امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ عبدالرضا داوری :
۱- مقدمه:
مقایسه ساده قدرت خرید شهروندان ایرانی با همسایگان ترک و اماراتی، تصویری گویا از عمق شکاف معیشتی ایجاد شده کنونی ارائه میدهد. این شکاف، تنها نتیجه تورم نیست، بلکه حاصل ترکیب ویرانگر سیاستهای داخلی ناکارآمد و تحریمهای فلجکننده خارجی است. محاسبات بر اساس قیمتهای جاری و درآمد سرانه در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که یک شهروند متوسط اماراتی با درآمد سرانه یک روز خود، میتواند حدود ۳۸ برابر گوشت گوسفند بیشتری نسبت به یک ایرانی بخرد. این اختلاف، تعریف عینی فقر مطلق در دسترسی به نیازهای اساسی است.
۲- قدرت خرید: روایتگر بحران
برای درک عمق فاجعه معیشتی کنونی در ایران، کافی است تعداد واحد کالایی را که یک شهروند متوسط در هر کشور میتواند با درآمد سرانه روزانه خود بخرد، مقایسه کنیم:
· یک ایرانی با درآمد سرانه روزانه حدود ۱۱ دلار (معادل ۱.۵۴ میلیون تومان با نرخ دلار ۱۴۰ هزار تومانی) میتواند تنها حدود ۷۰ گرم گوشت گوسفند بخرد. این رقم برای گوشت گوساله حدود ۸۰ گرم، برای مرغ حدود ۳۰۰ گرم، برای برنج حدود ۶۰۰ گرم و برای شیر حدود ۱.۲ لیتر است.
· یک ترکیهای با درآمد روزانه حدود ۳۳ دلار، توان خرید بسیار بالاتری دارد و میتواند حدود ۵۴۰ گرم گوشت گوسفند (حدود ۸ برابر یک ایرانی)، ۵۱۰ گرم گوشت گوساله، ۱.۴۳ کیلوگرم مرغ، ۱.۸۴ کیلوگرم برنج و ۳.۱۸ لیتر شیر بخرد.
· یک اماراتی با درآمد روزانه حدود ۱۳۱ دلار، در جایگاه کاملاً متفاوتی قرار دارد و میتواند حدود ۲.۷ کیلوگرم گوشت گوسفند (نزدیک به ۳۸ برابر یک ایرانی)، ۲.۵ کیلوگرم گوشت گوساله، ۳.۸ کیلوگرم مرغ، ۵.۲ کیلوگرم برنج و ۸.۷ لیتر شیر بخرد.
این ارقام به وضوح نشان میدهد که مشکل اصلی در بحران کنونی معیشت ایران، صرفاً بالابودن قیمت مطلق برخی کالاها نیست، بلکه علت اصلی فروپاشی قدرت خرید عمومی، پایین بودن تولید ناخالص داخلی ایران و درآمد ناچیز سرانه شهروندان ایرانی است.
۳- ریشههای بحران رفاه در ایران: ترکیب مرگبار تحریم و سوءمدیریت
الف- تحریمها: شوک خارجی تشدیدکننده
تحریمها با قطع ارتباط بانکی، محدود کردن دسترسی به فناوری و کاهش درآمدهای ارزی، ریشههای تولید و تجارت را خشکاندهاند. هرگونه برنامه پایدار برای بهبود رفاه، ملزم به تلاش جدی دیپلماتیک برای رفع تحریمها است. این کار نه تنها درآمدهای ملی را افزایش میدهد، بلکه فشار تورمی را کاهش و زمینه جذب سرمایه را فراهم میکند.
ب- سیاستهای داخلی ناکارآمد: بستر ساز بحران
اقتصاد ایران در دام یک چرخه معیوب افتاده است:
تحریم ، سپس کاهش درآمد ملی، سپس تأمین کسری بودجه از طریق چاپ پول (سیاست پولی انبساطی) سپس ورم افسارگسیخته و در نتیجه فقر بیشتر.
بودجهریزی غیرمولد، هزینههای سنگین دولت، اقتصاد انحصاری و بیثباتی سیاستگذاری، هرگونه ظرفیت بهبود داخلی را تحلیل بردهاند.
۴- راه برونرفت: اصلاحات داخلی و تنشزدایی خارجی
رفع تحریمها اگرچه شرط لازم برای خروج از بحران کنونی است، اما به تنهایی کافی نیست. این اقدام باید با یک بسته اصلاحات ساختاری داخلی همراه شود:
الف- اصلاح نظام بودجهریزی: تبدیل یارانههای غیرمستقیم و پرتلفات به حمایت نقدی هدفمند و افزایش سرمایهگذاری در زیرساختهای مولد.
ب- استقلال بانک مرکزی و کنترل پایه پولی: برای مهار ریشهای تورم که بزرگترین دشمن سرمایه و پسانداز مردم است.
ج- خصوصیسازی واقعی و مقابله با انحصار: ایجاد فضای رقابتی برای افزایش بهرهوری، کیفیت و اشتغال.
· بازسازی سیستم مالیاتی: افزایش درآمد دولت از طریق مالیات بر ثروت و درآمد به جای اتکای صرف به فروش منابع طبیعی.
۵- نتیجهگیری: آینده در گرو انتخابهای سخت است
شکاف رفاهی کنونی ایران با همسایگان، نتیجه مستقیم انتخابهای سیاسی-اقتصادی گذشته است. شهروند ایرانی امروز، برای خرید ابتداییترین کالاهای سبد معیشت، تحت فشاری بیسابقه و تاریخی قرار دارد. توسعه رفاه ملی نیازمند یک تغییر پارادایم فوری و قاطع است: عبور از اقتصاد مبتنی بر رانت، انحصار و تنش خارجی، به سمت اقتصاد مبتنی بر تولید، رقابت و تعامل سازنده با جهان. این مسیر، هرچند دشوار، تنها راه بازگرداندن «حق برخورداری از زندگی شایسته» به تکتک ایرانیان است. آینده رفاه ایران، میان ادامه وضع موجود یا اصلاحات ساختاری و تنشزدایی هوشمندانه در نوسان است.