تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۶۸۳۰۱
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۴
دکتر حسن دادخواه عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران در گفتگو با شوشان: نخبگان واقعی خوزستان علاقه ای به ورود به مسائل ندارند
در بیشتر موارد، عضویت در شورای شهر با هدف گنجاندن خویشاوندان و وابستگان در شغل ها و سمت هاست و نه خدمت به قوم خاص...

شوشان: دکتر حسن دادخواه عضو هیات علمی دانشگاه چمران در گفتگو با شوشان معتقد است که  وقتی عقب افتادگی در همه زمینه های فرهنگی و اقتصادی و علمی در شهر و استانی بیداد کند این طبیعی است که وزانت های قومی یا سیاسی جای وزانت های علمی ، فرهنگی و سواد شهرنشینی را می گیرد. اگر همه مردم خود را زیر چتر حمایت قانون ببینند و فرصت های شغلی و ... بر پایه شایستگی و برابر با قانون در اختیار افراد قرار گیرد، جایی برای ارجحیت بخشیدن به ملاک های قومی و نژادی و سیاسی نمی ماند.

متن این گفتگو در ذیل می آید: 

اولویت های کاری و موضوعات پراهمیت شورای شهر با توجه به معضلات شهری اهواز در دوره پنجم چه فعالیت هایی باید باشد؟

با توجه به عقب افتادگی شهرهای استان خوزستان از جمله کلانشهر اهواز از قافله توسعه، به گمان من همه کارهای شهری و خدماتی و عمرانی و زیبا سازی در اولویت قرار دارند و هر کاری برای آبادانی در این شهر انجام گیرد نیکو و به جاست. رسیدگی به آب و برق و محیط زیست و گردشگری و زیبایی و تفریح همه و همه در اولویت قرار دارد.

در انتخابات دوره پنجم شورا ملاک ها و شاخص های انتخاب چه چیزی باید باشد؟

ملاک و معیار برای عضویت در شورای شهر هر شهر و هر روستا در تمام ادوار یکسان است و تغییر نمی کند. طبعا آگاهی از مسایل حوزه شهری و شهر سازی و عمرانی و جامعه شناسی و روانشناسی و آموزشی و تربیتی در صدر این ملاک ها قرار دارد.

چرا در بیشتر شهرهای خوزستان در انتخابات شورای شهر مردم رای قومی و طایفه ای می دهند؟

در همه شهرها، به دلیل بافت تاریخی و فرهنگی مردم و پیشینه شهرها، طبعا شاهد تفاوت و تغایر در وزن و وزانت و ارجحیت هستیم. آنچه که در این میان مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد این است که نحوه وارد شدن به بحث شورای شهر چگونه است؟ وقتی عقب افتادگی در همه زمینه های فرهنگی و اقتصادی و علمی در شهر و استانی بیداد کند این طبیعی است که وزانت های قومی یا سیاسی جای وزانت های علمی و فرهنگی و سواد شهرنشینی را می گیرد. اگر همه مردم خود را زیر چتر حمایت قانون ببینند و فرصت های شغلی و ... بر پایه شایستگی و برابر با قانون در اختیار افراد قرار گیرد، جایی برای ارجحیت بخشیدن به ملاک های قومی و نژادی و سیاسی نمی ماند. از این رو، وضع انتخابات اعضای شورای شهر در شهرها و روستاهای عفب مانده، نامطلوب است.

وقتی شما به عنوان یک رسانه با فردی که از سواد علمی و سیاسی و اخلاق متعارف بی بهره است و صرفا به عنوان وابستگی اش به یک قوم، یادداشت چاپ می کنید یا گفت و گو می گیرید و او به روشنی از اینکه وابستگان به قومش در پست های کلیدی استان جا نگرفته اند شکایت می کند ، این نهایت افول فرهنگی و عقب ماندگی است.

وقتی یک متخصص در مناسک مذهبی در باب ریاست ستاد یک داوطلب ریاست جمهوری سینه چاک می دهد و آبرو درو می کند این نهایت بی تقوایی و حقه بازی است. در هر حال من کمتر نیت خدمت به مردم را در چهره افرادی که این روزهای خویش را داوطلب کرده اند می بینم. حتی افرادی که خویش را به اقوام وابسته می کنند کوشش اصلی آنها دریافت رای از مردم است و الا اگر برای مردم قوم خودشان کار می کردند که این بسیار امر نیکویی است. کاش یک عرب شهردار اهواز شود و به وضع بد مناطق عرب نشین اهواز برسد کاش یک لر بختیاری یا یک فارس شهردار اهواز شود و به مناطق لر نشین و فارس نشین اهواز بیش از اقوام دیگر رسیدگی کند. ولی موضوع این است که در بیشتر موارد، عضویت در شورای شهر با هدف گنجاندن خویشاوندان و وابستگان در شغل ها و سمت هاست و نه خدمت به قوم خاص.

چرا اکثر نخبگان حاضر به کاندیداتوری در انتخابات شورای شهر نشدند؟ 

من نمی دانم ملاک نخبه بودن از دیدگاه شما چیست. همه به صرف اینکه چند ساعتی بر سر یک موضوع وقت گذاشتند خویش را نخبه در آن امر می دانند. واژه نخبه، دو دهه است مظلوم واقع شده است هر فرد و گروهی تحت نام نخبه هر کاری خواستند انجام می دهند، یا دیگران را حذف می کنند. این طبیعی است وقتی افرادی کم ظرفیت و فاقد سواد سیاسی و فاقد تخصص در مسایل شهری تنها به صرف وابستگی سیاسی و قومی میدان دار می شوند، نخبگان واقعی علاقه ای به وارد شدن به شورای شهر یا مجلس شورای اسلامی نشان نمی دهند.

در آخر صحبت پایانی و تکمیلی؟

قبل از اینکه شوراهای شهر تشکیل گردد، در شهرهایی که شهردار از متخصصان و مشاوران دانا بهره می جست ما در همان شهر شاهد توسعه و پیشرفت شهری هم بودیم. اکنون شوراهای شهر در بیشتر شهرهای ایران، جز تحمیل هزینه و تحمیل مدیریت های چند گانه در شهرداری ها و جز مزاحمت برای مدیران شهری چیز دیگری به ارمغان نیاورده است. اکنون شوراهای شهر در شهرهایی موفق هستند که قبلا شهردار از مشاوران و متخصصان برای برنامه ریزی و اجرای طرح ها بهره می جست. منظور من بطور روشن این است که مجموعا اگر شوراهای شهر نتوانند به پیشبرد مردمسالاری و رشد و توسعه سیاسی و آبادکردن شهرها و بهبود محیط زیست کمک کنند نبودنشان به نفع مردم است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار