کد خبر: ۱۱۳۸۲۰
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۷
صالح محمدیان

فقط شورا و مرگ می‌تواند مرا از شهرداری جدا کند

شوشان ـ صالح محمدیان :

این جمله یک مدل مهندسیِ اشتباه از سیستم قدرت ارائه می‌دهد. از دیدگاه مهندسی سیستم‌ها، هر ساختاری متغیرهای وابسته و مستقل، نقاط شکست احتمالی و حوزه‌های ریسک خاص خود را دارد. جمله فوق تنها دو متغیر «شورا» و «مرگ» را به عنوان نقاط شکست سیستم حرفه‌ای خود شناسایی کرده و سایر متغیرهای بحرانی—مانند افول مقبولیت اجتماعی، تخطی از قوانین اخلاقی، یا تغییر در بستر سیاسی—را نادیده گرفته است. این یک محاسبه غلط در طراحی مدل تاب‌آوری فردی بود که به فروپاشی سریع سیستم منجر شد.

از منظر فلسفه سیاسی، این گزاره تجسمِ خودبنیادیِ خطرناکِ صاحب قدرت است. هنگامی که قدرت، خود را تنها در تقابل با نهادهای هم‌ترز (شورا) یا نیروهای طبیعی (مرگ) تعریف می‌کند، عملاً خود را از هرگونه مسئولیت در قبال مرجع فراتر (اراده عمومی، اخلاق، قانون الهی) مبرا می‌داند. این نگاه، سوءتفاهمی بنیادین است؛ چرا که قدرت سیاسی نه یک ماهیت ذاتی، بلکه یک «وظیفه» و «امانتی» مشروط است که ثبات آن منوط به حفظ مشروعیت است. مشروعیتی که خود تابعی است از اخلاق، خدمت و تواضع.

اگر خدا بخواهد، عزت می‌دهد.

این جمله، در واقع بیانِ یک «اصل متافیزیکی حاکم بر سیستم‌های انسانی» است. از نگاه فلسفی، این گزاره نه یک جمله جبری، بلکه صورتبندی یک سنت علّی الهی است. خداوند عزت را به مثابه یک «پتانسیل هستی‌شناختی» در وجود هر انسان قرار داده است. اما تبدیل این پتانسیل به حالت فعلیت، منوط به هم‌راستایی اراده انسانی با قوانین حاکم بر نظام اخلاقی جهان است. قانونی که می‌گوید: «مسیر تواضع → عزت پایدار» و «مسیر تکبر → زلت اجتناب‌ناپذیر». بنابراین، «خواست خدا» در اینجا به معنای کارکرد نظاممند و غیردلبخواه قوانین الهی حاکم بر صعود و سقوط افراد است.

سقوط آن شهردار و تیمش، یک «شکست سیستمیک» بود که ریشه در «خطای محاسباتی بنیادین» داشت. آنها «قدرت موقعیتی» را با «عزت وجودی» یکی انگاشتند. در حالی که عزت حقیقی یک متغیر درونی و تابعی از اخلاق است، قدرت موقعیتی یک متغیر بیرونی و ناپایدار است. وقتی غرور، جایگزین تواضع شود—که ضریب امنیت اخلاقی سیستم است—پایداری کل ساختار به خطر می‌افتد. تاریخ سیاست معاصر پر از نمونه‌هایی است که در آنها «عامل تکبر» باعث کاهش تاب‌آوری سیستم و تسریع در فروپاشی شده است.

نتیجه‌گیری منطقی و سیاست‌گذارانه این تحلیل آن است که طراحی هر سیستم مدیریتی—اعم از سیاسی یا سازمانی—باید مکانیزم‌های نظارتی درونی برای کنترل «تکبر قدرت» داشته باشد. این مکانیزم‌ها چیزی جز همان تواضع فعال، پاسخگویی دائم و آگاهی از مراجع فراتر از ساختارهای ظاهری نیستند. عزت، یک خروجی پایدار است که تنها زمانی تولید می‌شود که نهاده‌های سیستم، شامل صداقت، خدمت و فروتنی باشد. هرگونه بای‌پاس این نهاده‌ها، سیستم را مستعد نوسان‌های شدید و در نهایت، شکست قطعی می‌کند. بنابراین، عقلانیت حکم می‌کند که معادله را به درستی بازنویسی کنیم: «فقط تواضع در برابر خدا و مردم می‌تواند مرا در مسیر عزت حفظ کند».

نظرات بینندگان