کد خبر: ۱۱۳۸۳۷
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۳
 جعفر دیناروند

بررسی واژه های تربیتی: اقتدار

شوشان ـ جعفر دیناروند :


معنای لغوی:دهخدا: در دیگ پختن چیزی را، توانا شدن.
معین: توانمند شدن، توانایی، قدرت.
عمید: قدرت یافتن، توانا شدن، توانایی، قدرت داشتن.
تعریف:اقتدار( authority) حق و قدرت بعضی اشخاص به اینکه تصمیم بگیرند و افراد دیگر را به انجام دادن اعمال و کارهایی وادارند و به اصطلاح بچرخانند.کسی که در یافته و پذیرفته است که تحت کنترل اوضاع قانونی و معیارها و اصول پذیرفته شده باشد.
توضیح:قدرت نمایی و نشان دادن توانایی ها برای هر فردی چه پذیرنده و یا ارائه دهنده، دارای دو معنای متضاد است.اول اینکه از آن، به عنوان ادامه دادن خواسته های فردی برداشت گردد که به اصطلاح دیکتاتوری نامیده می شود.
در چنین حالتی، اجبار و زور حرف اول را می زند و ستمگر با استفاده از انواع مبادی قدرت، افراد تحت ستم را به خواسته های خود مجاب می نماید.فشار، عامل اصلی تغییر محسوب و پذیرش به شکل غیر انسانی،حاصل می گردد.
در انواع تعامل و رفتارهای امروزی، چنین قدرت هایی، حکمفرماست.در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، خانواده، جامعه، ورزش و انواع آن می توان، چنین شکلی را یافت.ما این نوع قدرت را نامتعادل و غیر انسانی می دانیم و با وجود اجرای آن در دنیای امروزی، آن را نشانه عدم رشد انسانی تلقی می کنیم.
نوع دیگری از قدرت،"نفوذ" پذیری است.در چنین حالتی، فرد به انواع شکل ها، طرف مقابل را تحت سیطره خود قرار می دهد.قدرتی مثبت و سازنده است اگر در جهت رشد و تعالی باشد.منظور از این توضیح آن است که این نفوذ می تواند جنبه منفی نیز داشته باشد.
بسیاری از افراد، علی رغم نداشتن قدرت های سیاسی یا اقتصادی و حتی جسمانی می توانند، افراد اطراف را، تحت نفوذ کلام یا رفتار خود قرار دهند.الگو های جامعه دارای چنین قدرتی هستند.
هنرپیشگان ، قهرمانان، ورزشکاران و حتی باندهای خلافکار نیز می توانند چنین قدرتی را داشته باشند.قدرت در چنین حالتی دارای نفوذی خاص است و افراد تحت تاثیر، با الگو گرفتن از انواع رفتارها، به تقلید می پردازند.
قدرت در تربیت دارای شکل خاصی است.ما آن را "اقتدار" می نامیم.نوعی از قدرت درونی تربیت دان که هرگز آن را نشانه ای از قدرت طلبی خود نمی داند اما با انواع رفتارها، سعی می کند تا افراد تحت تربیت را به سمت اهداف انسانی هدایت نماید.
عمل و عکس العمل های افراد دارای اقتدار، هرگز به شکل اجبار نیست.پذیرندگی داوطلبانه و گاه درخواست کننده است.معلمی که در کلاس درس خود برنامه های آموزشی را با موفقیت اجرا می کند و اجازه بر هم زدن اوضاع را به کسی نمی دهد، دارای اقتدار است.
ابهت و نفوذ همراه با نظم و قانون برای تربیت دان، دارای ارمغان اقتداری است.فریاد نمی زند، از تنبیه استفاده نمی نماید، تهدید را در برنامه های خود قرار نمی دهد و در نتیجه، به تعهد خود پای بند است.تعهد و پای بندی یکی از علائم داشتن اقتدار است.
در روند تربیت، وجود اقتدار، امری لازم و ضروری است.این تاکید نه تنها برای تربیت دان که برای تمامی کسانی که به نوعی با تربیت در ارتباطند، دارای اهمیت است.اقتدار جایگاه خاصی در اجرای درست روند تربیت دارد.اقتدار برای رسیدن به رشد انسانی است و هرگز کنار گذاشته نمی شود.

نظرات بینندگان