امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ نوید قائدی :
این روزها آرزوی اکثر جوانان ایرانی داشتن یک زندگی معمولی بدون تنش با آیندهای روشن است که متأسفانه بهسادگی در دسترس نمیباشد. اکثر جوانان میگویند ما فقط میخواهم یک زندگی آرام و معمولی داشته باشم. شاید نسل Z ایران یا همان متولدین دهههای هفتاد و هشتاد، امروز در میان سهگانه فشار اقتصادی، بیتوجهیهای اجتماعی و سالهاست با تهدید جنگ گرفتار شدهاند. اما خواستههای این نسل فراتر از شعارهای کلیشهای است که گاه از تریبونهای رسمی و غیررسمی شنیده میشود.
جوان ایرانی امروز از آرمانگرایی انقلابی فاصله گرفتهاند و خواهان یک زندگی عادی و قابلپیشبینی هستند. میخواهند بدون دغدغه گرانی و تورم بتواند برای آینده خود برنامهریزی کنند. اعتراضات اخیر که از دیماه ۱۴۰۴ در ایران آغاز شد دقیقاً از دل همین ناامیدی اقتصادی بیرون آمد. ابتدا بازاریان تهران به دلیل سقوط بیسابقه ریال دست به اعتراض زدند و سپس این موج به خواست دیگر گروههای اجتماعی بهخصوص جوانان برای تغییر گره خورد. گرچه عناصر معاند و فرصتطلب و دشمنان ایران بیکار ننشستند و با توطئه و نیرنگ درصدد آشوب و بلوا برآمدند، اما صورتمسئله همان بیتوجهی و نارسایی اجتماعی نسل جوان بوده و هست.
یکی از مطالبات جدی نسل جوان پایاندادن به تناقضهای اجتماعی است. از یک سو دولت از لزوم مشارکت جوانان سخن میگوید و حتی رئیسجمهور دست به انتصاب مشاور نسل Z زده است. ازسویدیگر نیروهای سختگیر در درون حاکمیت همچنان بر اجرای محدودیتها پافشاری میکنند. از برخورد سخت با کشف حجاب گرفته تا لغو کنسرتها و تعطیلی رویدادهای فرهنگی که متأسفانه دامنهدار شدهاند.
جوانان این دوگانگی را میبینند و آن را برنمیتابند. آنها میخواهند در فضای عمومی، بدون ترس زندگی کنند. بسیاری از زنان جوان امروز در شهرهای بزرگ ایران حجاب را کنار گذاشتهاند و این یک واقعیت اجتماعی است که دیگر بازور نمیتوان آن را تغییر داد و باید به فکر راهکاری فرهنگی بود.
اما شاید مهمترین مطالبه امنیت شغلی و اقتصادی باشد. درحالیکه آمار رسمی بیکاری جوانان حدود ۲۰ درصد اعلام میشود واقعیت تلختر است. بسیاری از جوانان شاغل نیز درآمدشان کفاف هزینههای اولیه زندگی را نمیدهد. گزارشها از افزایش ۷۰ درصدی قیمت مواد غذایی در یک سال گذشته حکایت دارد.
جوانان ایرانی دیگر نمیفهمند که چرا باید هزینه حمایت از گروههای منطقهای را بدهند درحالیکه خود در تأمین مرغ و برنج ماهانه با مشکل مواجهاند. شعار نه غزه، نه لبنان، جانم برای ایران که در اعتراضات اخیر شنیده شد، بیانگر همین تغییر نگرش است که به آن و دلایل آن پاسخی داده نشد؟ آنها از حکومت میخواهند بهجای تمرکز بر آرمانهای فرامرزی به فکر سفره خالی خودشان باشد.
گویا حاکمیت و دولت در مواجهه با این خشم متراکم جوانان دچار سردرگمی است. پزشکیان در نشست شورایعالی جوانان تأکید کرده که همه کاستیها با مشارکت عمومی و باتکیهبر خلاقیت نسل جوان قابلحل است. اما سؤال اینجاست: آیا این حرفها به باور جوانان نشسته است؟
نسل جوان ایران امروز در نقطهای ایستاده که میان ناامیدی و خشم سرگردان است. آنها از نظام سیاسی میخواهند یا به طور اساسی تغییر کند، یا حداقل آنقدر انعطاف داشته باشد که بتوان در آن نفس کشید. خواستههای آنها نه عجیب و نه غیرممکن است. عمده خواستههای آنان زندگی معمولی، اقتصاد باثبات، آزادیهای اجتماعی و آیندهای قابلپیشبینی است. آیا حاکمیت توانایی پاسخ به این خواستههای ساده اما بنیادین را دارد؟ پاسخ به این سؤال، سرنوشت نسل آینده ایران را رقم خواهد زد.
اگر حاکمیت از فهم مطالبات جوانان ناآگاه هست یک همهپرسی عمومی معنادار برقرار کند و خواست و مطالبه آنان را جویا شود و برای آن چارهاندیشی نماید تا مجدد بهصورت آتش زیر خاکستر باقی نماند.