امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ حمید گل افشان :
انتخابات سراسری شوراهای اسلامی شهر و روستا که در اردیبهشتماه سال آینده برگزارخواهد شدتنهایک روند اداری نیست. برای مردم خوزستان این انتخابات آزمونی سرنوشتساز است؛ فرصتی برای تصحیح مسیری که گاه به دلیل انتخابهای نادرست درترکیب شوراهای شهر به قیمت عقبماندگی شهرها تمام شده است. عملکرد برخی شوراهای دورههای گذشته
درسهایی تلخ و نمونههایی عینی از مدیریت ناکارآمدرا پیش روی ما نهاده که تکرار آن به معنی ادامه روند تخریب و از دست دادن فرصتهای توسعه است.
اشتباهات مکرر، ضربههای ماندگار
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که یکی از بزرگترین و پرتکرارترین اشتباهات برخی شوراها تمرکزبرمعیارهای رابطهمحور و قومی به جای شایستگیهای تخصصی و تعهد در انتخاب شهردار بوده است.
نتیجه این نگاه کوتاهبینانه انتخاب مدیرانی بوده که فاقددانش شهری، شجاعت اداری و درک صحیح از اولویتهای توسعه بودند.
ضعفهای تخصصی این شوراها اغلب در موارد زیر نمود یافته است:
عدم توانایی در ارزیابی فنی و مالی
طرحهای بزرگ شهری که منجر به عقد قراردادهای زیانبار و شروع پروژههای غیراصولی شده است.
فقدان بینش بلندمدت و برنامهریزی پایدار که نتیجهاش تصمیمهای مقطعی و احساسی بدون توجه به تبعات آینده بوده است.
ضعف در نظارت مستمر و مؤثر بر عملکرد دستگاه اجرایی (شهرداری) به طوری که تنها زمانی مشکلات را میبینند که کار از کار گذشته و خسارت وارد شده است.
ضربههای جبرانناپذیر این انتخابها و نظارت ضعیف را میتوان در گوشه و کنار استان مشاهده کرد:
پروژههای نیمهکاره به مثابه نماد بیبرنامگی:
تصویر پلهای ارتباطی نیمهتمام، بلوارهای رها شده در میانه راه، و پارکهایی که به زمینهای بایرو انباری از مصالح ساختمانی تبدیل شدهاندیادگارهای شوم مدیریتهای ضعیف هستند. این پروژهها نه تنها حاصل برنامهریزی نادرست برای تامین اعتبارندبلکه نشان از عدم نظارت دقیق شورا بر روند اجرا دارند.
تخریب سرمایههای عمومی و
زیرساختهای اساسی:
بی توجهی به نگهداری و توسعه فضای سبز، قطع برخی درختان کهنسال به بهانههای واهی سقوط یا توسعه معابر بدون ارائه جایگزین، آسفالتهای بیکیفیت که با اولین باران وترددوسایل نقلیه نشست وفرورفتگی پیدا می کند، و سیستمهای ناکارآمد جمعآوری آبهای سطحی که هر بارندگی را به بحرانی برای شهروندان تبدیل میکند، همگی از ضعف مدیریت اجرایی و فقدان نگاه تخصصی در شورای نظارتگر خبر میدهند.
بدهیهای انباشته و فروپاشی خدمات: انتخاب شهرداران فاقد تخصص مالی در مواردی منجر به انجام بدهیهای سنگین و کسری بودجههای فلجکننده شده است. این بحران شهرداری را از نقش اصلی خود یعنی ارائه خدمات پایه و اجرای پروژههای عمرانی بازداشته است.
فرصتسوزی و از قافله توسعه عقبماندن:
دردورانی که شهرهای دیگر با جذب سرمایه و ایجاد زیرساخت پیش میتاختند، برخی شهرهای ما به دلیل مدیریت ناکارآمد، سرمایهگذاران را فراری دادند و اعتماد عمومی را از دست دادند.
این فرصتسوزی بزرگترین ضربهای است که آثار آن برای سالها گریبانگیر نسلهای آینده خواهد بود.
نمونههای روشن:
وقتی شورای خوب، شهردار موفق میسازد
با این حال درسوی دیگر این سکه شاهد شهرداریهایی دراستان بودهایم که عملکردی مثبت و رو به پیشرفت از خود به نمایش گذاشتهاند. این موفقیتها ریشه در انتخابی درست از سوی شورای شهربر پایه شایستهسالاری و تخصص داشته است.
مدیریتهایی که با برنامهریزی بلندمدت، شفافیت مالی و نظارت مستمر بر پروژهها توانستهاندنه تنهاازانباشت بدهی جلوگیری کنندبلکه خدمات شهری را ارتقا داده و پروژههای عمرانی را به موقع و باکیفیت به پایان برسانند.
وجود چنین نمونههای موفق در استان به وضوح ثابت میکند که "شورای متخصص" میتواند "شهردار کارآمد" را شناسایی و حمایت کند و نتیجه آن توسعه متوازن و رضایت شهروندان است. این تجربیات مثبت باید چراغ راه شوراهای آینده باشد.
پشت این مدیریت ناکارآمد، "شورای ضعیف و غیرتخصصی" قرار دارد
این پرسش مطرح است که این شهرداران فاقد صلاحیت کافی چگونه بر مسند مدیریت تکیه زدهاند؟
پاسخ روشن است: توسط شوراهایی که اولویت آنها نه منافع شهرکه روابط شخصی و گروهی بود.شورایی که مسئولیت نظارتی خود را فراموش میکند و در انتخاب مدیر، تخصص را فدای آشنایی مینماید.
درحقیقت خیانت به اعتماد مردم را رقم میزند.موارد متعددی وجود دارد که شوراها پس ازماهها یا سالها با مشاهده عملکرد فاجعهبار شهردار منتخب خودبه اجبار به استیضاح و تغییر او رای دادهاند، اما آن زمان خسارت غیرقابل جبران بوده است.