امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ محسن تقیانی :
محمد داودی، که پیشتر او را با قلمش در آثار رضا میرکریمی و فیلمهایی چون نگهبان شب و قصر شیرین میشناختیم، اینبار با نخستین تجربه کارگردانیاش پا به میدان گذاشته؛ فیلمی با عنوان «اردوبهشت» که بیپرده سراغ یک پرونده واقعی میرود: غرق شدن شش دانشآموز در دریاچه پارک شهر تهران در اردیبهشت سال ۱۳۸۱؛ حادثهای که هنوز بوی تلخ بیتدبیری و اندوه جمعی را با خود دارد.
#اردوبهشت از دل یک تراژدی بیرون میآید، اما به دام سانتیمانتالیسم نمیافتد. شاهمهدی، مردی در تنگنای معیشت، با کوهی از بدهی و زندگیای از همگسیخته، ناگهان با فاجعهای روبهرو میشود که همهچیز را از نو تعریف میکند: مرگ دخترش در اردوی مدرسه. پیشنهادهای وسوسهانگیز مالی برای ختم ماجرا، همچون سایهای سنگین بالای سر او و خانوادهاش میچرخد؛ اما فیلم، میدان اصلی نبرد را نه در دادگاه که در وجدان شخصیت اصلی بنا میکند.
فیلمنامه، حاصل همکاری محمد داودی و کاظم دانشی، یکی از ستونهای محکم اثر است. دانشی که به واسطه دسترسی ویژهاش به پروندههای قضایی، سالهاست به رگ خواب سوژههای ملتهب اجتماعی دست یافته، اینبار نیز در انتخاب و پرداخت موضوع، هوشمندانه عمل کرده است. روایت با نظمی حسابشده پیش میرود؛ نه شتابزده است و نه گرفتار اطالهای بیکارکرد. تعلیقها طبیعیاند و از دل موقعیت میجوشند، نه از ترفندهای بیرونی.
کارگردانی داودی غافلگیرکننده است؛ دقیق و در خدمت متن. فیلم لکنت ندارد؛ از گفتن واهمهای نشان نمیدهد و بهجای پناه گرفتن پشت محافظهکاریهای مرسوم، با جسارت سراغ ریشههای اجتماعی ماجرا میرود. همین صراحت، «اردوبهشت» را از یک درام سفارشی و خنثی جدا میکند و به اثری زنده و پرکشش بدل میسازد.
بازیها نقطه قوت جدی فیلماند. حامد بهداد در نقش شاهمهدی، یکی از پختهترین و مهارشدهترین بازیهای سالهای اخیرش را ارائه میدهد. او بهجای انفجارهای بیرونی، بر التهاب درونی تکیه میکند؛ نگاههای شکسته، سکوتها، بغضها و فریادهایش در فیلم کار میکند. مخاطب نهفقط با او همدرد، که همراه میشود.
فیلمبرداری با قاببندیهای سنجیده و پرهیز از اغراقهای بصری، در خدمت رئالیسم اثر است. فرم، فروتنانه زیر سایه محتوا قرار میگیرد و همین انتخاب آگاهانه، به فیلم هویتی منسجم میدهد. استفاده حسابشده از تصاویر آرشیوی واقعی حادثه، ضربه عاطفی فیلم را تشدید میکند؛ نه برای شوکآفرینی، بلکه برای پیوند زدن درام به حافظه جمعی.
۱۳۰ دقیقه زمان فیلم، اگرچه بلند به نظر میرسد، اما کارکردمند است. روایت نیاز به این امتداد دارد تا فرآیند شکلگیری تصمیم اخلاقی شاهمهدی را باورپذیر کند. «اردوبهشت» درباره یک انتخاب است؛ انتخاب میان کرامت انسانی و نیاز اقتصادی. و فیلم، با نگاهی روانشناسانه و جامعهشناسانه، این دوگانه را به سطحی عمیق و دردناک میبرد. شاهمهدی شاید فقیر باشد، اما در بزنگاه نهایی، ثروتی را انتخاب میکند که نه در حساب بانکی، که در شأن انسانی معنا میشود.
«اردوبهشت» بیش از آنکه فیلمی درباره یک حادثه باشد، بیانیهای است درباره قیمت انسان در جامعهای که همهچیز را میتوان با عدد سنجید؛ جز وجدان و شرافت انسانی.