امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ ابراهیم متینسیرت :
آبِروی اهواز فقط آبرویی نیست که سالهاست زیر بار وعدههای بیسرانجام و گزارشهای پرطمطراق فرسوده شده؛ «آبِرو» همان آبی است که بعد از هر بارندگی، فارغ از شدت و مدت آن، روی خیابانهای شهر میماند، راه را میبندد، رفتوآمد را مختل میکند و زندگی روزمرهی شهروندان را به مصیبت بدل میسازد.
بارندگی پنجم بهمن، نه سیلی کمسابقه بود و نه پدیدهای غیرقابل پیشبینی. کمتر از پنج ساعت باران زمستانی کافی بود تا اهواز بار دیگر به زیر آب برود؛ خیابانها غرق شوند، خودروها در میانهی معابر خاموش بمانند، فاضلاب به منازل نفوذ کند و شهر برای چندمینبار در برابر ابتداییترین آزمون تابآوری، مردود شود.
این اتفاق در حالی تکرار میشود که در سالهای اخیر، شرکت آب و فاضلاب اهواز با در اختیار داشتن بودجههای چند هزار میلیارد تومانی در قالب طرحهای ترمیم، توسعه و تعمیم شبکه فاضلاب شهری، یکی از پرهزینهترین دورههای فعالیت خود را پشت سر گذاشته است. دورهای که بخش قابل توجهی از آن، در سالهای خشکسالی سپری شد؛ سالهایی که نه بارندگی قابلتوجهی در کار بود و نه فشار عملیاتی اضطراری بر شبکه.
حاصل این هزینهکرد سنگین چه بود؟
حفاریهای گسترده و فرسایشی در جایجای شهر، کندی مزمن رفتوآمد، خسارت به کسبوکارها و معابری که ماهها و گاه سالها به حال نیمهکاره رها شدند. اما با نخستین بارندگی زمستان، روشن شد که این همه پروژه و اعتبار، حتی نتوانسته مسیر طبیعی هدایت آبهای سطحی را فعال کند؛ تا جایی که با چند ساعت بارندگی مداوم، آبها بیهیچ مقاومتی به سمت خیابانها و منازل هجوم میآورند و شبکهای که قرار بود راهحل باشد، عملاً نقشی در مدیریت بحران ندارد؛ گویی حتی یک قطره آب نیز راهی مسیر فاضلاب نمیشود.
در این میان، بحران فقط فنی نیست؛ مدیریتی است. دعوای ریشهدار، فرسایشی و بیبرندهی شهرداری و آبفا بر سر متولی دفع آبهای سطحی، سالهاست به سوهان روح شهروندان اهوازی بدل شده است. در اوج بارندگی و سیلابی شدن معابر، هر دستگاه مسئولیت را به گردن دیگری میاندازد و در این میان، کسی پاسخگوی ورود فاضلاب به خانهها، خاموش شدن خودروها در خیابانها و فلج شدن کامل شهر نیست.
با این توصیف، ظاهراً نه شهرداری اهواز مقصر است و نه شرکت آب و فاضلاب. در چنین شرایطی، شاید تنها راه باقیمانده این باشد که مقصران اصلی معرفی شوند؛ باران و آبهای سطحی.
باران به جرم باریدن، و آبهای سطحی به جرم در سطح ماندن.
شاید بد نباشد در کنار لوحهای تقدیر، گزارشهای موفقیت و بنرهای رنگارنگ، تجربیات ارزشمند چند ساعت آبگرفتگی اهواز نیز در قالب مقالات علمی و همایشهای تخصصی، به دنیا معرفی شود؛ تا شهرهایی چون ونیز بدانند چگونه میتوان با صرف هزینههای هنگفت، همچنان در برابر باران ناتوان ماند. همایشهایی با این عنوان که «چرا آبهای سطحی در سطح میمانند؟»؛ نشستی علمی برای پاسداشت تلاشهای شبانهروزی مدیرانی که نتیجهی کارشان هر بار با اولین باران نمایان میشود.
اهواز امروز به نقطهای رسیده که شهروندانش مستأصل ماندهاند باران رحمت است یا زحمت؛ پدیدهای طبیعی که باید نشانهی زندگی باشد، اما هر بار به آزمونی برای تحمل مردم تبدیل میشود. این وضعیت نه حاصل قهر طبیعت، که محصول سالها مدیریت جزیرهای، فقدان پاسخگویی و ترجیح نمایش به نتیجه است.
و در پایان باید گفت: دستاوردسازی، نصب بنر موفقیت و گزارشنویسی، آبهای سطحی را هدایت نمیکند.
ایکاش به جای هزینهکردهای چند هزار میلیاردی، مدیران کوتوله عزل میشدند؛ شاید آنوقت، آبِروی اهواز هم روی زمین نمیماند.