مثابه پارلمان محلی عمل کند؛ نهادی که وظیفه دارد صدای مردم را بشنود، مطالبات آنان را پیگیری کند و با انتخاب مدیران کارآمد، مسیر توسعه و ساماندهی شهر را هموار سازد. اما تجربه چهار سال گذشته در اهواز نشان داده است که این شورا نتوانسته بهدرستی در قامت چنین نهادی ظاهر شود.
غیبتهای مکرر اعضا، تقسیمبندی به دو طیف موافق و مخالف، و اختلافات درونی، شورا را از کارکرد اصلی خود دور کرده است. به جای آنکه این نهاد به میدان گفتوگوی سازنده و تصمیمگیری جمعی بدل شود، به عرصه کشمکشهای بیپایان و بیثمر تبدیل شده است. نتیجه این وضعیت، چیزی جز رکود و بلاتکلیفی برای شهری نیست که بیش از هر زمان دیگر نیازمند مدیریت کارآمد و تصمیمهای قاطع است.
مسأله انتخاب شهردار، نماد آشکار این بحران است. پس از رفتن شهردار پیشین، آقای امینی، انتظار میرفت شورا با جدیت و انسجام، فردی کاربلد و شایسته را برای اداره شهر برگزینند. اما غیبتهای پیدرپی و اختلافات داخلی، این فرآیند را به بنبست کشاند. اهواز، شهری با مشکلات انباشته و نیازهای فوری، همچنان در انتظار مدیری است که بتواند از این بلاتکلیفی بیرونش آورد.
شهرداری، قلب تپنده مدیریت شهری است. نبود شهردار منتخب، به معنای توقف در تصمیمگیریهای کلان، کندی در اجرای پروژهها و بیپاسخ ماندن مطالبات مردم است. این وضعیت نه تنها اعتماد عمومی را خدشهدار میکند، بلکه سرمایه اجتماعی شورا را نیز به شدت کاهش میدهد.
شورای شهر اهواز، اگر میخواهد از این چرخه ناکارآمدی بیرون آید، باید پیش از هر چیز اختلافات درونی را کنار بگذارد و به وظیفه اصلی خود بازگردد: انتخاب مدیران کارآمد و پیگیری مطالبات مردم. اهواز بیش از هر زمان دیگر نیازمند شهرداری است که با دانش، تجربه و اراده، بتواند شهر را از بلاتکلیفی نجات دهد. تا زمانی که شورا درگیر غیبتها و جدالهای بیپایان باشد، این هدف دستنیافتنی خواهد ماند و شهر همچنان در سایه بحران مدیریت، روزهای دشوار خود را ادامه خواهد داد.