امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ عبدالرحمن نیک سرشت :
در مورد لزوم برخورداری حاکمیت از اقتدار نرم، بارها، مقالاتی را به رشته تحریر در آوردم: چنانچه اگر، قانون تعارض منافع را بصورت دقیق و کارشناسی تدوین نماییم، بسیاری از چالش های امروزی جامعه ما تبدیل به بحران های هولناک نمی شوند، بلکه فرصت های طلایی برای رشد و شکوفایی خلق می نمایند. برای مثال؛ از راس هرم قدرت شروع می کنیم.بدون تعارف، چرا، روسای جمهور، مجلس و قوه قضائیه و سایر معاونین و مدیران ارشد بعد از پایان دوره، عزل و یا بازنشستگی احساس نامحرمی و اپوزیسیونی می نمایند باید دید، این وسط چه اتفاقی رخ می دهد، حتماً، این مسأیل آسیب شناسی گردند. براستی چرا، هرکس از هنرمند بگیر تا ورزشکار یا روزنامه نگار و غیره که با موقعیت و رانت حاکمیتی صاحب برند و شهرت می شود، بعد از مدتی، برعلیه ی نظام وارد فاز تهاجمی می شود.بطور دقیق، همه ی این عوامل بدلیل فقدان قانون تعارض منافع جامعی است.حالا، قانون تعارض منافع چه می گوید: و چه تعهدات و الزاماتی را بصورت دو جانبه برای نظام و کارگزاران خود و دیگر زیرمجموعه ها فراهم می سازد که همگان را ملزم می نماید تا این که از برند، شهرت و اعتبار خود برای لطمه زدن به همدیگر پرهیز نمایند. براستی این میان باید چه الزامات و تضمیناتی در کار باشند تا بحران های مذکور شکل نگیرند. مثلا، دکتر برج ساز، هنرمند شاخ مجازی، کارمند دولت راننده تاکسی، مهندس عمران، تاجر نشوند و هیچکس نتواند برند خود را در جهت غیرحرفه و تخصص خود نقد نماید.
آری، چه تعهداتی در قرارداد های فیمابین بر مبنای قانون تعارض منافع باید وجود داشته باشد تا موجب شود رئیس جمهور یا دیگر سایر قوا و زیرمجموعه ها براساس وظایفشان فقط باید در خدمت مردم باشند و از تحرکات حاشیه ای و چانه زنی های پوپولیستی پرهیز نمایند چرا ما در خصوص مدیریت فضای مجازی از تجربه ترکیه الگو نگرفتیم، مگر ندیدیم چطور همه پلتفرم های خارجی شروط فعالیت خود را براساس خواست دولت ترکیه پذیرفتند ._ _براستی چرا، فضای مجازی در ایران تبدیل به پادگان اشرف شده تا معاندین مجال یابند بوسیله ی آن به جهت جذب میلیشای شهری خود اقدام به یارگیری نمایند. اینجاست که می گوییم: حاکمیت در جایی که باید قاطع و مقتدر عمل نماید سست و فشل ظاهر می شود.