تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۷۰۴۲۹
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۴
کافه کتاب خرمشهر در ادامه سلسله برنامه های فرهنگی خود این بار خانه سالمندان را میزبان برنامه هایش قرار داد . در ساعت شش عصر روز چهارشنبه دهم خرداد ماه خانه سالمندان خرمشهر توسط مجری طرح، موسسه افق اندیشه اروند و خیران روزه دارعطر و بوی شادی گرفت و اهدای هدایای فرهنگی توسط خیران من جمله آقای جلیلیان محفل را گرمتر نمود.
شوشان : کافه کتاب خرمشهر در ادامه سلسله برنامه های فرهنگی خود این بار خانه سالمندان را میزبان برنامه هایش قرار داد .

در ساعت شش عصر روز چهارشنبه دهم خرداد ماه خانه سالمندان خرمشهر توسط مجری طرح، موسسه افق اندیشه اروند و خیران روزه دارعطر و بوی شادی گرفت و اهدای هدایای فرهنگی توسط خیران  من جمله آقای جلیلیان محفل را گرمتر نمود.




هچنین سالمندان خرسند از این تفقد برای دقایقی شنونده ی اشعار دکتر بچاری به زبان عربی بودند. موسسه افق اندیشه اروند، اینبار کتابهایی در زمینه ،شعر،رمان، فرهنگی،علمی،آشپزی به خانه سالمندان ،وکتابخانه آن اهدا کرده  و مربیان قبول زحمت کردن که کتابها را برای این عزیزان بخوانند.




فاطمه پوراکرمی مدیر موسسه افق اندیشه شعر خود را در زمینه قدر دانی از مادران به این عزیزان تقدیم کرد، واز اینکه این مادران وزحمت کشان به دست فراموشی سپرده شده اند ابراز نگرانی کرد ، در گوشه ای از صحبتهایش خاطر نشان کرد که اتحاد شهروندان و تشکیل صندوق پس انداز ویژه نیازمندان شهر میتواند معضل کدکان کار را بهبود ببخشد .




موسسه افق اندیشه اروند به همراه خیران ارزاق و وسایل موردنیاز را به خانه سالمندان هدیه دادند،و دکتر دانش مدیر موسسه قول داد که برای عید فطر جشنی با اهدا وسایل مورد نیاز عزیزان در این خانه برپا کند .



عزیزم دلم بخند تازیبایی لبهایت را ببینم
دوست دارم برق شادی چشمهایت را ببینم
این تارهای زرحریر سفیدرابازکن
رویش وجودم را دربین تارهایت ببینم
پینه های دستت سلامتی روحم شد
میخواهم نبودن پینه های قلبت را ببینم
مگر فقط همان نه ماه بود وصال مادوتا
امده ام  تا کوچکیم رادر برابرت ببینم
شیره جانت را بمن دادی
آمده ام سلامتی بجا مانده ات را ببینم
دلبرکم معبودم بودی وقابل ستایش
آمده ام بزرگی و جلالت را دوباره ببینم
شبها تا سحر اشک ریزان برای من
آمده ام دوباره در گران لغزان را ببینم
مادرم وجودمن هستی وتوان منی
میخواهم دوباره بهشت زیر پایت را ببینم
غم مخور غصه را برباد بده
آمده ام گذر چرخ زمان ومکان آینده ام را ببینم
دستهایت را میفشارم به مهر
با دلم آمدم تا نوازش دستانت را ببینم
توبزرگی وبا شکوه مکان فرقی ندارد
آمده ام تا بزرگی خدا را در چشمانت ببینم
چقدر فداکار وبا انصافی وپرگذشت
نبودن داغ اولاد و جگری سلام را ببینم
حکم عزوجل بود چه خوش ان والدی
بی داغ وبدون اه وحسرت را ببینم
گرد پایت توتیا چشم من
آمده ام دوباره سورمه چشمم را ببینم
سفره ای پهن کردی بامهروصفا
دخترم، از جنس خودت جمع کردن سفره ات را ببینم
مپندار دوری ازمن در سرایی جدا از من
دلم باتوست خدا داند که دعای شبهایت را ببینم

فاطمه پوراکرمی  
تقدیم به تمام مادران سرزمینم
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار