امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ منوچهر برون :
شهرهای امروز بیش از آنکه با دود خفه شوند، با صدا فرسوده میشوند. آلودگی صوتی، این مهمان ناخوانده و مداوم، آرام و بیوقفه در جان شهر نفوذ میکند؛ بیآنکه همچون آلودگی هوا دیده شود یا همچون زباله به چشم بیاید. صدا، وقتی از مرز تعادل عبور میکند، دیگر نشانهی زندگی نیست؛ نشانهی آشفتگی است.
آلودگی صوتی برخلاف بسیاری از آلایندهها، تدریجی عمل میکند. اثرش آنی و نمایشی نیست، اما عمیق و ماندگار است. اختلال در خواب، افزایش استرس و اضطراب، کاهش تمرکز، افت بهرهوری، سردردهای مزمن و در موارد شدیدتر، آسیبهای شنوایی و بیماریهای قلبی ـ عروقی، تنها بخشی از پیامدهای زیستن در محیطی پرهیاهوست. انسانی که شب را با صدای بوق و موتور و کارگاه ساختمانی صبح کند، چگونه میتواند روزی آرام و کارآمد داشته باشد؟
منابع آلودگی صوتی در شهرها متنوع و گستردهاند: ترافیک سنگین خودروها، موتورسیکلتهای پرصدا، خودروهای فرسوده، بوقهای غیرضروری، فعالیتهای عمرانی شبانه، واحدهای صنفی مزاحم، صنایع مستقر در محدوده شهری و حتی سیستمهای صوتی پرقدرت در فضاهای عمومی و خصوصی. این تکثر منابع، نشان میدهد که مسئله تنها یک رفتار فردی نیست؛ یک مسئله ساختاری و شهری است.
با این حال، آلودگی صوتی کمتر از دیگر آلایندهها مورد توجه سیاستگذاران و افکار عمومی قرار گرفته است. شاید چون پیامدهای آن تدریجی است و بحرانش ناگهانی و نمایشی نیست. اما همین تدریجی بودن، خطر آن را دوچندان میکند. صدایی که هر روز کمی بلندتر میشود، حساسیت گوش و ذهن را آرامآرام میکاهد و جامعه را به هیاهو عادت میدهد؛ و عادت، خطرناکترین مرحلهی هر بحران است.
کنترل آلودگی صوتی باید از مبدأ آغاز شود. جلوگیری از تولید یا ورود وسایل نقلیه با آلایندگی صوتی بالا، ساماندهی موتورسیکلتهای پرصدا، نظارت بر خودروهای فرسوده و اعمال قوانین بازدارنده برای بوقهای غیرضروری، نخستین گامهاست. در کنار آن، سیاستگذاریهای شهری نقش تعیینکنندهای دارند. در پهنههای ویژه مجاور بزرگراهها، همچون پهنههای تعریفشده شهری نظیر G۳۲۲، رعایت فاصلهی مناسب میان بلوکهای ساختمانی و محورهای پرترافیک، استفاده از پوششهای گیاهی متراکم، دیوارهای صوتی و تمهیدات فیزیکی مکمل میتواند میزان دریافت آلودگی صوتی توسط ساکنان را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
شهر سالم تنها شهری با هوای پاک نیست؛ شهری است که در آن «سکوت» نیز سهمی از زندگی دارد. سکوت، حق شهروندی است؛ همانقدر ضروری که نور، هوا و آب. اگر صدا از حد بگذرد، کیفیت زندگی فرو میریزد و آرامش، که سرمایهی نامرئی هر جامعه است، تحلیل میرود.
امروز، بیش از هر زمان، نیازمند بازنگری در الگوی زیست شهری هستیم. فرهنگ رانندگی، قوانین ساختوساز، مدیریت ترافیک، جانمایی صنایع و حتی شیوهی برگزاری مراسم و رویدادها، همگی باید با ملاحظهی «حق شنیدن و حق نشنیدن» طراحی شوند. آلودگی صوتی، اگرچه دیده نمیشود، اما اثرش بر جان و روان شهروندان انکارناپذیر است.
شاید وقت آن رسیده است که در هیاهوی شهر، لحظهای درنگ کنیم و از خود بپرسیم:
آیا صدای زندگی را میشنویم، یا تنها پژواک بیوقفهی شلوغی را؟