امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ صالح محمدیان :
این روزها، فریاد معیشت و گرانی در فضای شهر طنین انداخته است. نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی، که ریشه در دشواریهای زندگی روزمره دارد، به شکلی از اعتراض و ناآرامی تبدیل شده است.
در این میان، چهرههایی که دیده میشوند، هم خستگی را نشان میدهند و هم امید را؛ جوانانی با حق مسلم بیان و بزرگترهایی با نگرانیهای عمیق برای فردای این مرز و بوم.
از منظر یک تحلیلگر اجتماعی که سالها پیگیر مسائل کشور بوده است، نمیتوان نسبت به جریان حاضر بیتوجه ماند.
اما آنچه نگرانی عمیقتری برمیانگیزد، خود اعتراضات مردمی نیست که ریشه در واقعیتهای جاری دارد بلکه سایه بلند و خطرناکی است که از دور بر این تلاطمها متمرکز شده است.
تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین همواره نشان داده که در اوج اختلافات داخلی، طمع بیگانگان برای تضعیف تمامیت و استقلال کشور به اوج خود میرسد.
جنگ هشتساله تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ آزمونی سخت برای هوشیاری و انسجام ملی بود. در آن جنگ، اگر اراده و اتحاد ملی ملت ایران نبود، قطعاً به شکست و اشغال کشور میانجامید؛ حال آنکه در آن دوران نیز اختلافات و چالشهای داخلی هرچند شاید کمتر از امروز وجود داشت.
امروز نیز نشانههایی از شرایطی مشابه در حال شکلگیری است. ناآرامیهای داخلی، حتی با ریشههای واقعی اجتماعی، میتواند به فتنهای بزرگتر و پیچیدهتر تبدیل شود.
در این شرایط، یک اصل ساده ولی عمیق نباید از یاد برود: «هیچ گربهای برای رضای خدا موش نمیگیرد.» نیروهای خارجی که امروز با زبان همدردی از دور نظاره میکنند، عموماً انگیزهای جز تأمین منافع خود ندارند. تجربه تاریخی گواه آن است که قدرتهای بیگانه هرگز دلسوز ملتهای دیگر نبودهاند.
آنها تنها زمانی وارد میدان میشوند که منافع استراتژیک خود را در خطر ببینند یا فرصتی برای نفوذ و کسب امتیاز بیابند.
آنچه امروز به عنوان «نگرانی جامعه بینالمللی» عرضه میشود، در واقع صورتی دیگر از «شکار موش برای رضای خدا» است نه رضای مردم ایران، که رضای جبههای دیگر.
از نگاه تحلیلی، حق اعتراض و بیان مطالبات، از حقوق ذاتی هر شهروند است. اما خرد جمعی و تجربه تاریخی حکم میکند که یک ملت با پیشینه تمدنی کهن، نباید اجازه دهد اختلافات داخلی، مانع دیدش نسبت به تهدیدهای کلان بیرونی شود. همانگونه که رهبر معظم انقلاب تأکید داشتهاند: «دشمن از اختلافهای داخلی بیشترین بهره را میبرد.»
تهدید امروز، کمتر در میدان نبرد سنتی خودنمایی میکند و بیشتر در پشت صفحه نمایشها و با ابزار جنگ روانی و تشدید اختلافات داخلی نقشه میکشد.
هدف نهایی، نه کمک به معترضان، که تضعیف پایههای ملی و ایجاد بیثباتی برای مداخله است.
هوشیاری در چنین موقعیتی یک تکلیف تاریخی است. این هوشیاری به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی نیست، بلکه به معنای تشخیص اولویتهاست.
اولویت امروز، صیانت از کیان ملی در برابر آنانی است که آشکارا به دنبال تضعیف آن هستند. هرگونه بیثباتی و درگیری داخلی که امنیت ملی را خدشهدار کند، به طور قطع به سود بازیگران خارجی و به زیان تمام اقشار ملت فارغ از هر گرایشی تمام خواهد شد.
وظیفه تاریخی فعالان اجتماعی و سیاسی، روشنفکران و آحاد ملت در این برهه، هوشیاری و مراقبت است تا اختلافات داخلی به ابزاری در دست بیگانگان تبدیل نشود.
پذیرش حقوق مردم و نقد منصفانه عملکردها باید با چشمان باز به خطر بزرگتر یعنی تهدید تمامیت ارضی و حاکمیت ملی همراه باشد.
امروز نیز همانند گذشتههای دشوار این سرزمین، آزمون بزرگ دیگری در پیش است. عبور ایمن از این مرحله نیازمند خرد جمعی، آیندهنگری و اتحادی است که منافع ملی را کانون خود قرار دهد. تاریخ را باید عبرت گرفت، نه آنکه تکرارش کرد.