امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ محمدجعفر محمدزاده :
کارکرد و ارزشهای فرهنگی شاهنامه، با همهی اهمیتش، کمتر شناخته شده است زیرا که بیشتر به جنبهی حماسی و تاریخی آن پرداخته شده است.
فرهنگ، بنیاد پایداری ملتهاست و بدون آن، دیگر دستاوردها ارزشی ماندگار ندارند.
تجربهی جهان امروز نشان میدهد که پیشرفتهای شتابان علمی و فناورانه، اگر با فرهنگ و اخلاق همراه نباشد، انسان را به بنبستها و چالشهای تازه میکشاند.
انسان معاصر بیش از آن که به دانایی و خردورزی تکیه کند، به دانش و عقل ابزاری دل بسته است؛ حال آنکه در خردمندی مورد نظر فردوسی در شاهنامه، معرفت و معنویتی نهفته است که جان انسان را به تعادل میرساند.
شاهنامه، نمایندهی همین خرد و داناییِ ریشهدار است؛ خردی که از تجربهی تاریخی، اخلاق انسانی و نگاه معناگرا به حوادث و رویدادهای جهان برمیخیزد:
*ازو هرچه اندر خورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی برد*
ایران، سرزمینی با فرهنگ دیرین است و شاهنامه یکی از بزرگترین سرمایههای ملی آن بهشمار میرود. ارزش شاهنامه در آن است که دعوتی فراگیر به فرهنگ و انسانیت دارد؛ دعوتی به داد، خرد، میانهروی، مسئولیتپذیری و احترام به کرامت انسان.
این اثر، هم بر تجربهی تاریخی تکیه دارد و هم با فطرت انسانی و معنویت دینی درآمیخته است؛ از همین رو توان گفتوگو با فطرتِ انسان فرورفته در گرداب منفعتطلبی و مادیگرایی را دارد.
در شاهنامه، اندیشههایی جهانی نهفته است که میتواند زبان مشترک ما با وجدان بیدار انسان و جهان باشد. ما با تکیه بر چنین میراثی، میتوانیم در جهان گرفتار مادیات، سخنی اخلاقی، فرهنگی و پذیرفتنی داشته باشیم؛ سخنی که ریشه در تاریخ دارد و به نیکفرجامی انسان میاندیشد.
آیا میشود تردید کرد که این بیتهای شاهنامه( پایان دوره ضحاک)از بلندپایهترین و جهانیترین سخنانی است که میشود با همهی انسانها به اشتراک گذاشت؟
*
بیا تا جهان را به بد نسپریم
به کوشش همه دستِ نیکی بریم!
نباشد همی نیک و بد ماندگار
همان به که نیکی بود یادگار
همان گنجِ دینار و کاخ بلند
نخواهد بُدن مر تو را سودمند
سَخُن ماند از تو همی یادگار
سخن را چنین خوارمایه مدار!*
چکیده و تأملی در یکی از شبهای شاهنامه