امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان - دکتر محمدجعفر محمد زاده :
شاهنامه کتابی ارجمند و یگانه است که برپایهی یک سنت دیرپای ادبی ایرانی تألیف شده است؛ سنتی که ریشههای آن به دوران پیش از اسلام بازمیگردد و در منابع کهن با نام *خداینامه* یا *خوتایناماک* شناخته میشود.
بر پایهی شواهد معتبر تاریخی و متنی، فردوسی شاهنامه را از روی یک متن منثور به نظم درآورده است؛ متنی که با احتمال بسیار زیاد همان *شاهنامهی ابومنصوری* بوده است. فردوسی در آغاز و انجام داستانهای شاهنامه دخل و تصرفی نکرده و حتی در ترتیب روایتها دست نبرده است.
آثار دیگری چون *تاریخ ثعالبی* و *تاریخ طبری* نیز از ترتیب تاریخی واپسین نسخههای خداینامه ـ که در عهد ساسانی تدوین شده بودند ـ پیروی کردهاند. نزدیکی چشمگیر متن تاریخ ثعالبی با شاهنامه نشان میدهد که منبع هر دو اثر، نسخههایی نزدیک هم بوده است.
شاهنامهی ابومنصوری در سدهی چهارم هجری تألیف شده و براساس آنچه از مقدمهی بازماندهی آن برمیآید، این اثر از گردآوری منابع مکتوب پراکنده فراهم آمده است.
سنت نظمبخشی به آثار منثور، پیش و پس از فردوسی، در فضای فرهنگی ایران رواج داشته است. رودکی پیش از فردوسی کلیله و دمنه را به نظم درآورد و پس از او نیز شاعرانی چون عنصری، اسدی طوسی و فخرالدین اسعد گرگانی در همین مسیر گام برداشتند.
منابع داستانهای ملی ایرانی که از دورهی ساسانی به دورهی اسلامی راه یافتهاند، متنوعاند: از مندرجات اوستا و متون پهلوی چون *بندهشن* و *ارداویرافنامه* گرفته تا روایات مربوط به دورهی اشکانی و داستانهای منفرد چون بهرام چوبینه.
همچنین قصههای یونانی، مانند اسکندرنامه ـ که در دورهی ساسانی به پهلوی و در دورهی اسلامی به عربی و سپس فارسی ترجمه شد ـ از منابع خداینامه است. حکایات هندی ترجمهشده به پهلوی، مانند کلیله و دمنه و داستان شطرنج، نیز به روایتهای ملی ایرانی راه یافته و بازتاب برخی از آنها در شاهنامه فردوسی دیده میشود.
کارنامهی پادشاهان ساسانی، از جمله اردشیر بابکان و انوشیروان، از دیگر منابع مهم این سنت ادبی بهشمار میرود.
روایتهای رومی و سریانی که در برخی منابع تاریخی مانند طبری آمدهاند، چون در منبع اصلی مورد استفاده فردوسی وجود نداشتهاند، به شاهنامه راه نیافتهاند.
نقش روایتهای شفاهی در پدید آمدن شاهنامه اندک است و منبع اصلی شاهنامهی فردوسی همان شاهنامهی نثر ابومنصوری است؛ کتابی که امروز جز مقدمهای از آن در دست نیست.
آنچه شاهنامهی فردوسی را بر قلهی ادبیات حماسی ایران نشانده، نوآوری در داستانپردازی، امانتداری در نقل منبع، زبان فاخر و حماسی، باورهای ملی و دینی، خردورزی، اندرزها و جهانبینی حکیمانهی فردوسی است؛ ویژگیهایی که اثر او را در میان آثار همسنگ، پیش و پس از خود، بیهمتا کرده است.
**چکیده و تأملی در چهلوپنجمین شب شاهنامه*
https://t.me/mjmohammadzadeh